English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cyclic item U اقلام پیوسته اقلامی که خیلی مورد احتیاج هستند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to be in great request U مورد احتیاج زیاد بودن
satelloid U ماهوارهای که مدار گردش ان داخل اتمسفر سیارهای بوده و بنابراین احتیاج به تراست پیوسته یا متناوب دارد
adopted items of material U اقلام مورد قبول از نظرعملیاتی
standard U اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standards U اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
basic issue list U اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
The twins look just like each other. U دوقلوها خیلی شبیه یکدیگر هستند.
a further 50 are in prospect U ۵۰ تای دیگر مورد انتظار هستند
it is of frequent U خیلی مورد دارد
She wasn't any too pleased about his idea. U او [زن] در مورد ایده او [مرد] خیلی خوشحال نبود.
hit on the fly printer U چاپگری که در ان کاغذ و یامکانیزم چاپ در حالت ثابتی هستند به نحوی که شروع وتوقفی مورد نیاز نمیباشد
to go easy on somebody [something] U خیلی ایراد نگرفتن [انتقادی نبودن] از کسی [در مورد چیزی]
card U تختهای که شامل درایو دیسک سخت است و نیز واسطهای مورد نیاز الکترونیکی که قابل ورود به سیستم هستند
cards U تختهای که شامل درایو دیسک سخت است و نیز واسطهای مورد نیاز الکترونیکی که قابل ورود به سیستم هستند
a hot potato <idiom> U [بحث داغ که خیلی از مردم در موردش صحبت میکنند و مورد جدال هست]
common items U اقلام تدارکاتی عمومی اقلام مشترک
push up list U لیستی از اقلام که در ان هرقلم در اخر لیست وارد میشود و سایر اقلام همان مکان مربوطه در لیست راحفظ می کنند
critical item U اقلام حیاتی اقلام مهم
centralized items U اقلامی که دستور کنترل توزیع تمرکزی ان رسیده
expired appropriation U اقلامی که مدت اعتبار توزیع انها گذشته باشد
long life itemes U اقلامی که عمر قانونی انها 5سال یا بیشتر باشد
standard U محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standards U محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
current liability U اقلامی از بدهی که پرداخت انها از محل دارایی جاری باشد
budget item U اقلامی که به دستور فرمانده قیمت ان ازبودجه یکان کسر میشود
basic issue items U وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
away U پیوسته بطور پیوسته
she has a well poised head U وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
paint oneself into a corner <idiom> U گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
go great guns <idiom> U موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
i am very keen on going there U من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
microfilm U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce U صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency U فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
cads U محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cad U محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
need U احتیاج
neediness U احتیاج
penury U احتیاج
necessitousness U احتیاج
want U احتیاج
requirement U احتیاج
need U احتیاج
needed U احتیاج
needing U احتیاج
demand U احتیاج
necessity U احتیاج
lacks U احتیاج
lack U احتیاج
lacked U احتیاج
ponderous U خیلی سنگین خیلی کودن
rattling U خیلی تند خیلی خوب
u. need U احتیاج مبرم
lackvt U احتیاج داشتن
urgent need U احتیاج مبرم
demands U نیاز احتیاج
overplus U بیش از احتیاج
requisite U لازمه احتیاج
superimposed U مازاد بر احتیاج
requirement U تقاضا احتیاج
redundant U مازاد بر احتیاج
demand U نیاز احتیاج
demanded U نیاز احتیاج
cleanest U کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans U کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned U کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean U کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
needing U نیازمندی در احتیاج داشتن
to be in great request U زیادمورد احتیاج بودن
answered U جواب احتیاج را دادن
answering U جواب احتیاج را دادن
answers U جواب احتیاج را دادن
needed U نیازمندی در احتیاج داشتن
answer U جواب احتیاج را دادن
call of nature <idiom> U احتیاج به دستشویی داشتند
need U نیازمندی در احتیاج داشتن
needle point to say U احتیاج بگفتن نیست
you're telling me <idiom> U احتیاج نیست به من بگی
to call for a U احتیاج بدقت داشتن
needing U نیازمندی احتیاج لازم داشتن
serves U رفع کردن براوردن احتیاج
urgency of need U حیاتی بودن احتیاج به اماد
cry out for <idiom> U شدیدا به چیزی احتیاج داشتن
needed U نیازمندی احتیاج لازم داشتن
need U نیازمندی احتیاج لازم داشتن
i heed your help U به مساعدت شما احتیاج دارم
nonverbal U بدون احتیاج باستفاده از زبان
served U رفع کردن براوردن احتیاج
serve U رفع کردن براوردن احتیاج
featherbed U بیش ازمیزان احتیاج کارمندگرفتن
no branch U شغلی که احتیاج به رسته تخصصی ندارد
spoin bank U محل نگهداری وسایل مازاد بر احتیاج
put up <idiom> U توسعه پول یا چیزی که احتیاج است
turn one's back on <idiom> U کمک نکردن به کسی که احتیاج دارد
padding U اقلام
items U اقلام
categories U اقلام
item U اقلام
labour intensive industry U صنعتی که به نیروی انسانی زیادی احتیاج دارد
four freedoms U دین رهایی از احتیاج و بالاخره ازادی از ترس
ten year device وسیله ای که هر ده سال یک بار احتیاج به سرویس دارد
cyclic item U اقلام زنجیری
expendable items U اقلام مصرفی
cost category U اقلام هزینهای
detailing U اقلام ریز
end item U اقلام عمده
dequeue U برداشتن اقلام یک صف
detail U اقلام ریز
itemised U به اقلام نوشتن
itemises U به اقلام نوشتن
itemising U به اقلام نوشتن
salvage material U اقلام حراجی
commercial items U اقلام تجارتی
salvage material U اقلام بازیافتی
budget item U اقلام نقدی
long life itemes U اقلام بادوام
major end item U اقلام عمده
materiel management U مدیریت اقلام
category U اقلام اماد
spares U اقلام مازاد
item manager U مدیر اقلام
incidentals U اقلام فرعی
itemizes U به اقلام نوشتن
sundry items U اقلام متفرقه
itemized U به اقلام نوشتن
itemize U به اقلام نوشتن
itemizing U به اقلام نوشتن
item U اقلام امادی
items U اقلام امادی
common user items U اقلام عمومی
serial numbers U شماره سری اقلام
surplus U اقلام اضافی و مازاد
serial number U شماره سری اقلام
condition code U کد وضعیت امادگی اقلام
basic end item U اقلام اولیه اماد
basic of issue U مبنای واگذارکردن اقلام
expendable items U اقلام مصرفی شدنی
critical materials U اقلام حیاتی و مهم
centralized items U اقلام اماد تمرکزی
surpluses U اقلام اضافی و مازاد
sundry U اقلام متفرقه گوناگون
existence load U بار اقلام زیستی
junk mail U اقلام پستی ناخواسته
major end item U اقلام عمده امادی
supply manifest U بارنامه اقلام تدارکاتی
secondary item U اقلام فرعی تدارکاتی
reportable items U اقلام قابل گزارش
visibles U اقلام مرئی تجارت
nonperishable items U اقلام فاسد نشدنی
keyitem U اقلام ضروری و حیاتی
excess listing U لیست اقلام مازاد
pileferable U اقلام قابل حراج
item number U شماره اقلام جنس
invisible items of trade U اقلام نامرئی تجارت
item manager U مدیریت اقلام تدارکاتی
emergency U خیلی خیلی فوری
emergencies U خیلی خیلی فوری
classified items U اقلام طبقه بندی شده
survivor curves U منحنی عمر اقلام انبارشده
juxtaposition U جا دادن اقلام در مجاورت یکدیگر
property disposition U از بین بردن اقلام مازاد
average life U عمر متوسط اقلام دارائی
long life itemes U اقلام با عمر قانونی زیاد
component end item U قطعات و اقلام تجهیزات عمده
rationed items U اقلام جیره بندی شده
recovery procedures U روشهای تخلیه اقلام بازیافتی
controlled inventory U اقلام ذخیره کنترل شده
spares U اقلام اضافی وسایل یدکی
direct exchange items U اقلام قابل تعویض مستقیم
assemblages U جمع اوری اقلام تدارکاتی
assemblage U جمع اوری اقلام تدارکاتی
disposable end item U اماد یا اقلام قابل انهدام
contingency retention stock U اقلام ذخیره برای عملیات احتمالی
line item U اقلام موجود در چانل درخواست وسایل
fifo lifo U دو روش جمع اوری اقلام داده
proportional parts U بخشهای کسری اقلام تصاعدی یک جدول
data chaining U فرایند اتصال اقلام داده به یکدیگر
threes U سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
essential item list U فهرست اقلام حیاتی یاضروری جنگی
three U سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
common user items U اقلام مشترک المصرف بین یکانها
availability edit U بررسی موجود بودن اقلام درخواستی
consumable U اقلام مصرف شدنی کالاهای مصرفی
pileferable U اقلام قابل فروش بصورت فرسوده
age grouping U لیست تعیین عمر قانونی اقلام
nonrecoverable item U اقلام غیر قابل تعمیریا بازیافتی
nonrecoverable item U اقلام مصرف شدنی و بدون داغی
jim dandy U ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
contingency support stocks U اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
age grouping U طبقه بندی اقلام بر حسب عمرقانونی انها
recovery party U گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
to e. upon acovnt book U همه اقلام لازم رادردفترحساب وارد کردن
property disposition U ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
application study U بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
blanket policy U بیمه نامه ایکه همه اقلام را در برمیگیرد
functionalism U عقیده بر اینکه شکل وساختمان بایستی منطبق با احتیاج باشد اعتقادباستفاده عملی از شغل وپیشه
standard item U اقلام نمونه یا استاندارد یامطابق معیار تعیین شده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com