Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
gre
U
امتحان ورودی بعد از لیسانس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
matriculation
U
امتحان ورودی دانشگاه کنکور
graduate record examination
U
امتحان ورودی بعد ازلیسانس
queued
U
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queue
U
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queues
U
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queueing
U
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
postgraduates
U
بعد از لیسانس
postgraduate
U
بعد از لیسانس
Bachelor of Arts
U
لیسانس هنر
bachelor's degree
U
مدرک لیسانس
Bachelor of Science
U
لیسانس علوم
bachelors
U
لیسانسیه لیسانس
bachelor
U
لیسانسیه لیسانس
ms.
U
فوق لیسانس علوم
graduate student
U
دانشجوی بعد از لیسانس
graduate education
U
اموزش بعد از لیسانس
mss
U
فوق لیسانس علوم
undergraduate
U
دانشجوی دوره لیسانس
undergraduates
U
دانشجوی دوره لیسانس
M.A
U
مخفف فوق لیسانس هنر
postgraduate
U
وابسته به تحصیلات فوق لیسانس
B.A
U
مخفف لیسانس علوم انسانی
B.A.s
U
مخفف لیسانس علوم انسانی
M.A.s
U
مخفف فوق لیسانس هنر
postgraduates
U
وابسته به تحصیلات فوق لیسانس
quadrivium
U
سال چهارم دوره لیسانس
JK flip flop
U
نوعی flipe=flop با دو ورودی k,g و دو خروجی مخالف که بستگی به ورودی دارند
gate
U
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gates
U
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
hash
U
تولید عدد یکتا مشتق شده از ورودی برای هر ورودی پایگاه داده ها
drop down list box
U
لیستی از موضوعات برای هر ورودی که وقتی فاهر میشود که نشانه گر را بخش ورودی ببرد
hash
U
الگوریتم تولید کد hash برای ورودی و اطمینان از اینکه با سایر ورودی ها فرق دارد
input preamplifier
U
پری امپلی فایر ورودی تقویت کننده ورودی
list
U
لیست داده که هر ورودی آدرس ورودی بعدی را دارد
d/a converter
U
مداری که یک مقدار آنالوگی که مط ابق با عدد ورودی است خارج میکند و ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل میکند
dac
U
مداری که یک مقدار آنالوگی که مط ابق با عدد ورودی است خارج میکند و ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل میکند
input
U
1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
approach channel
U
کانال ورودی- نهر ورودی
inputted
U
1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
adder
U
مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
adders
U
مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adders
U
مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
adder
U
مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
analog
U
مداری که سیگنال را که مط ابق با اعداد دیجیتال ورودی است به عنوان خروجی صادر میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل کند
chains
U
فایلی که در آن هر ورودی داده و آدرس ورودی بعدی را که همان محتوای داده را دارد
chain
U
فایلی که در آن هر ورودی داده و آدرس ورودی بعدی را که همان محتوای داده را دارد
fullest
U
مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
full
U
مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
anti-
U
ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
analogues
U
مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
analogue
U
مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
dense index
U
اندیس پایگاه داده حاوی آدرس یا ورودی برای هر موضوع یا ورودی در پایگاه داده
input
U
توان ورودی ورودی
inputted
U
توان ورودی ورودی
fullest
U
مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
full
U
مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
differences
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
EXOR
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
difference
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
alternative
U
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
alternatives
U
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
exjunction
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
input output processor
U
پردازنده ورودی- خروجی پردازشگر ورودی- خروجی
exclusive
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
assay
U
امتحان
checked
U
امتحان
quizzes
U
امتحان
quiz
U
امتحان
assays
U
امتحان
check
U
امتحان
tests
U
امتحان
checking
U
امتحان
examinations
U
امتحان ها
tests
U
امتحان ها
trials
U
امتحان
trial
U
امتحان
trials
U
امتحان ها
tentatively
U
من باب امتحان
examination
U
امتحان
examinations
U
امتحان
trial
U
امتحان
inspection
U
امتحان
checks
U
امتحان
quiz
[American]
U
امتحان
test
U
امتحان
tested
U
امتحان
test
U
امتحان
tries
U
امتحان
try
U
امتحان
examination
U
امتحان
proctor
U
نافر امتحان
temptations
U
ازمایش امتحان
probational
U
ازمایش امتحان
tries
U
امتحان کردن
put to test
U
امتحان کردن
examiner
U
امتحان کننده
examiners
U
امتحان کننده
experiment
U
امتحان عمل
experimented
U
امتحان عمل
crucible
U
امتحان سخت
examinee
U
امتحان دهنده
unaudited
<adj.>
U
امتحان نشده
test anxiety
U
اضطراب امتحان
examination anxiety
U
اضطراب امتحان
examinable
U
قابل امتحان
assay
U
امتحان عیارگری
preliminary
U
امتحان مقدماتی
preliminaries
U
امتحان مقدماتی
assays
U
امتحان عیارگری
essay examination
U
امتحان انشایی
crucibles
U
امتحان سخت
experimenting
U
امتحان عمل
examinations
U
امتحان ازمایش
unsight
U
امتحان نکرده
to bring to the proof
U
امتحان کردن
examined
U
امتحان کردن
to give an examination
U
امتحان کردن
to take an examination
U
امتحان دادن
vivas voce
U
امتحان شفاهی
tripos
U
امتحان حساب
qualifying examination
U
امتحان صلاحیت
examines
U
امتحان کردن
to make a trial of
U
امتحان کردن
examination
U
امتحان ازمایش
experiments
U
امتحان عمل
To flunk a course . To fail an exam.
U
در امتحان رد شدن
bar examination
U
امتحان وکالت
pretest
U
امتحان مقدماتی
temptation
U
ازمایش امتحان
try
U
امتحان کردن
examining
U
امتحان کردن
examine
U
امتحان کردن
unchecked
<adj.>
U
امتحان نشده
test
U
امتحان محک
trials
U
ازمایش امتحان
tested
U
امتحان کردن
tests
U
امتحان محک
tests
U
امتحان کردن
tested
U
امتحان محک
unverified
<adj.>
U
امتحان نشده
test
U
امتحان کردن
examinee
U
امتحان شونده
unevaluated
<adj.>
U
امتحان نشده
unexamined
<adj.>
U
امتحان نشده
uninspected
<adj.>
U
امتحان نشده
trial
U
ازمایش امتحان
untested
<adj.>
U
امتحان نشده
trial
U
امتحان کردن
trials
U
امتحان کردن
probation
U
ازمایش امتحان
half
U
جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
tested
U
ازمایش کردن امتحان
to give an examination
U
صورت امتحان دادن
invigilating
U
در امتحان نظارت کردن
to do a test
U
امتحان کتبی نوشتن
check lock
U
ساعت امتحان کننده
checks
U
امتحان کردن بازرسی
viva voce
U
شفاها امتحان شفاهی
hold water
U
از امتحان درست درامدن
to write an exam
U
امتحان کتبی نوشتن
to buy on trial
U
بشرط امتحان خریدن
tests
U
ازمایش کردن امتحان
midyear
U
امتحان نیمه سال
reexamine
U
دوباره امتحان کردن
invigilate
U
در امتحان نظارت کردن
invigilated
U
در امتحان نظارت کردن
invigilates
U
در امتحان نظارت کردن
test
U
ازمایش کردن امتحان
testable
U
امتحان پذیر ازمایشی
checked
U
امتحان کردن بازرسی
check
U
امتحان کردن بازرسی
I'd like to try ...
من میخواهم ... را امتحان کنم.
try on
<idiom>
U
امتحان کردن لباس
try (something) out
<idiom>
U
امتحان کردن(چیزی)
to get a pass in physics
U
در امتحان فیزیک قبول شدن
to try something on
U
چیزی را برای امتحان پوشیدن
palpate
U
لمس کردن امتحان نمودن
to check out something
U
چیزی را بررسی یا امتحان کردن
acid test
U
وسیلهء ازمایش امتحان با اسید
To purchase on approval .
U
بشرط امتحان ( شرطی )خریدن
pretest
U
امتحان مقدماتی بعمل اوردن
To pass the exam on the first try.
U
یک ضرب در امتحان قبول شدن
to put to proof
U
امتحان کردن محک زدن
denial
U
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
NAND function
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
denials
U
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
symmetric difference
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
dispersion
U
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
ordeal
U
امتحان سخت برای اثبات بیگناهای
to try on
U
برای امتحان پوشیدن بطورازمایش اغازکردن
ordeals
U
امتحان سخت برای اثبات بیگناهای
urinoscopy
U
پیشاب بینی امتحان ادرار فسر
test paper
U
کاغذ مخصوص ازمایش ورقه امتحان
cramming
U
خودرا برای امتحان اماده کردن
shibboleth
U
امتحان اصطلاح پیش پا افتاده ومرسوم
crams
U
خودرا برای امتحان اماده کردن
crammed
U
خودرا برای امتحان اماده کردن
placement
U
تعیین دانشپایه دانشجو از روی امتحان
The exam was too easy for words .
U
امتحان آنقدر آسان بود که چه بگویم
placements
U
تعیین دانشپایه دانشجو از روی امتحان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com