English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
good deeds U افکار نیکو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
good U نیکو
seely U نیکو
premium U پاداش نیکو
Good morning U بامدادان نیکو
of a good mould U نیکو سرشت
Good night U شامگاهان نیکو
upright U نیکو کار
gospels U مژده نیکو
rightteous U نیکو کار
premiums U پاداش نیکو
gospel U مژده نیکو
righteous U نیکو کار
well conditioned U دارای اخلاق نیکو
to throw cold water on U نیکو ندانستن وناچیزشمردن
well doer U ادم نیکو کار
well doing U نیکو کار درست کردار
Whatever comes from a friend is good . <proverb> U هر چه از دوست رسد نیکو است .
well conditioned U نیکو خصال دارای صفات حسنه
Utopias U دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
Utopia U دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
breast U افکار
breasts U افکار
ideas if reference U افکار عطفی
internal conception U زاییده افکار
daydream U افکار پوچ
musing U غرق در افکار
train of thought U رشته افکار
thoughts U افکار خیال
thought U افکار خیال
daydreamed U افکار پوچ
brainchild U زاییده افکار
daydreams U افکار پوچ
idea U زاییده افکار
concept U زاییده افکار
conception U زاییده افکار
daydreaming U افکار پوچ
public opinion U افکار عمومی
wishful thinking U افکار واهی و پوچ
cardinal sin U عملمغایر با افکار عمومی
vox populi U اراء یا افکار مردم
telepathy U ارتباط افکار با یکدیگر
To have enlightened ideas. To be an intellectual. U افکار روشنی داشتن
strong minded U دارای افکار مردانه
parochialism U محدودیت در افکار وعقایدمحلی
mind readers U کاشف افکار دیگران
mind reading U کشف افکار دیگران
In deference to public opinion. U به احترام افکار عمومی
mind reader U کاشف افکار دیگران
to think out loud U افکار خود را [بلند] گفتن
to think aloud U افکار خود را [بلند] گفتن
To pick other peoples brains. U از افکار دیگران استفاده کردن
egghead U روشنفکر دارای افکار بلند
idealogy U مبحث افکار وارزوهای باطنی
bemuse U غرق افکار شاعرانه کردن
ideology U مبحث افکار وارزوهای باطنی
ideologies U مبحث افکار وارزوهای باطنی
self revelation U افشاء افکار واحساسات شخصی
eggheads U روشنفکر دارای افکار بلند
evangelical U پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
evangelic U پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
I don't know what to make of him. U من افکار او [مرد] را درک نمی کنم.
representationalist U معتقد بفلسفه ایده هاو افکار
cause cTlFbre U موردیکهنظر افکار عمومیرا بهخود جلبکند
A dialogue . U گفت وشنود ( بحث وتبادل افکار ونظریات )
euphemisms U استعمال کلمهء نیکو و مطلوبی برای موضوع یا کلمهء نامطلوبی
euphemism U استعمال کلمهء نیکو و مطلوبی برای موضوع یا کلمهء نامطلوبی
ideologist U ایده ئولوگ کسی که در مورد افکار وعقاید مطالعه میکند
intrusive thoughts U اندیشه هایی که بی اراده شخص بخاطرش می اید افکار فضول
euphemize U استعمال کلمهء نیکو بجای کلمهء زشت
practice makes perfect U کار نیکو کردن از پر کردن است
practice makes perfect <proverb> U کار نیکو کردن از پر کردن است
self absorption U غرق در خویش غرق شدن در افکار
academic freedom آزادی طلاب و محققین در تدریس وتحقیق و نشر افکار خود بدون انکه موسسهای که دراستخدام انند بتواند به انان تعرضی بکند و یا ایشان را درفشار بگذارد
brain washing U مغزشویی روشی که به وسیله ان و ازطریق اعمال تدابیر و اعمال مختلف افکار و اعتقادات فردرا زایل و اعتقادات دیگری راجایگزین ان می کنند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com