Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
mathematical model
U
الگوی ریاضی
mathematicl model
U
الگوی ریاضی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
attack pattern
U
الگوی تک
micro model
U
الگوی خرد
stenograph
U
الگوی حروف
radiation pattern
U
الگوی تابش
stochastic model
U
الگوی تصادفی
probabilistic model
U
الگوی احتمالی
macro model
U
الگوی کلان
molecular model
U
الگوی مولکولی
movement pattern
U
الگوی حرکتی
neoclassical model
U
الگوی نئوکلاسیک
normative model
U
الگوی هنجاری
random model
U
الگوی تصادفی
pattern of development
U
الگوی توسعه
probabilistic model
U
الگوی تصادفی
program schema
U
الگوی برنامه
purchasing patterns
U
الگوی خرید
bit pattern
U
الگوی ذرهای
two sector model
U
الگوی دو بخشی
vintage model
U
الگوی زمانی
energy pattern
U
الگوی انرژی
demand pattern
U
الگوی تقاضا
dynamic model
U
الگوی پویا
field template
U
الگوی فیلد
conjunctive model
U
الگوی عطفی
haavelmo model
U
الگوی هاولمو
bit pattern
U
الگوی بیتی
econometric model
U
الگوی اقتصادسنجی
economic model
U
الگوی اقتصادی
developmental motor pattern
U
الگوی حرکت تکوینی
planning model
U
الگوی برنامه ریزی
archetype
U
طرح یا الگوی اصلی
decision model
U
الگوی تصمیم گیری
scheme
U
الگوی پیش فرض
drill jig
U
الگوی مته کاری
drilling jig
U
الگوی مته کاری
keyboard template
U
الگوی صفحه کلید
archetypes
U
طرح یا الگوی اصلی
fundamental motor pattern
U
الگوی بنیادی حرکت
feminiene stereotype
U
الگوی قالبی زنانگی
macro dynamic model
U
الگوی کلان پویا
micro dynamic model
U
الگوی خرد پویا
balanced growth model
U
الگوی رشد متوازن
noncompetitive model
U
الگوی غیر رقابتی
pattern construction drawing
U
الگوی نقشههای ساختمانی
space filling molecular model
U
الگوی مولکولی فضا پر کن
vintage model
U
الگوی مقطع زمانی
stick and ball model
U
الگوی گلوله و میله
s r model
U
الگوی محرک- پاسخ
stimulus response model
U
الگوی محرک- پاسخ
stencil plate
U
الگوی نقشه برداری
sport skill pattern
U
الگوی مهارت ورزشی
free electron model
U
الگوی الکترون ازاد
street gauge
U
الگوی سطح راه
stimulus organism response model
U
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
s o r model
U
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
repeating group
U
الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
matrixes
U
الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
matrix
U
الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
mathematical notation
U
نشانه گذاری ریاضی
[ریاضی]
grade
U
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
dithered
U
رنگی که از الگوی چندین پیکسل متفات تشکیل شده است
dithers
U
رنگی که از الگوی چندین پیکسل متفات تشکیل شده است
audio
U
الگوی صوتی دیجیتال که روی دیسک ذخیره شده است
encoding
U
نمایش یک حرف یاعنصر با ترکیب یا الگوی یکتا از بیت ها در یک کلمه
areas
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
area
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
grades
U
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
dither
U
رنگی که از الگوی چندین پیکسل متفات تشکیل شده است
dense binary code
U
کدی که تمام حالتهای ممکن الگوی دودوئی در ان بکار برده میشود
formats
U
فرآیندی که الگوی فیزیکی و ترتیب شیارها و سکتورهای روی دیسک را مشخص میکند
format
U
فرآیندی که الگوی فیزیکی و ترتیب شیارها و سکتورهای روی دیسک را مشخص میکند
mask
U
محل ذخیره سازی در کامپیوتر که حاوی الگوی بیتها به صورت ماسک است
masks
U
محل ذخیره سازی در کامپیوتر که حاوی الگوی بیتها به صورت ماسک است
sprays
U
زایده نگهدارنده پالتهای سوارشده روی ریل بار هواپیما الگوی پخش ترکشها
spray
U
زایده نگهدارنده پالتهای سوارشده روی ریل بار هواپیما الگوی پخش ترکشها
sprayed
U
زایده نگهدارنده پالتهای سوارشده روی ریل بار هواپیما الگوی پخش ترکشها
spraying
U
زایده نگهدارنده پالتهای سوارشده روی ریل بار هواپیما الگوی پخش ترکشها
matrix
U
الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
matrixes
U
الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
mathematical logic
U
منطق ریاضی
[ریاضی]
masks
U
الگوی ارقام دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دودویی
medium
U
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
mediums
U
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
mask
U
الگوی ارقام دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دودویی
laser
U
چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
controllers
U
وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
ebcdic
U
کد کامپیوتربرای نشان دادن یک الگوی خاص از هشت بیت باینری یک کد 8 بیتی که برای نمایش اطلاعات در کامپیوتر مدرن بکار برده میشود
controller
U
وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
lasers
U
چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
von neuman morgensterm utility index
U
شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
stenciling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
identity
U
الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
identities
U
الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
rotation
U
جابجایی یک الگوی بیت درکلمه به چپ یا راست , بیت آخر قدیمی در بیت اول جدید قرار می گیرد
s r s model
U
الگوی محرک- پاسخ- محرک
s s model
U
الگوی محرک- محرک
stimulus stimulus model
U
الگوی محرک- محرک
drilling pattern
U
نمونه مته کاری الگوی مته کاری
mathematical
U
ریاضی
slide rules
U
خط کش ریاضی
slide rule
U
خط کش ریاضی
inducing
U
ریاضی
induced
U
ریاضی
induces
U
ریاضی
limit
U
حد
[ریاضی]
induce
U
ریاضی
to the power of
[three]
U
به توان
[سه]
[ریاضی]
vertex
U
رأس
[ریاضی]
infinity
U
بی نهایت
[ریاضی]
power
U
توان
[ریاضی]
term
U
جمله
[ریاضی]
mathematical term
U
عبارت
[ریاضی]
term
U
عبارت
[ریاضی]
number
U
رقم
[ریاضی]
sequence
U
دنباله
[ریاضی]
vertical
U
عمودی
[ریاضی]
unlevel
<adj.>
U
فرد
[ریاضی]
odd
<adj.>
U
فرد
[ریاضی]
power
U
قوه
[ریاضی]
division
U
تقسیم
[ریاضی]
sum of the terms of an infinite sequence
U
سری
[ریاضی]
mathematical term
U
جمله
[ریاضی]
series
U
سری
[ریاضی]
divergence
U
دیورژانس
[ریاضی]
divergence
U
واگرایی
[ریاضی]
uneven
<adj.>
U
فرد
[ریاضی]
domain
U
گستره
[ریاضی]
accruacy
U
صحت
[ریاضی]
minor
U
کهاد
[ریاضی]
cube
U
مکعب
[ریاضی]
face
U
وجح
[ریاضی]
face
U
طرف
[ریاضی]
volume
U
حجم
[ریاضی]
calculus
[infinitesimal calculus]
U
حسابان
[ریاضی]
infinitesimal calculus
U
حسابان
[ریاضی]
Venn diagram
نمودار ون
[ریاضی]
deviations
U
انحرافات
[ریاضی]
partial quantity
U
زیرمجموعه
[ریاضی]
subset
U
زیرمجموعه
[ریاضی]
function
تابع
[ریاضی]
range
U
دامنه
[ریاضی]
proof
U
اثبات
[ریاضی]
relationship
U
رابطه
[ریاضی]
in the neighborhood of
U
در حدود
[ریاضی]
range of doubt
U
گستره شک
[ریاضی]
gradient
U
شیو
[ریاضی]
gradient
U
گرادیان
[ریاضی]
Venn's diagram
U
نمودار ون
[ریاضی]
pi
[π]
U
عدد پی
[ریاضی]
one-to-one correspondence
[bijection]
U
تناظر یک به یک
[ریاضی]
straight line
U
خط
[هندسه]
[ریاضی]
set
U
مجموعه
[ریاضی]
rhombus
U
لوزی
[ریاضی]
equilateral quadrilateral
U
لوزی
[ریاضی]
product
[the result of multiplying]
U
حاصلضرب
[ریاضی]
secant line
U
خط متقاطع
[ریاضی]
secant line
U
خط قاطع
[ریاضی]
fractal
U
فراکتال
[ریاضی]
fractal
U
برخال
[ریاضی]
determinant
U
دترمینان
[ریاضی]
matrix
U
ماتریس
[ریاضی]
interval
U
فاصله
[ریاضی]
interval
U
بازه
[ریاضی]
antiderivative
U
پادمشتق
[ریاضی]
calculus
U
حسابان
[ریاضی]
multiplication
U
ضرب
[ریاضی]
exponent
U
قوه
[ریاضی]
radical
U
جذر
[ریاضی]
root
U
جذر
[ریاضی]
radical
U
ریشه
[ریاضی]
root
U
ریشه
[ریاضی]
to extract a root
U
جذرگرفتن
[ریاضی]
exponent
U
توان
[ریاضی]
operator
U
عملگر
[ریاضی]
map
U
نگاشت
[ریاضی]
mapping
U
نگاشت
[ریاضی]
transformation
U
نگاشت
[ریاضی]
analysis
U
انالیز ریاضی
map
U
ترانگاشت
[ریاضی]
hypotenuse
U
وتر
[ریاضی]
Lattice
[order]
U
شبکه
[ریاضی]
equation solving
U
حل معادله
[ریاضی]
equation
U
هموگش
[ریاضی]
equation
U
هم چندی
[ریاضی]
equation
U
معادله
[ریاضی]
field
[algebraic structure]
U
میدان
[ریاضی]
digit
U
عدد
[ریاضی]
algorism
[rare]
U
افماریک
[ریاضی]
arithmetic
U
افماریک
[ریاضی]
mathematically
U
بقانون ریاضی
digit
U
رقم
[ریاضی]
formulation
U
بیان ریاضی
mapping
U
ترانگاشت
[ریاضی]
transformation
U
ترانگاشت
[ریاضی]
map
U
بازنمایی
[ریاضی]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com