Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
precautionary measures
U
اقدامات احتیاطی
preventive action
U
اقدامات احتیاطی
Precautionary measures.
U
اقدامات احتیاطی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
res ipsa loquitur
U
این عبارت در دعاوی مربوط به جرم ناشی از بی احتیاطی و درحالاتی بکار می رود که برای اثبات بی احتیاطی هیچ دلیلی لازم نباشد
precautionary demand for money
U
تقاضای احتیاطی برای پول تقاضا برای پول بمنظورانگیزه احتیاطی
goings-on
U
اقدامات
proceedings
U
اقدامات
proceeding
U
اقدامات
doings
U
اقدامات
undertakings
U
اقدامات
legal proceedings
U
اقدامات قانونی
civil proceedings
U
اقدامات حقوقی
hostile acts
U
اقدامات دشمنانه
hostile acts
U
اقدامات خصمانه
follow up
U
اقدامات بعدی
electronic countermea sures
U
اقدامات ضد الکترونیکی
electronic counter counter measures
U
اقدامات ضد ضد الکترونیکی
control measures
U
اقدامات کنترلی
preventive action
U
اقدامات تامینی
countermeasures
U
اقدامات متقابل
radar countermeasures
U
اقدامات ضد رادار
to intensify one's actions
U
اقدامات خودراسخت
security measures
U
اقدامات تامینیه
security countermeasures
U
اقدامات تامینی
preassault
U
اقدامات قبل از هجوم
to take steps
U
اقدامات بعمل اوردن
to take measures
U
اقدامات بعمل اوردن
take steps
U
اقدامات بعمل امده
Provocative acts.
U
اقدامات تحریک آمیز گ
want of precaution
U
بی احتیاطی
imprudence
U
بی احتیاطی
incaution
U
بی احتیاطی
incautiousness
U
بی احتیاطی
inconsiderateness
U
بی احتیاطی
injudiciousness
U
بی احتیاطی
unwariness
U
بی احتیاطی
provisory
U
احتیاطی
forgetfulness
U
بی احتیاطی
improvidence
U
بی احتیاطی
contingency
U
احتیاطی
contingencies
U
احتیاطی
precautionary
U
احتیاطی
cautionary
U
احتیاطی
indiscretion
U
بی احتیاطی
discretionary
U
احتیاطی
indiscretions
U
بی احتیاطی
to lead on
U
وادار به اقدامات بیشتری کردن
suppression measures
U
اقدامات برای جلو گیری
logistics
U
اقدامات مربوط به تهیه و توزیع
to intensify one's actions
U
برشدت اقدامات خود افزودن
riding slip
U
خفت احتیاطی
preventive detention
U
توقیف احتیاطی
protective measures
U
تدابیر احتیاطی
provident fund
U
وجوه احتیاطی
precautions
U
اقدام احتیاطی
contingency fund
U
وجوه احتیاطی
margin
U
بودجه احتیاطی
precaution
U
اقدام احتیاطی
reserve fund
U
سرمایه احتیاطی
precautionary motive
U
انگیزه احتیاطی
incautiously
U
از روی بی احتیاطی
indiscreetly
U
از روی بی احتیاطی
margins
U
بودجه احتیاطی
measure of prevention
U
اقدام احتیاطی
detention pending trial
U
توقیف احتیاطی
per incuriam
U
به علت بی احتیاطی
contingency insurance
U
بیمه احتیاطی
imprudently
U
از روی بی احتیاطی
buffer stock
U
موجودی احتیاطی
improvidently
U
از روی بی احتیاطی
carelessly
U
از روی بی احتیاطی
countermeasures
U
اقدامات ضد عملیات دشمن عمل متقابل
decision tree
U
اقدامات لازم جهت تصمیم گیری
municipalist
U
طرفدار نظارت یا اقدامات شهر داری
countermeasures
U
پیش گیریهای متقابل اقدامات کنترلی
safety precaution
U
پیش بینیهای احتیاطی
caveat
U
پیش بینی احتیاطی
caveats
U
پیش بینی احتیاطی
contingency cover
U
بیمه حمل احتیاطی
fund
U
تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
funded
U
تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
contingent fund
U
اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
policy of contianment
U
سیاست بازدارندگی اعمال سیاستی که باعث تحدید و توقف اقدامات سیاسی کشور دیگری بشود
preventive justice
U
قسمتی ازحقوق که به بررسی اقدامات مختلفی که برای جلوگیری ازارتکاب جرم از ناحیه تبهکاران احتمالی لازم است اختصاص دارد
radio countermeasures
U
اقدامات ضد فرستندههای دشمن پیشگیریهای ضد پخش رادیویی دشمن
preventive detention
U
تمدید مدت حبس مجرم به عادت که تقریبا" به سیستم اجرای نظرتشدید مجازات و یا مواردپیش بینی شده در قانون اقدامات تامینی شباهت دارد
delivered duty paid
U
یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
security
U
تامین اقدامات تامینی نیروی تامینی
security countermeasures
U
اقدامات حفافتی پیش بینیهای حفافتی
injudiciously
U
بیخردانه ازروی بیخردی یا بی عقلی ازروی بی احتیاطی
arms control measures
U
مقررات کنترل جنگ افزار اقدامات کنترلی جنگ افزار
tacit collusion
U
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com