English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 100 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
the three persons U اقنوم های سه گانه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inbeing U اقنوم
triunity U یگانگی سه اقنوم تثلیث
trinity U معتقدبوجود سه اقنوم در خدای واحد
Trinity U سه گانگی [معتقد به وجود سه اقنوم در خدای واحد] [تثلیث]
hobby-horse U گانه
hobby-horses U گانه
triplet U سه گانه
hexaploid U شش گانه
trinary U سه گانه
trinal U سه گانه
trebly U سه گانه
three fold U سه گانه
sextuplet U شش گانه
ternal U سه گانه
sextuplicate U شش گانه
sextette U شش گانه
decuple U ده گانه
triples U سه گانه
tripled U سه گانه
triple U سه گانه
tripling U سه گانه
octoploid U هشت گانه
trilcgy U یا قطعات سه گانه
septempartite U هفت گانه
services U نیروهای سه گانه
the triple entent U ائتلاف سه گانه
quadruplet U چهار گانه
the three kingdoms U مولودهای سه گانه
the learned professions U علوم سه گانه
ternary U سه برگچهای سه گانه
the three kingdoms U موالیدسه گانه
the tribes U اسباط 21 گانه
ternate U سه برگچهای سه گانه
the big three U بزرگان سه گانه
macrogamete U کلان گانه
twelve U دوازده گانه
quadrupling U چهار گانه
quadrupled U چهار گانه
degress of comparison U درجات سه گانه
duopoly U انحصار دو گانه
toothless U بچه گانه
quadruples U چهار گانه
sextet U شش گانه شش قلو
triple point U نقطه سه گانه
triple bond U پیوند سه گانه
sextets U شش گانه شش قلو
quadruple U چهار گانه
triple address U با نشانی سه گانه
quadruplets U چهار گانه
in severalty U جدا گانه
triumvir U عضو اتحاد سه گانه
small clothes U جامه بچه گانه
trivium U علوم ازاد سه گانه
twelve tables U الواح دوازده گانه
the big four U بزرگان چهار گانه
sextuple U دارای شش ضربه شش گانه
multiprocessing U پردازش چند گانه
multiple regression U رگرسیون چند گانه
multiple connector U بست چند گانه
multicomputer U کامپیوتر چند گانه
slingshots U تیرکمان بچه گانه
five unit code U الفبای پنج گانه
fourteen points U اصول چهارده گانه
hypocorism U لقب بچه گانه
octachord U نتهای هشت گانه
decathlons U ورزشهای ده گانه دوومیدانی
octarchy U ولایات هشت گانه
punic wars U جنگهای سه گانه رم باقرطاجنی ها
slingshot U تیرکمان بچه گانه
decathlon U ورزشهای ده گانه دوومیدانی
heptarchy U ولایات هفت گانه
pedologia U گفتار بچه گانه
octateuch U کتابهای هشت گانه
multiprocessing system U سیستم پردازش چند گانه
multiaccess computer U کامپیوتر با دسترسی چند گانه
multiprecision arithmetic U ریاضیات با دقت چند گانه
parish register U دفتر ثبت وقایع سه گانه
girly U غیر بالغ خام وبچه گانه
soapbox derby U مسابقه گاریهای بچه گانه درسرازیری
hop stop and jump U قسمتهای سه گانه پرش طول سه گام
multiple arc lamp U لامپ قوسی با اتصال چند گانه
to orient oneself U جهات چهار گانه خود راتعیین کردن
signs of the zodiac U صورتهای منطقه البروج برجهای دوازده گانه
hierarchies U گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
hierarchy U گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
triathlon U مسابقه سه گانه بین زنان شامل دو 001 متر
trigraph U حروف رمز سه گانه مربوط به کد فنی تجهیزات انفرادی
agoines U مسابقههای سه گانه یونانیان باستان ورزش وموسیقی وغشه یادو
jan grid U سیستم مختصات مشترک نقشههای مورد استفاده نیروهای سه گانه
phratry U درتاریخ یونان واحد قومیت یکی از تقسیمات سه گانه قبیله
menu display U روش محاورهای ارتباط باسیستم کامپیوتری از طریق سوال و جواب یا انتخابهای چند گانه
triple point U نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
siva U خدای والامقام هندو که ازخدایان سه گانه یا تثلیث دین هندو بشمار میرود
heptateueh U کتب هفت گانه اول کتب عهدعتیق
vigesimal U بیست قسمت شده بیست گانه
octamerous U هشت گانه هشت عددی
pockets U کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pocket U کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
Seprately. U جدا جدا ( جدا گانه )
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com