English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
class i property U اموال طبقه 1
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
class ii property U اموال طبقه 2
Other Matches
community property U اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
entresol U طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
lower class U طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower classes U طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
intermediate U آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
defense classification U طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
downgrade U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor. U ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
security classification U طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification U از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
black designation U علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
cattles U اموال
chattels U اموال
things U اموال
stratify U طبقه طبقه کردن
personalty U اموال شخصی
real property U اموال غیرمنقول
distrain U ضبط اموال
post property U اموال پادگان
property book U دفتر اموال
fungible U اموال مثلی
tangible property U اموال عینی
property officer U افسر اموال
distraint U توقیف اموال
post property U اموال پادگانی
tangible property U اموال ملموس
stolen goods U اموال مسروقه
property voucher U سند اموال
financial property U اموال پولی
inventory U صورت اموال
chattel U اموال منقول
users U انتفاع از اموال
user U انتفاع از اموال
assets U مال و اموال
things in possession U اموال عینی
separate estate U اموال شخصی زن
state property U اموال عمومی
capital assets U اموال سرمایهای
installation property U اموال قسمت
paraphernalia U اموال شخصی زن
personal property U اموال شخصی
things in action U اموال دینی
fisc U اموال ضبط شده
grand larceny U سرقت اموال پرقیمت
property of unknown ownership U اموال مجهول المالک
goods of perishable nature U اموال سریع الفساد
goods and chattels U اموال و دارائیهای منقول
offences against property U جرائم بر علیه اموال
jus disponendi U حق واگذار کردن اموال
fixed property U اموال غیر منقول
priceable things U اموال یا اشیا قیمتی
inventory U فهرست اموال سیاهه
article of roup U اموال مورد حراج
real estate broker U دلال اموال غیرمنقول
replaceable thing U اموال یا اشیا مثلی
contrabanded goods U اموال و اشیا قاچاق
sequestration U حکم توقیف اموال
appropriation bill U صورت ضبط اموال
property officer U افسر ذیحساب اموال
salvages U اموال نجات یافته از خطر
salvaged U اموال نجات یافته از خطر
salvage U اموال نجات یافته از خطر
safeguarding U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
foreign U توقیف اموال مدیون خارجی
safeguard U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
jus postliminii U حق وی نسبت به ان اموال محفوظ است
foreign U توقیف اموال مدیون غایب
letters of marque U حکم ضبط اموال بیگانگان
safeguarded U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
salvaging U اموال نجات یافته از خطر
safeguards U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
conclearer of stolen goods U مخفی کننده اموال مسروقه
accountable property officer's bond U دفتر افسر ذیحساب اموال
misappropriation of public property U تصرف غیر قانونی در اموال عمومی
proponents U مقام مسئول اموال یا اجرای کار
proponent U مقام مسئول اموال یا اجرای کار
wear and tear U از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
real action U دعوی راجع به اموال غیر منقول
waveson U اموال اب اورده بعد از غرق کشتی
occupancy U تملک اموال بلا صاحب متصرف
conscription of wealth U مصادره اموال در زمان جنگ به وسیله دولت
property disposition U ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
hotchpot U سرجمع کردن دارایی رویهم ریختن اموال
angary U حق کشور متحارب برای استفاده از اموال کشوربیطرف
praemunire U حکم توقیف وضبط اموال یاغیان ومتمردین
garnishment U اخطاری که به شخصی که اموال دیگری در ید او توقیف شده است
receivers U خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
receiver U خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
ransoms U وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
ransom U وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
eminent domain U قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
elegit U حکم توقیف اموال مدیون تا زمان واریز بدهی خود
pound U محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounding U محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounds U محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounded U محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
jus postliminii U هرگاه اموال کسی در جنگ توسط دشمن اخذ و متعاقبا" پس گرفته شود
army class manager activity U سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification U طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications U طبقه بندی کردن طبقه بندی
bill of attainder U لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
deeds U در CL به سندرسمی اطلاق میشود که نوعا" جهت انتقال اموال غیرمنقول به کار میرود عمل کردار
deed U در CL به سندرسمی اطلاق میشود که نوعا" جهت انتقال اموال غیرمنقول به کار میرود عمل کردار
receiver U ماموری که ازطرف دادگاه اموال محکوم علیه را جهت اجرای حکم ضبط و اداره میکند
conveyancing U در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
receivers U ماموری که ازطرف دادگاه اموال محکوم علیه را جهت اجرای حکم ضبط و اداره میکند
real representative U قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
real U ارزش واقعی هر کالا یا خدمت در حالتی که با پول اندازه گیری شود حقوق راجعه به اموال غیرمنقول
black concept U علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
condemnation U ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
condemnations U ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
sumptuary law U قانونی که با منع استفاده از بعضی اموال مصرفی جلو مخارج مصرفی زیاد را می گیرد
recaption U مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
equity accounts حساب قسمت ذیحساب حساب های اموال یکان
dediction of way U هر گاه راهی واقع در ملک خصوصی فردی به مدت 02سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومی تلقی خواهد شد
dedications U اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
plene administravit U بر این مبنا که اموال متوفی مستغرق دیونش شده است و دیگر چیزی باقی نمانده است
dedication U اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
accretion U افزایش بهای اموال افزایش میزان ارث
tail U واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tailed U واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tails U واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
estate by curtesy U در CLقسمتی از اموال زوجه است که پس از فوتش به طریق عمری به زوج به زوج منتقل میشود لیکن به وارث وی نمیرسد
fixed capital U سپرده ثابت اموال ثابت یکان
floored U طبقه
floor U طبقه
genre U طبقه
ranked U طبقه
strips U طبقه
floors U طبقه
ilk U طبقه
stories U طبقه
storeys U طبقه
genres U طبقه
lain U طبقه
storey U طبقه
ranks U طبقه
rank U طبقه
of all sorts U از هر طبقه
grades U طبقه
grade U طبقه
laminate U طبقه طبقه
first class U طبقه یک
folium U طبقه
stage U طبقه
category U طبقه
phases U طبقه
stratum U طبقه
phased U طبقه
phase U طبقه
stages U طبقه
pigeonhole U طبقه
story U طبقه
layers U طبقه
layer U طبقه
grain U طبقه
classing U طبقه
caste U طبقه
beds U طبقه
beds U طبقه ته
bed U طبقه
bed U طبقه ته
courses U طبقه
coursed U طبقه
course U طبقه
generals U طبقه
general U طبقه
castes U طبقه
classed U طبقه
class U طبقه
classes U طبقه
range U طبقه
stepless U بی طبقه
two storeyed U دو طبقه
storey=story U طبقه
story=storey U طبقه
straticulate U طبقه طبقه
ranged U طبقه
single stage U یک طبقه
ranges U طبقه
class ii supplies U اماد طبقه 2
class v supplies U اماد طبقه 5
systemization U طبقه بندی
class i supplies U اماد طبقه 1
superstratum U طبقه فوقانی
class i property U کالای طبقه 1
superordinate class U طبقه فراگیر
substratum U پی طبقه زیر
substratum U طبقه زیر
classless society U جامعه بی طبقه
class of suplies U طبقه کالاها
class limits U حدود طبقه
turbine stage U طبقه توربین
class ii property U کالای طبقه 2
toiling class U طبقه رنجبر
class interval U دامنه طبقه
class interval U حدود طبقه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com