Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
expendable items
U
اقلام مصرفی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
commodity groups
U
گروه اقلام مشابه لجستیکی گروه کالاهای مصرفی
consumable
U
اقلام مصرف شدنی کالاهای مصرفی
expendable items
U
اقلام مصرفی شدنی
Other Matches
basic issue list
U
اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
sumptuary law
U
قانونی که با منع استفاده از بعضی اموال مصرفی جلو مخارج مصرفی زیاد را می گیرد
expendable property
U
کالای مصرفی اماد مصرفی
common items
U
اقلام تدارکاتی عمومی اقلام مشترک
maximal oxygen consumption per minute
U
حداکثر اکسیژن مصرفی دردقیقه بیشینه اکسیژن مصرفی در دقیقه
push up list
U
لیستی از اقلام که در ان هرقلم در اخر لیست وارد میشود و سایر اقلام همان مکان مربوطه در لیست راحفظ می کنند
critical item
U
اقلام حیاتی اقلام مهم
maximal oxygen consumption
U
حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal aerobic power
U
بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر اکسیژن مصرفی حداکثر توان توازی
maximal oxygen uptake
U
حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
basic issue items
U
وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
needlessness
U
بی مصرفی
disposability
U
مصرفی
inputted
U
مصرفی
input
U
مصرفی
disutility
U
بی مصرفی
consumable stock
U
موجودی مصرفی
consumption lending
U
وام مصرفی
consumer goods
U
اشیاء مصرفی
consumables
U
کالاهای مصرفی
consumer capital
U
سرمایه مصرفی
consumer goods
U
کالاهای مصرفی
consumer's goods
U
کالای مصرفی
consumption credit
U
اعتبار مصرفی
autoconsumption
U
خود مصرفی
consumable
U
ماده مصرفی
affluent society
U
جامعه مصرفی
consumption goods
U
کالاهای مصرفی
consumption expenditures
U
هزینههای مصرفی
consumption diseconomies
U
زیانهای مصرفی
coloring agent
U
رنگ مصرفی
consumer industries
U
صنایع مصرفی
expendable supplies
U
کالاهای مصرفی
Consumer ( consrmers ) goods .
U
کالاهای مصرفی
consumer goods
U
کالای مصرفی
commodities
U
کالای مصرفی
commodity
U
کالای مصرفی
nonexpendable
U
غیر مصرفی
bar stock
U
ماده اولیه مصرفی
maxvo
U
بیشینه اکسیژن مصرفی
commodity market
U
بازار کالای مصرفی
nondurable consumer goods
U
کالاهای مصرفی بی دوام
consumer nondurables
U
کالاهای مصرفی بی دوام
consumer durables
U
کالاهای مصرفی پر دوام
durable consumption goods
U
کالاهای مصرفی بادوام
consumer durable goods
U
کالاهای مصرفی بادوام
commodity command
U
یکان امادکالاهای مصرفی
There is no market for it in Iran .
U
درایران مصرفی ندارد
maxvo
U
حداکثر اکسیژن مصرفی
consumption economies
U
صرفه جوئیهای مصرفی
exposure dose
U
مقدار دوز مصرفی
consumer price index
U
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
name
U
کلمه مصرفی یک متغیر در برنامه
names
U
کلمه مصرفی یک متغیر در برنامه
consumer credit
U
اعتباربرای خرید کالاهای مصرفی
index of consumer prices
U
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
make up feed
U
اب مصرفی دیگ بخار ناو
item
U
اقلام
categories
U
اقلام
padding
U
اقلام
items
U
اقلام
major end item
U
اقلام عمده
materiel management
U
مدیریت اقلام
dequeue
U
برداشتن اقلام یک صف
cyclic item
U
اقلام زنجیری
sundry items
U
اقلام متفرقه
end item
U
اقلام عمده
incidentals
U
اقلام فرعی
item manager
U
مدیر اقلام
long life itemes
U
اقلام بادوام
salvage material
U
اقلام بازیافتی
cost category
U
اقلام هزینهای
salvage material
U
اقلام حراجی
items
U
اقلام امادی
spares
U
اقلام مازاد
itemizing
U
به اقلام نوشتن
itemizes
U
به اقلام نوشتن
itemize
U
به اقلام نوشتن
itemising
U
به اقلام نوشتن
itemized
U
به اقلام نوشتن
itemises
U
به اقلام نوشتن
detail
U
اقلام ریز
budget item
U
اقلام نقدی
detailing
U
اقلام ریز
itemised
U
به اقلام نوشتن
item
U
اقلام امادی
category
U
اقلام اماد
commercial items
U
اقلام تجارتی
common user items
U
اقلام عمومی
invisible items of trade
U
اقلام نامرئی تجارت
critical materials
U
اقلام حیاتی و مهم
surpluses
U
اقلام اضافی و مازاد
sundry
U
اقلام متفرقه گوناگون
major end item
U
اقلام عمده امادی
surplus
U
اقلام اضافی و مازاد
existence load
U
بار اقلام زیستی
excess listing
U
لیست اقلام مازاد
keyitem
U
اقلام ضروری و حیاتی
item number
U
شماره اقلام جنس
serial numbers
U
شماره سری اقلام
junk mail
U
اقلام پستی ناخواسته
visibles
U
اقلام مرئی تجارت
centralized items
U
اقلام اماد تمرکزی
supply manifest
U
بارنامه اقلام تدارکاتی
basic of issue
U
مبنای واگذارکردن اقلام
item manager
U
مدیریت اقلام تدارکاتی
basic end item
U
اقلام اولیه اماد
reportable items
U
اقلام قابل گزارش
condition code
U
کد وضعیت امادگی اقلام
serial number
U
شماره سری اقلام
nonperishable items
U
اقلام فاسد نشدنی
pileferable
U
اقلام قابل حراج
secondary item
U
اقلام فرعی تدارکاتی
property disposition
U
از بین بردن اقلام مازاد
juxtaposition
U
جا دادن اقلام در مجاورت یکدیگر
survivor curves
U
منحنی عمر اقلام انبارشده
rationed items
U
اقلام جیره بندی شده
disposable end item
U
اماد یا اقلام قابل انهدام
recovery procedures
U
روشهای تخلیه اقلام بازیافتی
long life itemes
U
اقلام با عمر قانونی زیاد
assemblages
U
جمع اوری اقلام تدارکاتی
adopted items of material
U
اقلام مورد قبول از نظرعملیاتی
direct exchange items
U
اقلام قابل تعویض مستقیم
spares
U
اقلام اضافی وسایل یدکی
controlled inventory
U
اقلام ذخیره کنترل شده
assemblage
U
جمع اوری اقلام تدارکاتی
average life
U
عمر متوسط اقلام دارائی
classified items
U
اقلام طبقه بندی شده
component end item
U
قطعات و اقلام تجهیزات عمده
availability edit
U
بررسی موجود بودن اقلام درخواستی
contingency retention stock
U
اقلام ذخیره برای عملیات احتمالی
threes
U
سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
three
U
سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
nonrecoverable item
U
اقلام مصرف شدنی و بدون داغی
nonrecoverable item
U
اقلام غیر قابل تعمیریا بازیافتی
common user items
U
اقلام مشترک المصرف بین یکانها
age grouping
U
لیست تعیین عمر قانونی اقلام
proportional parts
U
بخشهای کسری اقلام تصاعدی یک جدول
pileferable
U
اقلام قابل فروش بصورت فرسوده
line item
U
اقلام موجود در چانل درخواست وسایل
essential item list
U
فهرست اقلام حیاتی یاضروری جنگی
fifo lifo
U
دو روش جمع اوری اقلام داده
data chaining
U
فرایند اتصال اقلام داده به یکدیگر
recovery party
U
گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
application study
U
بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
blanket policy
U
بیمه نامه ایکه همه اقلام را در برمیگیرد
age grouping
U
طبقه بندی اقلام بر حسب عمرقانونی انها
property disposition
U
ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
to e. upon acovnt book
U
همه اقلام لازم رادردفترحساب وارد کردن
contingency support stocks
U
اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
standard
U
اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standards
U
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standards
U
اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
cyclic item
U
اقلام پیوسته اقلامی که خیلی مورد احتیاج هستند
standard item
U
اقلام نمونه یا استاندارد یامطابق معیار تعیین شده
standard
U
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
survivor curves
U
منحنی باززیستی اقلام پس ازاتمام عمر قانونی یا مدت معین
assessed value
U
ارزشی که به منظور خاص برای یکی از اقلام دارایی معین میشود
conspicuious consumption
U
مصرف افراطی مصرفی که هدفش خودنمائی به دیگران است این اصطلاح اولین بار بوسیله تورستین وبلن اقتصاددان امریکائی
real balance effect
U
اثر پیگو اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مخارج مصرفی
algorithm
U
قوانین مصرفی و ایجاد کارهای مشخص یا حل مشکلات مشخص
algorithms
U
قوانین مصرفی و ایجاد کارهای مشخص یا حل مشکلات مشخص
transubstantiation
U
اعتقادباینکه نان وشراب مصرفی درایین عشای ربانی مسیحیان هنگام ورود ببدن شخص تبدیل بجسم وخون عیسی میگردد
engels law
U
ارتباط بین درامدو هزینههای مصرفی که اولین بار بوسیله امارشناس المانی قرن نوزدهم ارنست انگل مورد بررسی قرار گرفت
salvage group
U
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
reporting by axception
U
گزارشی که فقط حاوی اقلام خارج از قلمرو عادی بوده ونیازمند توجه مدیریت است
auto
U
توانایی برخی از برنامههای کاربردی مثل کلمه پرداز و نرم افزار پایگاه داده ها که خود کار فایل مصرفی را ضبط کرده هر چند دقیقه
autos
U
توانایی برخی از برنامههای کاربردی مثل کلمه پرداز و نرم افزار پایگاه داده ها که خود کار فایل مصرفی را ضبط کرده هر چند دقیقه
abc analysis
U
طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
constructive receipt billing
U
ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
caged storage
U
قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
unit mill
U
سوخت استحقاقی یکان به حسب خودروهای موجودسوخت مصرفی خودروهای یکان در یک ستون
major sort key
U
یک فیلد حاوی اطلاعات که توسط ان اکثر اقلام داده هامی توانند تشخیص داده شده و مرتب شوند
combat essential
U
اقلام رزمی حیاتی حیاتی در رزم
retail bin
U
انبار اقلام جزئی یا اماد جزئی
controlled inventory
U
موادکنترل شده اقلام بررسی شده
capital gain
U
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
decimal file system
U
سیستم انبارداری اعشاری سیستم شمارش اقلام اعشاری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com