English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
artificial aging U افزایش استحکام الومینیوم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
retardation U [افزایش طول نخ در اثر نیروی کشش ثابت در زمان معین] [در چله هایی که به مدت طولانی روی دار می مانند این افزایش طول مشاهده می شود و کاهش استحکام نخ و کاهش طول عمر فرش را به همرا دارد.]
beef up U افزایش استحکام اجزاء ساختمانی با طراحی مجدد یااصلاح مواد انها
overcasting U شیرازه بافی [جهت افزایش استحکام لبه های فرش و تزئین تارهای انتهائی]
aluminium U فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
aluminum U فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
insulation strength U استحکام ایزولاسیون استحکام عایق بندی استحکام عایق کاری
Mercerization U مرسیزاسیون [این عمل شیمیایی بر روی نخ های پنبه ای توسط مواد قلیائی و در محیط تحت فشار انجام گرفته تا علاوه بر افزایش استحکام نخ، حالتی درخشنده نیز به آن افزوده شود.]
reserve factor U نسبت استحکام واقعی یک سازه به کمترین استحکام لازم برای شرایط موردنظر
increases U صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased U صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increase U صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
bulking U افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
accretion U افزایش بهای اموال افزایش میزان ارث
wagners law U براساس این قانون که توسط اقتصاددان المانی بیان شده رابطه مستقیمی بین افزایش مخارج دولت و افزایش رشد وتوسعه اقتصادی وجود دارد
multiplier principle U اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
alaminum U الومینیوم
aluminium U الومینیوم
alumina U اکسید الومینیوم
aluminum oxide U اکسید الومینیوم
aluminum coat U روکش الومینیوم
aluminum alloy U الیاژ الومینیوم
aluminous U الومینیوم دار
aluminous U محتوی الومینیوم
aluminous U مربوط به الومینیوم
aluminium foil U کاغذ الومینیوم
aluminiferous U الومینیوم دار
sapphires U سیلیکات الومینیوم و منیزیم
bauxite U هیدروکسید الومینیوم بوکسیت
anodization U پوشش الومینیوم از اکسیدالومینیوم
sapphire U سیلیکات الومینیوم و منیزیم
alumina U گل پاک یا اکسید الومینیوم
aluminize U روکش ساختن از الومینیوم
aluminize U روکش بااب الومینیوم دادن
aluminum coating by spraying amalgamate U روکش الومینیوم کردن امیختن
turquoise U فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
kyanite U سیلیکات الومینیوم بفرمول 5SIO2AL
turquois U فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
alclad U نوعی ورقه از الیاژ الومینیوم
alum U سولفات مضاعف الومینیوم و پتاسیم
turquoises U فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
thallium U عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
euclase U بریلیوم و الومینیوم برنگ سبز روشن یا ابی
beryl U سیلیکات بریلیوم و الومینیوم رنگ ابی متمایل به سبز
bandolite U ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
alodine U نوعی روکش شیمیایی جهت قطعات الیاژ الومینیوم
sales promotion U افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
anodize U روش ساخت و عملیات مربوط به الومینیوم و الیاژهای ان توسط اکسیداسیون اندیک
alumetize U الومینیوم روی فولاد باپیستوله تزریق شده و سپس گداخته می گردد
malthusian law of population U نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
strength U استحکام
staying power U استحکام
resistance U استحکام
reinforcement U استحکام
substances U استحکام
consistence U استحکام
ridge bone U استحکام
strengths U استحکام
substance U استحکام
fortification U استحکام
consistency U استحکام
strenght U استحکام
solidification U استحکام
rigidity U استحکام
rigidification U استحکام
formidableness U استحکام
solidity U استحکام
backbones U استحکام
fortifications U استحکام
consistent U استحکام
backbone U استحکام
instable U بی استحکام
aluminum pigmented dope U لعاب یا پرداخت که داخل ان تکههای کوچک الومینیوم بصورت معلق پراکنده شده است
strength ratio U نسبت استحکام
consistency U ثبات استحکام
tensile strength U استحکام کششی
solidification U انجماد استحکام
stability U استحکام مقاومت
stableness U استواری استحکام
consolidation U استحکام تحکیم
initial strength U استحکام اولیه
stability U استواری استحکام
structrual stability U استحکام ساختمانی
strength properties U خصوصیات استحکام
crimping groove U شیار استحکام
granite U سختی استحکام
knot strength U استحکام گره
consistence U ثبات استحکام
cube commpression strenght U استحکام ریشهای
fortifiable U قابل استحکام
formidability U استحکام بزرگی
buckling strength U استحکام خمشی
transverse bending strength U استحکام خمشی
fatigue strength U استحکام خستگی
coefficient of consolidation U ضریب استحکام
disruptive strength U استحکام انقطاع
compression strength U استحکام فشاری
dielectric strength U استحکام دی الکتریک
dielectric strength U استحکام شکست
high temperature strength U استحکام حرارتی
impact strength U استحکام ضربهای
gritted U استحکام نخاله
impact strength U استحکام برخورد
grit U استحکام نخاله
hot strength U استحکام گرمایی
fillers U میله استحکام
filler U میله استحکام
torsional strength U استحکام پیچشی
gritting U استحکام نخاله
aluminum paste U تکههای بسیار کوچک الومینیوم که مانع برخورداشعه ماوراء بنفش خورشیدبه سطح جسم میشوند
icebox rivet U میخ پرچهای الومینیوم که تاموقع مصرف باید در دمای زیر صفر نگه داشته شوند
harmotome U سیلیکات ابدار الومینیوم وباریم که بلورهای ان بصورت جفت وصلیبی برنگهای مختلف یافت میشود
high strength steel U فولاد با استحکام عالی
torsional rigidity U استحکام در مقابل پیچش
torsional fatigue strength U استحکام فرسودگی پیچشی
ultimate strength U مقاومت یا استحکام نهایی
high strength cast iron U چدن با استحکام عالی
izod impact strength U استحکام ضربه ایزوتوپ
gussets U بست استحکام خرپاها
gusset U بست استحکام خرپاها
intrinsic fatigue strength U استحکام فرسودگی ذاتی
tracking resistance U استحکام جریان خزشی
nitralloy U قطعات نیتریده شده حاوی مقادیر جزئی کربن الومینیوم کرم منیزیوم و احتمالا گوگردو غیره
epaulement U استحکام موقتی جناحی مترس
serigraph U استحکام سنج تار ابریشم
serigraphy U ازمایش استحکام تار ابریشم
thermostability U قابلیت استحکام در مقابل حرارت
ultimate tensile strength U حد نهایی کشش و استحکام نخ [قبل از پاره شدن]
torpex U نوعی مواد منفجره که ازمخلوط تی ان تی و سیکلونیت و پودر الومینیوم تشکیل میشود و معمولا در اژدرهای دریایی و مین و بمبهای زیرابی به کار می رود
stringer U قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
stringers U قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
breastwork U استحکام یاسنگر موقتی نرده بندی عرشه جلو کشتی
pigou effect U اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
edge finish U شیرازه بافی [جهت استحکام تارهای کناری و گاه تزپین نمودن کناره ها با رنگ های متفاوت بصورت ضربدری یا موازی]
counter fert U دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
box beam wing U نوعی ساختمان بال با محورطولی اصلی و دیوارهایی برای شکل دادن و استحکام بال
intensification U افزایش
augmentation U افزایش
raises U افزایش
adjunction U افزایش
accru U افزایش
affixture U افزایش
aggrantizement U افزایش
increase U افزایش
auxesis U افزایش
increased U افزایش
addendum U افزایش
addenda U افزایش
increases U افزایش
increscent U افزایش
additament U افزایش
multiplication U افزایش
accessing U افزایش
accessed U افزایش
access U افزایش
accesses U افزایش
accretion U افزایش
increments U افزایش
increment U افزایش
rise U افزایش
summation U افزایش
enhancement U افزایش
addition U افزایش
reduce/enlarge U افزایش
additions U افزایش
amplification U افزایش
rises U افزایش
scale up U افزایش
raise U افزایش
gains U افزایش
gained U افزایش
gain U افزایش
expansion U افزایش
accession U افزایش
frangible bullet U گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
bending fatigue strength U مقاومت تناوبی خمش استحکام استانه خمش
voltage rise U افزایش ولتاژ
pick up speed <idiom> U افزایش سرعت
voltage increase U افزایش ولتاژ
acceleration تعجیل افزایش
growth U افزایش ترقی
augmentable U قابل افزایش
addibility U قابلیت افزایش
free radical addition U افزایش رادیکالی
frequency multiplication U افزایش فرکانس
augmenting U افزایش دادن
export promotion U افزایش صادرات
ascend U افزایش دادن
thickening U افزایش ضخامت
put on weight <idiom> U افزایش وزن
annual increase U افزایش سالانه
add time U زمان افزایش
growths U افزایش ترقی
monetary expansion U افزایش پول
temperature rise U افزایش دما
salary increase U افزایش حقوق
scale up U افزایش مقیاس
accruing U افزایش یافتن
hypertension U افزایش فشارخون
increase of current U افزایش جریان
increase of contrast U افزایش کنتراست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com