Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
annexation
U
الحاق
incorporation
U
الحاق
union
U
الحاق
unions
U
الحاق
merging
U
الحاق
juxtaposition
U
الحاق
adhesion
U
الحاق
juncture
U
الحاق
joining
U
الحاق
interpolation
U
الحاق
interpolations
U
الحاق
insertion
U
الحاق
addenda
U
الحاق
addendum
U
الحاق
inset
U
الحاق
insets
U
الحاق
additament
U
الحاق
adjunction
U
الحاق
concatenation
U
الحاق
joinder
U
الحاق
subjunction
U
الحاق
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
concatenate
U
الحاق الحاق کردن
access
U
الحاق اضافه
accession
U
الحاق حقوق
link
U
نقطه الحاق
link
U
الحاق ملحق
irredentism
U
الحاق گرایی
catenate
U
الحاق کردن
annexation of territory
U
الحاق سرزمین
catena
U
الحاق کردن
incorporative
U
وابسته به الحاق
junction point
U
نقطه الحاق
attributed
<adj.>
<past-p.>
U
الحاق شده
annexed
<adj.>
<past-p.>
U
الحاق شده
affixed
<adj.>
<past-p.>
U
الحاق شده
affected
[added]
<adj.>
<past-p.>
U
الحاق شده
enclosed
<adj.>
<past-p.>
U
الحاق شده
junctions
U
نقطه الحاق
attached
<adj.>
<past-p.>
U
الحاق شده
allotted
<adj.>
<past-p.>
U
الحاق شده
allocated
<adj.>
<past-p.>
U
الحاق شده
assigned
<adj.>
<past-p.>
U
الحاق شده
surcharge and falsify
U
الحاق و حذف
inserts
U
الحاق کردن
inserting
U
الحاق کردن
augmented
U
الحاق کردن
augment
U
الحاق کردن
augments
U
الحاق کردن
append
U
الحاق کردن
appends
U
الحاق کردن
link-ups
U
عمل الحاق
link-up
U
عمل الحاق
link up
U
عمل الحاق
appended
U
الحاق کردن
insert
U
الحاق کردن
accessed
U
الحاق اضافه
accesses
U
الحاق اضافه
augmenting
U
الحاق کردن
appending
U
الحاق کردن
accessing
U
الحاق اضافه
junction
U
نقطه الحاق
supplement
U
الحاق زاویه مکمل
supplements
U
الحاق زاویه مکمل
junction
U
محل الحاق چهارراه
adhesion
U
الحاق دولتی به یک پیمان
synoeky
U
اتحاد واتفاق الحاق
supplementing
U
الحاق زاویه مکمل
synoecy
U
اتحاد واتفاق الحاق
junctions
U
محل الحاق چهارراه
assembly
U
نقطه الحاق هوایی
supplemented
U
الحاق زاویه مکمل
cross over point
U
نقطه الحاق مسیرها
object assembly test
U
ازمون الحاق قطعات
rendezvous area
U
نقطه الحاق یکانها
group rendezvous
U
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
epenthesis
U
الحاق حرفی درمیان کلمه
accession
U
شیی ء اضافه یا الحاق شده
boat rendezvous area
U
منطقه الحاق قایقهای ناو گروه
force rendezvous
U
نقطه الحاق هواپیماها یاکشتیها برای اجرای عملیات
affixed
<adj.>
<past-p.>
U
اضافه شده
[الحاق شده]
concatenate
U
مسلسل کردن الحاق کردن
enclosed
<adj.>
<past-p.>
U
اضافه شده
[الحاق شده]
attributed
<adj.>
<past-p.>
U
اضافه شده
[الحاق شده]
attached
<adj.>
<past-p.>
U
اضافه شده
[الحاق شده]
annexed
<adj.>
<past-p.>
U
اضافه شده
[الحاق شده]
affected
[added]
<adj.>
<past-p.>
U
اضافه شده
[الحاق شده]
surrender
U
الحاق ملک کوچکتر به ملک بزرگتر مستحیل شدن ملک جزء در ملک کل
surrendered
U
الحاق ملک کوچکتر به ملک بزرگتر مستحیل شدن ملک جزء در ملک کل
surrenders
U
الحاق ملک کوچکتر به ملک بزرگتر مستحیل شدن ملک جزء در ملک کل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com