Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
demand pattern
U
الگوی تقاضا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
arc elasticity of demand
U
عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
giffen good
U
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
law of demand
U
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
demanded
U
تقاضا کردن تقاضا
demands
U
تقاضا کردن تقاضا
demand
U
تقاضا کردن تقاضا
shift of a demand curve
U
انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
attack pattern
U
الگوی تک
haavelmo model
U
الگوی هاولمو
two sector model
U
الگوی دو بخشی
field template
U
الگوی فیلد
vintage model
U
الگوی زمانی
bit pattern
U
الگوی بیتی
macro model
U
الگوی کلان
mathematical model
U
الگوی ریاضی
purchasing patterns
U
الگوی خرید
mathematicl model
U
الگوی ریاضی
micro model
U
الگوی خرد
normative model
U
الگوی هنجاری
probabilistic model
U
الگوی احتمالی
probabilistic model
U
الگوی تصادفی
program schema
U
الگوی برنامه
stenograph
U
الگوی حروف
stochastic model
U
الگوی تصادفی
pattern of development
U
الگوی توسعه
movement pattern
U
الگوی حرکتی
molecular model
U
الگوی مولکولی
neoclassical model
U
الگوی نئوکلاسیک
economic model
U
الگوی اقتصادی
random model
U
الگوی تصادفی
energy pattern
U
الگوی انرژی
econometric model
U
الگوی اقتصادسنجی
dynamic model
U
الگوی پویا
radiation pattern
U
الگوی تابش
bit pattern
U
الگوی ذرهای
conjunctive model
U
الگوی عطفی
archetype
U
طرح یا الگوی اصلی
developmental motor pattern
U
الگوی حرکت تکوینی
scheme
U
الگوی پیش فرض
noncompetitive model
U
الگوی غیر رقابتی
fundamental motor pattern
U
الگوی بنیادی حرکت
stencil plate
U
الگوی نقشه برداری
street gauge
U
الگوی سطح راه
stick and ball model
U
الگوی گلوله و میله
pattern construction drawing
U
الگوی نقشههای ساختمانی
balanced growth model
U
الگوی رشد متوازن
planning model
U
الگوی برنامه ریزی
drill jig
U
الگوی مته کاری
drilling jig
U
الگوی مته کاری
free electron model
U
الگوی الکترون ازاد
decision model
U
الگوی تصمیم گیری
keyboard template
U
الگوی صفحه کلید
stimulus response model
U
الگوی محرک- پاسخ
feminiene stereotype
U
الگوی قالبی زنانگی
s r model
U
الگوی محرک- پاسخ
macro dynamic model
U
الگوی کلان پویا
vintage model
U
الگوی مقطع زمانی
space filling molecular model
U
الگوی مولکولی فضا پر کن
micro dynamic model
U
الگوی خرد پویا
archetypes
U
طرح یا الگوی اصلی
sport skill pattern
U
الگوی مهارت ورزشی
stimulus organism response model
U
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
s o r model
U
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
repeating group
U
الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
matrix
U
الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
matrixes
U
الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
dithered
U
رنگی که از الگوی چندین پیکسل متفات تشکیل شده است
dither
U
رنگی که از الگوی چندین پیکسل متفات تشکیل شده است
dithers
U
رنگی که از الگوی چندین پیکسل متفات تشکیل شده است
grade
U
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
grades
U
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
area
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
areas
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
audio
U
الگوی صوتی دیجیتال که روی دیسک ذخیره شده است
encoding
U
نمایش یک حرف یاعنصر با ترکیب یا الگوی یکتا از بیت ها در یک کلمه
dense binary code
U
کدی که تمام حالتهای ممکن الگوی دودوئی در ان بکار برده میشود
format
U
فرآیندی که الگوی فیزیکی و ترتیب شیارها و سکتورهای روی دیسک را مشخص میکند
mask
U
محل ذخیره سازی در کامپیوتر که حاوی الگوی بیتها به صورت ماسک است
masks
U
محل ذخیره سازی در کامپیوتر که حاوی الگوی بیتها به صورت ماسک است
formats
U
فرآیندی که الگوی فیزیکی و ترتیب شیارها و سکتورهای روی دیسک را مشخص میکند
spray
U
زایده نگهدارنده پالتهای سوارشده روی ریل بار هواپیما الگوی پخش ترکشها
sprays
U
زایده نگهدارنده پالتهای سوارشده روی ریل بار هواپیما الگوی پخش ترکشها
spraying
U
زایده نگهدارنده پالتهای سوارشده روی ریل بار هواپیما الگوی پخش ترکشها
sprayed
U
زایده نگهدارنده پالتهای سوارشده روی ریل بار هواپیما الگوی پخش ترکشها
matrixes
U
الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
matrix
U
الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
request
U
تقاضا
requesting
U
تقاضا
exigence
U
تقاضا
requisitions
U
تقاضا
requisitioning
U
تقاضا
requisitioned
U
تقاضا
requested
U
تقاضا
requisition
U
تقاضا
importance
U
تقاضا
requests
U
تقاضا
suit
U
تقاضا
suited
U
تقاضا
suits
U
تقاضا
prayer
U
تقاضا
demanded
U
تقاضا
demands
U
تقاضا
prayers
U
تقاضا
postulate
U
تقاضا
postulated
U
تقاضا
postulates
U
تقاضا
postulating
U
تقاضا
demand
U
تقاضا
rogation
U
تقاضا
solicitation
U
تقاضا
claimed
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
demandant
U
تقاضا کننده
income elasticity of demand
U
درامدی تقاضا
demandable
U
قابل تقاضا
demand curve
U
منحنی تقاضا
asked
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
demand surface
U
میزان تقاضا
demand surface
U
سطح تقاضا
demand shift
U
جابجائی تقاضا
demand schedule
U
جدول تقاضا
demand management
U
مدیریت تقاضا
demand shift
U
تغییر تقاضا
demand function
U
تابع تقاضا
demanded
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
demand side
U
ستون تقاضا
demand factors
U
عوامل تقاضا
demand factor
U
ضریب تقاضا
demand side
U
طرف تقاضا
demand elasticity
U
کشش تقاضا
demand shift
U
انتقال تقاضا
within three days of demand
U
در طی سه روز پس از تقاضا
offer and demand
U
عرضه و تقاضا
on demand
U
بنا به تقاضا
peak demand
U
حداکثر تقاضا
peak demand
U
بیشترین تقاضا
supply and demand
U
عرضه و تقاضا
elasticity of demand
U
کشش تقاضا
excess demand
U
فزونی تقاضا
law of demand
U
قانون تقاضا
measurement of demand
U
تخمین تقاضا
information on demand
U
اطلاعات با تقاضا
quantity of demand
U
مقدار تقاضا
sues
U
تقاضا کردن
adjure
U
تقاضا کردن
requisitioned
U
چیزمورد تقاضا
requisitioned
U
تقاضا کردن
demands
U
تقاضا کردن
requisitioning
U
چیزمورد تقاضا
applications
U
فرم تقاضا
requirement
U
تقاضا احتیاج
requisitions
U
چیزمورد تقاضا
application
U
فرم تقاضا
requisitions
U
تقاضا کردن
requested
U
تقاضا خواسته
sue
U
تقاضا کردن
request
U
تقاضا خواسته
sued
U
تقاضا کردن
suing
U
تقاضا کردن
requisition
U
تقاضا کردن
demanded
U
تقاضا کردن
plea
U
تقاضا استدعا
change in demand
U
تغییر تقاضا
requisitioning
U
تقاضا کردن
demand
U
تقاضا کردن
requesting
U
تقاضا خواسته
requests
U
تقاضا خواسته
pleas
U
تقاضا استدعا
requisition
U
چیزمورد تقاضا
applier
U
تقاضا کننده
solicits
U
درخواست یا تقاضا کردن از
soliciting
U
درخواست یا تقاضا کردن از
on demand
U
به در خواست به مجرد تقاضا
indents
U
تقاضا یاسفارش جنس
requesting unit
U
یکان تقاضا کننده
supply and demand law
U
قانون عرضه و تقاضا
solicited
U
درخواست یا تقاضا کردن از
stock requisition
U
تقاضا جهت کالا
request for proposal
U
تقاضا برای پیشنهاد
measurement of demand
U
اندازه گیری تقاضا
quantity demanded
U
مقدار تقاضا شده
requests
U
تقاضا برای چیزی
requested
U
تقاضا برای چیزی
law of supply and demand
U
قانون عرضه و تقاضا
request
U
تقاضا برای چیزی
price elasticity of demand
U
کشش قیمتی تقاضا
registrant
U
تقاضا ثبت کننده
requesting
U
تقاضا برای چیزی
send away for something
<idiom>
U
تقاضا نامه نوشتن
indenting
U
تقاضا یاسفارش جنس
applicants
U
تقاضا کننده طالب
demanded
U
مطالبه تقاضا کردن
adjure
به اصرار تقاضا کردن
demand paging
U
صفحه بندی تقاضا
arc elasticity of demand
U
کشش کمانی تقاضا
demand
U
مطالبه تقاضا کردن
demand forecast
U
پیش بینی تقاضا
money demand
U
تقاضا برای پول
demand for money
U
تقاضا برای پول
gluts
U
عرضه بیش از تقاضا
glut
U
عرضه بیش از تقاضا
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com