Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
junk surf
U
امواج نامناسب برای موج سواری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
modulation
U
سوار کردن امواج انرژی روی امواج الکترومغناطیسی برای ارسال
misbecome
U
نامناسب بودن برای
dissocial
U
نامناسب برای معاشرت
scratch file
U
نوار مغناطیسی برای فایل نامناسب
flag days
U
روزهای مناسب یا نامناسب برای حرکات موتوری
unhandy
U
ناراحت نامناسب برای حمل ونقل دور از دسترس
beacon
U
امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
beacons
U
امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
saddle bronc riding
U
سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
radar mile
U
زمان لازم برای رسیدن امواج به هدف
this ground rides soft
U
این زمین برای سواری نرم است
confusion reflector
U
وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
stall
U
برای چند لحظه ازسرعت موج سواری کاستن
stalling
U
برای چند لحظه ازسرعت موج سواری کاستن
bareback riding
U
سواری بدون زین برای 8ثانیه بر اسب وحشی
modulating
U
مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulate
U
مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulates
U
مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
gun
U
تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
guns
U
تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
skim board
U
تخته گرد یا مربع مستطیل برای موج سواری در اب کم عمق
homing device
U
رادارهای ردیاب امواج رادیویی و رادار برای پیداکردن ایستگاه فرستنده انها
cw system
U
سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
unfit
U
نامناسب نامناسب کردن
radiation scattering
U
انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
NetBEUI
U
گونه پیشرفته پروتکل شبکه NetBios ساخت ماکروسافت NetBECI در شبکه قابل سیریابی نیست و برای شبکههای مابین بزرگ نامناسب میشود
emission control
U
کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
CB
U
مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
radiological monitoring
U
ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
trapping
U
اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
unsuitable
U
نامناسب
misbecoming
U
نامناسب
foreign
U
نامناسب
improper
U
نامناسب
inapt
U
نامناسب
malapropos
U
نامناسب
untoward
U
نامناسب
unhandsome
U
نامناسب
unmeet
U
نامناسب
unsuitably
U
نامناسب
maladapted
U
نامناسب
timeless
U
نامناسب
inappropriate
U
نامناسب
infelicitious
U
نامناسب
inconveniently
U
بطور نامناسب
improper
U
نامناسب نادرست
incompatible
U
ناجور نامناسب
bad soil
U
خاک نامناسب
mismarriage
U
پیوند نامناسب
bad break
U
قطع نامناسب
inopportune
U
بی موقع نامناسب
inadequately
U
بطور نامناسب
inappropriate
U
نامناسب ناجور
misplaced
U
نامناسب نابجا
unrighteous
U
ناصالح نامناسب
unplayable
U
زمین نامناسب
unpleasantness
U
وضع نامناسب
ill sorted
U
نامناسب ناجور
inutile
U
بیهوده نامناسب
incommensurate
U
نارسا نامناسب
mismate
U
وصلت نامناسب کردن
unapt
U
نامناسب غیر محتمل
malinvestment
U
سرمایه گذاری نامناسب
misalliance
U
اتحاد وائتلاف نامناسب
Irrelevent. I nappropriate. Out of place.
U
بیجا ( بی مورد ؟نامناسب )
out of order
<idiom>
U
برخلاف قانون ،نامناسب
inapplicable
U
غیر قابل اجرا نامناسب
flames
U
ارسال پیام نامناسب به کاربر
aliens
U
متفاوت یا نامناسب با سیستم فعلی
flame
U
ارسال پیام نامناسب به کاربر
add insult to the injury
<idiom>
U
[بدتر کردن یک وضعیت نامناسب]
alien
U
متفاوت یا نامناسب با سیستم فعلی
alignment
U
قرار گرفتن نامناسب در صفحه
alignments
U
قرار گرفتن نامناسب در صفحه
bad page break
U
قطع یا مکث نامناسب صفحه
fix
U
تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
de scrambler
U
وسیلهای که یک پیام نامناسب را به حالت اصلی و مط لوب برمی گرداند
fixes
U
تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
de scramble
U
سازمان دادن مجدد پیام یا سیگنالی که حالت نامناسب دارد
power approach
U
تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
ground swell
U
امواج
riding
U
سواری
Woman sitting on the man
U
کیر سواری
rides
U
سواری
ride
U
سواری
driving
U
سواری
self-
U
سیستمم کد گذاری حروف خطا یا نامناسب را تشخیص دهد ولی نمیتواند ترمیم کند
reverberation
U
برگشت امواج
brain waves
U
امواج مغزی
tidal waves
U
امواج جزرومدی
interference
U
تداخل امواج
sky wave
U
امواج اسمانی
crashing waves
U
امواج خروشان
radio waves
U
امواج رادیویی
hertzian waves
U
امواج هرتز
pulse
U
امواج ضربانی
emissions
U
انتشار امواج
ground waves
U
امواج زمینی
thermal waves
U
امواج گرمایی
gravity waves
U
امواج ثقلی
gravitational waves
U
امواج جاذبه
gravitational waves
U
امواج گرانشی
emission
U
انتشار امواج
pulsing
U
ضربان امواج
pulsed
U
امواج ضربانی
incoherent waves
U
امواج همدوس
wander wave
U
امواج سیار
the waves of the sea
U
امواج دریا
electromagnetic waves
U
امواج الکترومغناطیسی
electromagnetic waves
U
امواج الکترومگنتیک
spoondrift
U
ترشح امواج
tosser
U
دستخوش امواج
transient wave
U
امواج سیار
oscilloscope
U
اشکارسازی امواج
reverberations
U
برگشت امواج
saddles
U
سواری کردن
hacking jacket
U
کت اسب سواری
jumbling
U
سواری کردن
passenger car trailer
U
تریلرخودروی سواری
surf riding
U
موج سواری
jumbles
U
سواری کردن
motorcar
U
خودرو سواری
troopers
U
اسب سواری
passenger car
U
اتومبیل سواری
skim boarding
U
موج سواری
top boot
U
چکمه سواری
horsemanship
U
اسب سواری
roadster
U
اسب سواری
roadsters
U
اسب سواری
surfriding
U
موج سواری
saddle horse
U
اسب سواری
surf
U
موج سواری
amaxophobia
U
سواری هراسی
saddled
U
سواری کردن
to take a drive
U
سواری کردن
to take a ride
U
سواری کردن
autos
U
ماشین سواری
jumble
U
سواری کردن
surfing
U
موج سواری
equitation
U
هنراسب سواری
manege
U
اسب سواری
saddle
U
سواری کردن
hackney
U
اسب سواری
saddler
U
اسب سواری
trooper
U
اسب سواری
auto
U
ماشین سواری
cycling
U
دوچرخه سواری
jumbled
U
سواری کردن
jockeying
U
اسب سواری
hacking jackets
U
کت اسب سواری
playback rate scale factor
U
نقط های که اجرای ویدیو در آن ملایم نیست و به علت فریمهای گم شده نامناسب به نظر می رسد
logic
U
بخشی از کد که توابع نامناسب مثل آسیب سیستم انجام میدهد وقتی شرایط ی برقرار باشند
the waves beats or the shore
U
امواج به ساحل می کوبد
reverberation
U
برگشت دادن امواج
hertzian wave
U
امواج هرتز hertz
bleeding
U
باند تداخل امواج
attenuation
U
افت قدرت امواج
wave front
U
جبهه امواج رادیویی
high freqyency aerial
آنتن امواج بلند
wave band
U
دسته امواج رادیو
the wares beat the shore
U
خوردن امواج به ساحل
propagation
U
پخش امواج یا اعلامیه
tidal wave
U
امواج جذر و مدی
echoes
U
برگشت امواج رادار
echo
U
برگشت امواج رادار
echoed
U
برگشت امواج رادار
diathermy interference
U
تداخل امواج دیاترمی
radio sextant
U
گیرنده امواج کیهانی
interference zone
U
ناحیه ی تداخل امواج
interference area
U
ناحیه ی تداخل امواج
echoing
U
برگشت امواج رادار
conical scanning
U
ردیابی امواج به طورمخروطی
conical scanning
U
انتشار مخروطی امواج
reverberations
U
برگشت دادن امواج
pulsing
U
پرتاب امواج انرژی
airwave
U
امواج رادیو و تلویزیون
abrash
U
دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
bicycles
U
دوچرخه سواری کردن
drives
U
سواری کردن کوبیدن
to learn to ride
U
سواری یاد گرفتن
drives
U
رانش سواری دوندگی
trooper
U
اسب سواری نظامی
habits
U
لباس سواری زنانه
habit
U
لباس سواری زنانه
troopers
U
اسب سواری نظامی
bicycle path
U
مسیر دوچرخه سواری
manege
U
اموزشگاه اسب سواری
riding habits
U
جامه سواری زنانه
motor road
U
جاده موتور سواری
velodrome
U
پیست دوچرخه سواری
outride
U
در سواری پیش افتادن از
surfboard
U
تخته موج سواری
bicycle
U
دوچرخه سواری کردن
equestrian
U
مربوط به اسب سواری
jodhpur
U
شلوار چسبان سواری
joo choo seogi
U
ایستادن اسب سواری
drive
U
سواری کردن کوبیدن
drive
U
رانش سواری دوندگی
nags
U
اسب کوچک سواری
nagged
U
اسب کوچک سواری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com