Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bump start
U
اغاز مسابقه با هل دادن موتورسیکلت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
drag bike
U
موتورسیکلت مخصوص مسابقه سرعت
moto
U
بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی
drag racing
U
مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت
trialling
U
مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی
clutch start
U
روشن و اماده بودن موتورسیکلت برای مسابقه
off road racing
U
مسابقه موتورسیکلت رانی در زمینهای ناهمواربطول چند صد مایل
speedway
U
مسابقه موتورسیکلت رانی بین تیمهای 4 نفره درمسیرهموارخاکی
dragstrip
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
moto cross
U
مسابقه موتورسیکلت رانی درمسیر خاکی محدود تپه و پیچ جاده و پرش در دو بخش 03یا 54 دقیقه
guard line
U
خط اغاز مسابقه شمشیربازی
wire
U
خط اغاز یا پایان مسابقه
wires
U
خط اغاز یا پایان مسابقه
pre game drills
U
تمرینهای قبل از اغاز مسابقه
approach
U
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
barriers
U
نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
barrier
U
نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
approached
U
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
approaches
U
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
motorcycle with side car
U
موتورسیکلت با جای اضافی وجدا موتورسیکلت با سایدکار
handicap
U
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps
U
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
formation
U
برنامه سازمان دفاعی یاتهاجمی در اغاز هر مسابقه
starting post
U
تیری که در مسابقه دوجای اغاز و حرکت را نشان میدهد
dragger
U
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
checkpoint
U
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
checkpoints
U
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
check-points
U
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
dump
U
شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
initials
U
پاراف در اغاز قرار دادن
initialed
U
پاراف در اغاز قرار دادن
initialling
U
پاراف در اغاز قرار دادن
initialing
U
پاراف در اغاز قرار دادن
initialled
U
پاراف در اغاز قرار دادن
initial
U
پاراف در اغاز قرار دادن
compete
U
مسابقه دادن
tourney
U
مسابقه دادن
competed
U
مسابقه دادن
competes
U
مسابقه دادن
to scamper
U
مسابقه دادن
race
U
مسابقه دادن بسرعت رفتن
row a race
U
مسابقه کرجی رانی دادن
raced
U
مسابقه دادن بسرعت رفتن
races
U
مسابقه دادن بسرعت رفتن
to show somebody up
[in a competition]
U
کسی را شکست دادن
[در مسابقه ورزشی]
campaing
U
شرکت دادن اسب در یک دوره مسابقه
prodify
U
تغییر دادن در تولیداتومبیلهای مسابقه طبق مقررات
experimental free handicap
U
دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
face off
U
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
dawns
U
اغاز اغاز شدن
dawning
U
اغاز اغاز شدن
dawned
U
اغاز اغاز شدن
dawn
U
اغاز اغاز شدن
motorcycle
U
موتورسیکلت
bikes
U
موتورسیکلت
motorcycles
U
موتورسیکلت
bike
U
موتورسیکلت
motor assisted bicycle
U
موتورسیکلت
autocycle
U
موتورسیکلت
motorcycle headlamp
U
نورافکن موتورسیکلت
sidecars
U
اتاقک موتورسیکلت
handle bar
U
دسته موتورسیکلت
biker
U
موتورسیکلت سوار
sidecar
U
اتاقک موتورسیکلت
skull practice
U
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligans
U
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligan
U
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
tug of war
U
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
sack race
U
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
motor cycle
U
دوچرخه موتوردار موتورسیکلت
luggage carrier
U
ترک بند موتورسیکلت
observers
U
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
observer
U
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
selling plater
U
اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
opener
U
مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
To stay the course .
U
تا آخر ماندن ( به مسابقه و مبارزه وغیره تا آخر ادامه دادن )
tourist trophy
U
مسابقههای سالانه موتورسیکلت سواری درجزیره من انگلستان
sidecar
U
جای اضافی چرخ دار پهلوی راننده موتورسیکلت
trail bike
U
موتورسیکلت کوچک سبک برای مسیرهای خارج از جاده
sidecars
U
جای اضافی چرخ دار پهلوی راننده موتورسیکلت
seniors
U
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
senior
U
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
off roader
U
شرکت کننده درمسابقه موتورسیکلت رانی درزمینهای ناهموار برای چندصد مایل
match play
U
مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
stable
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
abinitio
U
از اغاز
kick-offs
U
اغاز
kick-off
U
اغاز
jump off
U
اغاز
insteps
U
اغاز
scratch line
U
خط اغاز
inception
U
اغاز
instep
U
اغاز
getaways
U
اغاز
authorship
U
اغاز
getaway
U
اغاز
venue
U
اغاز
venues
U
اغاز
beginning
U
اغاز
terminus a que
U
اغاز
initio
U
در اغاز
onset
U
اغاز
beginnings
U
اغاز
initiation
U
اغاز
entrancing
U
اغاز
get away
U
اغاز
entrances
U
اغاز
entranced
U
اغاز
entrance
U
اغاز
initation
U
اغاز
primordium
U
اغاز
origins
U
اغاز
incipience or ency
U
اغاز
origin
U
اغاز
inchoation
U
اغاز
originationu
U
اغاز
exordium
U
اغاز
commencement
U
اغاز
outset
U
اغاز
kick off
U
اغاز
quadrangular meet
U
مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
primes
U
درجه یک اغاز
initiating
U
اغاز کردن
introductive
U
اغاز کننده
inaugurate
U
اغاز کردن
initialing
U
واقع در اغاز
from a to izzard
U
از اغاز تا انجام
at the start
U
در اغاز کار
births
U
اغاز کردن
begins
U
اغاز شدن
initiates
U
اغاز کردن
births
U
اغاز زاد
takeoff
U
اغاز پرش
inaugurated
U
اغاز کردن
inaugurates
U
اغاز کردن
inaugurating
U
اغاز کردن
birth
U
اغاز کردن
revivals
U
اغاز رونق
birth
U
اغاز زاد
initiate
U
اغاز کردن
initiated
U
اغاز کردن
uppermost
U
از اغاز از ابتدا
to take to
U
اغاز نهادن
inaugurator
U
اغاز کننده
begin
U
اغاز شدن
debuts
U
اغاز کار
debut
U
اغاز کار
begin
U
اغاز کردن
incept
U
اغاز کردن
self initiated
U
خود اغاز
commencing
U
اغاز کردن
commences
U
اغاز کردن
commenced
U
اغاز کردن
commence
U
اغاز کردن
inchoate
U
اغاز کردن
initialed
U
واقع در اغاز
initials
U
واقع در اغاز
at first
U
در اغاز کار
push off
U
اغاز کردن
nodal point
U
نقطه اغاز
initialling
U
واقع در اغاز
initialled
U
واقع در اغاز
initial
U
واقع در اغاز
alpha and omega
U
اغاز و فرجام
revival
U
اغاز رونق
begins
U
اغاز کردن
thru
U
از اغاز تاانتها
to push off
U
اغاز کردن
initial point
U
نقطه اغاز
takeoffs
U
اغاز پرش
launching
U
اغاز کردن
start bit
U
بیت اغاز
prime
U
درجه یک اغاز
start of heading
U
اغاز سرفصل
jump off
U
اغاز حمله
som
U
اغاز پیام
start of taxt
U
اغاز متن
lead off
U
اغاز کردن
leadoff
U
اغاز ضربت
soft start
U
اغاز نرم
wire to wire
U
از اغاز تا فرجام
launch
U
اغاز کردن
alphas
U
اغاز شروع
alpha
U
اغاز شروع
start of message
U
اغاز پیام
launches
U
اغاز کردن
incipit
U
شروع و اغاز
primed
U
درجه یک اغاز
launched
U
اغاز کردن
corrosive attack
U
اغاز و توسعه خورندگی
upfield
U
نقطه اغاز بازی
era
U
اغاز تاریخ عصر
to take arms
U
جنگ اغاز کردن
originating
U
اغاز شدن یاکردن
pullulate
U
اغاز توسعه نهادن
decadence
U
فساد اغاز ویرانی
prefacing
U
اغاز پیش گفتار
hajime
U
اغاز مبارزه کاراته
christmas tide
U
هفتهای که اغاز ان 42دسامبراست
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com