English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
I am tied up ( busy) at the moment. U الان دستم بند است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Oh, I see! U آه، الان متوجه شدم!
I'll bring it right away . U همین الان می آورم
Right now . U همین الان ( حالا)
He twisted my arm. U دستم را پیچاند
I did it unwittingly. I lost count. U از دستم دررفت
His name is on the tip of my tongue. U اسمش الان سرزبانم است
I must be going now. U الان دیگه باید بروم
She furtively pressed my hand . U یواشکی دستم را فشارداد
She pressed my hand . U دستم را فشار داد
I am busy . my hands are tied. U دستم بند است
We were just talking about you. U الان داشتیم حرف تورامی زدیم
He just stepped out. U او [مرد] همین الان رفت به بیرون.
He just went outside. U او [مرد] همین الان رفت به بیرون.
I have no access to anywhere . U دستم از همه جا کوتاه است
I know Tehran like the back of my hand . U تهران رامثل کف دستم می شناسم
How was I supposed to know . After all I didnt have a crystal ball. مگر کف دستم را بو کرده بودم.
My nose (hand)is bleeding. U دماغم ( دستم ) خون می آید
I cant reach the shelf . U دستم به قفسه نمی رسد
The hot fat scalded my hand . U روغن داغ دستم را سوزاند
My hand is bruised. U دستم ضرب دیده است
Now it is about time to head home! U الان وقتش رسیده به خانه برویم [بروم] !
I'm putting you through now. U شما را الان وصل میکنم. [در مکالمه تلفنی]
What's the damage? U چقدر خرج روی دستم می افتد؟
The ring is too small for my finger. U انگشتر به انگشتم ( دستم ) نمی رود
I have just received your letter. U کاغذت تازه به دستم رسیده است
i will do my possible U هر چه از دستم براید کوتاهی نخواهم کرد
The car is now in perfect running order . U اتوموبیل الان دیگه مرتب وخوب کارمی کند
If I lay my hands on him. U اگر دستم به اوبرسد می دانم چکار کنم
I have a free hand in this matter. U دراینکار دستم باز است ( اختیارات دارم )
have one's hand full U کار مهمتر داشتن [دستم یا دستش بند است]
i lost my a U دار و ندار خود را گم کردم همه چیز از دستم رفت
That's hardly going to make a difference now, is it ! <idiom> U این الان که دیگه فرقی نمی کنه [تفاوتی نداره] ! [اصطلاح روزمره]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com