Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
control
U
اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
controlling
U
اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
controls
U
اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
monitor
U
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitors
U
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitored
U
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
control
U
مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
controlling
U
مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
controls
U
مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
automatic
U
کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
automatics
U
کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
tests
U
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن
test
U
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن
tested
U
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن
self-
U
برای اطمینان از صحت نحوه کار کردن , معمولاگ حافظه , وسایل جانبی و دیسک درایوها بررسی می شوند
a priori
U
بدون بررسی یا آزمایش قبلی
test
U
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار
tests
U
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار
tested
U
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار
bank on
<idiom>
U
اطمینان داشتن ،روی چیزی حساب کردن
operation
U
آزمایش هایی برای برنامه و آمادگی داده را بررسی می کنند
to have
[take]
a closer look at something
U
چیزی را با دقت بررسی کردن
to make a study of something
U
چیزی را بررسی یا مطالعه کردن
to check out something
U
چیزی را بررسی یا امتحان کردن
verification
U
بررسی هرکلیدبرای اطمینان ازاعتبار آن برای یک برنامه کاربردی خاص
To weight the pros and cons of something.
U
خوب وبد چیزی را بررسی کردن (سنجیدن )
chips
U
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chip
U
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
TDR
U
آزمایش برای یافتن محل خطای کابل , ارسال یک سیگنال روی کابل و بررسی مدت زمان برگشت آن
pinging
U
امکان نرم افزاری که تمام گرههای شبکه یا اینترنت را بررسی میکند برای اطمینان از صحت کار آنها
pings
U
امکان نرم افزاری که تمام گرههای شبکه یا اینترنت را بررسی میکند برای اطمینان از صحت کار آنها
pinged
U
امکان نرم افزاری که تمام گرههای شبکه یا اینترنت را بررسی میکند برای اطمینان از صحت کار آنها
ping
U
امکان نرم افزاری که تمام گرههای شبکه یا اینترنت را بررسی میکند برای اطمینان از صحت کار آنها
checks
U
اطمینان از صحت چیزی
check
U
اطمینان از صحت چیزی
checked
U
اطمینان از صحت چیزی
to believe in somebody
[something]
U
اطمینان داشتن به کسی
[چیزی]
swear by
<idiom>
U
کاملا از چیزی اطمینان داشتن
authentication
U
اطمینان از اینکه چیزی صحیح است
measure
U
عملیات برای اطمینان یافتن از صحت چیزی
acceptance test
آزمایش کوچک شدگی آزمایش برداشت
dictionaries
U
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionary
U
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
check
U
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
checks
U
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
checked
U
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
to watch something
U
مراقب
[چیزی]
بودن
[توجه کردن به چیزی]
[چیزی را ملاحظه کردن]
to stop somebody or something
U
کسی را یا چیزی را نگاه داشتن
[متوقف کردن]
[مانع کسی یا چیزی شدن]
[جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
accrediting
U
اطمینان کردن
accredit
U
اطمینان کردن
confide
U
اطمینان کردن
confided
U
اطمینان کردن
confides
U
اطمینان کردن
accredits
U
اطمینان کردن
confident test
U
ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
trut
U
اطمینان داشتن توکل کردن
avouch
U
اقرار کردن اطمینان دادن
vouch
U
اطمینان دادن تایید کردن
analogues
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
analogue
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
feasibility
U
بررسی هزینه ها و مزیت برای بررسی شروع مجدد پروژه
inferences
U
بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
inference
U
بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
analog
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر محلی یا ترمینال
extensions
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extension
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
someone to rely on
U
به کسی اطمینان کردن
[اتکا کردن]
sail in
U
با جدیت و اطمینان بکاری مبادرت کردن
leap frog test
U
و داده می نویسد و می خواندن و برای بررسی اختلاف مقایسه میکند تا تمام محل ها بررسی شوند
link
U
برنامههای بررسی کامپیوتری برای بررسی اینکه هر قطعه در ارتباط با دیگران خوب کار میکند یا نه
reliability
U
اطمینان قابلیت اطمینان
to portray somebody
[something]
U
نمایش دادن کسی یا چیزی
[رل کسی یا چیزی را بازی کردن]
[کسی یا چیزی را مجسم کردن]
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
to see something as something
[ to construe something to be something]
U
چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن
[تعبیر کردن]
lay hands upon something
U
جای چیزی را معلوم کردن چیزی را پیدا کردن
to regard something as something
U
چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن
[تعبیر کردن]
systems analysis
U
1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
to depict somebody or something
[as something]
U
کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن
[وصف کردن]
[شرح دادن ]
[نمایش دادن]
to appreciate something
U
قدر چیزی را دانستن
[سپاسگذار بودن]
[قدردانی کردن برای چیزی]
modifying
U
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modifies
U
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modify
U
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
covet
U
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
correction
U
صحیح کردن چیزی تغییری که چیزی را درست میکند
coveting
U
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
covets
U
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
to scramble for something
U
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
think nothing of something
<idiom>
U
فراموش کردن چیزی ،نگران چیزی بودن
edited
U
فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
edit
U
فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
To weight up the pros and cons of something .
U
مطلبی راسبک وسنگین کردن (بررسی کردن )
scrutinize
U
بررسی کردن
study
U
بررسی کردن
perusing
U
بررسی کردن
peruse
U
بررسی کردن
perused
U
بررسی کردن
checks
U
بررسی کردن
look into
U
بررسی کردن
bolt
[examine]
U
بررسی کردن
check
U
بررسی کردن
determine
U
بررسی کردن
enquire into
U
بررسی کردن
examine
U
بررسی کردن
reconcider
U
بررسی کردن
peruses
U
بررسی کردن
probe
U
بررسی کردن
indagate
U
بررسی کردن
explore
U
بررسی کردن
inspect
U
بررسی کردن
investigate
U
بررسی کردن
dissect
[analyse]
U
بررسی کردن
survey
U
بررسی کردن
studies
U
بررسی کردن
study
U
بررسی کردن
probed
U
بررسی کردن
studying
U
بررسی کردن
evaluate
U
بررسی کردن
surveyed
U
بررسی کردن
survey
U
بررسی کردن
checked
U
بررسی کردن
analyse
[British]
U
بررسی کردن
analyze
[American]
U
بررسی کردن
probes
U
بررسی کردن
check
U
بررسی کردن
assay
U
بررسی کردن
surveys
U
بررسی کردن
rectifies
U
درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
sleep on it
<idiom>
U
به چیزی فکر کردن ،به چیزی رسیدگی کردن
rectified
U
درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
rectify
U
درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
surveyed
U
بررسی کردن بازدید
scrutinises
U
بدقت بررسی کردن
survey
U
بررسی کردن بازدید
scrutinising
U
بدقت بررسی کردن
scrutinised
U
بدقت بررسی کردن
scrutinize
U
بدقت بررسی کردن
reviewing
U
بررسی کردن مرور
surveillance
U
تجسس بررسی کردن
checked
U
مقابله کردن بررسی
review
U
بررسی کردن مرور
checks
U
مقابله کردن بررسی
reviews
U
بررسی کردن مرور
scrutinizing
U
بدقت بررسی کردن
check
U
مقابله کردن بررسی
scrutinizes
U
بدقت بررسی کردن
reviewed
U
بررسی کردن مرور
scrutinized
U
بدقت بررسی کردن
surveys
U
بررسی کردن بازدید
to give up
[to waste]
something
U
ول کردن چیزی
[کنترل یا هدایت چیزی]
see about (something)
<idiom>
U
دنبال چیزی گشتن ،چیزی را چک کردن
inspecting
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspected
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspect
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspects
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
scans
U
بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
scan
U
بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
scanned
U
بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
analogues
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analogue
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analog
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
to browse
U
بررسی عمومی کردن
[علوم کامپیوتر]
to cross-check the result with a calculator
U
حل را مجددا با ماشین حساب بررسی کردن
senses
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
summation check
U
بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
sensed
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sense
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
skimming
U
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
to mind somebody
[something]
U
اعتنا کردن به کسی
[چیزی]
[فکر کسی یا چیزی را کردن]
trials
U
آزمایش ها
examination
U
آزمایش
tests
U
آزمایش ها
examinations
U
آزمایش ها
quiz
[American]
U
آزمایش
test
U
آزمایش
trial
U
آزمایش
fixes
U
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
fix
U
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
unchecked
<adj.>
U
آزمایش نشده
untested
<adj.>
U
آزمایش نشده
unexamined
<adj.>
U
آزمایش نشده
unaudited
<adj.>
U
آزمایش نشده
unverified
<adj.>
U
آزمایش نشده
uninspected
<adj.>
U
آزمایش نشده
unevaluated
<adj.>
U
آزمایش نشده
blood work
U
آزمایش خون
blood test
U
آزمایش خون
pass muster
<idiom>
U
آزمایش را با موفقیت
proven
U
آزمایش شده
residue check
U
بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
caveatemptor
U
اصطلاحی است که متضمن بیان حق مشتری درامتحان کردن و بررسی مبیع میباشد
leap frog test
U
آزمایش پرسش قورباغه
Hewlett Packard
U
قط عات آزمایش و چاپگرها
exerciser
U
آزمایش کننده یک وسیله
refreshed
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refresh
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
vertical redundancy check
U
بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
tests
U
محیط ی برای آزمایش برنامه ها
acceptance trial
آزمایش قبول وسایل وتجهیزات
oil drop experiment
U
آزمایش قطره روغن
[فیزیک]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com