English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 270 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
debrief U اطلاعات کسب کردن
debriefed U اطلاعات کسب کردن
debriefs U اطلاعات کسب کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
voice U وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
voices U وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
voicing U وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
clearing U تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
clearings U تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
graphics U وسیله سطح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
distribute U چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
distributes U چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
distributing U چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
move U کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moved U کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moves U کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
trapdoor U فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoors U فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
feed U وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
feeds U وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
back up U اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
back-up U اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
post U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
post- U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
posted U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
posts U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
corrupt U تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupted U تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupting U تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupts U تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
keyboarding U عمل وارد کردن اطلاعات با صفحه کلید
keyboarding U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
tablet U صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
tablets U صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
conceal U پنهان کردن یا نشان ندادن اطلاعات یا گرافیک به کاربر
conceals U پنهان کردن یا نشان ندادن اطلاعات یا گرافیک به کاربر
type U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
typed U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
types U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
investigate U استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigated U استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigates U استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigating U استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
introduce U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
input U عمل وارد کردن اطلاعات
inputted U عمل وارد کردن اطلاعات
interview U مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewed U مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewing U مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviews U مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
contamination U ذخیره کردن اطلاعات در جای نادرست در حافظه
zap U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapped U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapping U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zaps U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
window U تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
connectivity U توانایی یک وسیله برای ارتباط برقرار کردن باسایر وسیله ها و ارسال اطلاعات
cross examination U به طور کلی در CL کلیه شهود وکارشناسان و مامورین کشف جرم در موقع محاکمه بایدعلنا" و حضورا" اطلاعات خودرا بیان دارند و دادستان ووکیل متهم حق سوال کردن از ایشان را دارند
degausser U وسیلهای برای پاک کردن اطلاعات از دستگاه ضبط مغناطیسی
dp U پردازش روی داده برای تولید اطلاعات مفید یا مرتب کردن و سازماندهی فایلهای داده
head switching U فعال کردن نوک خواندن ونوشتن به هنگام خوانده ونوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه ذخیره با دستیابی تصادفی
infra red link U سیستمی که به دو کامپیوتر یا یک کامپیوتر و یک چاپگر امکان رد و بدل کردن اطلاعات با استفاده از اشعه مادون قرمز میدهد تا داده را حمل کند
interoperability U توانایی دو وسیله یا کامپیوتر برای رد و بدل کردن اطلاعات
networking U در یک شهر یا شهرهای مختلف که به آنها امکان ردو بدل کردن اطلاعات میدهد
overprint U فهرنویسی کردن اطلاعات
QBE U زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
trojan horse U برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
to gather information [about; on] U جمع آوری کردن اطلاعات [در مورد]
Other Matches
associative storage U یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
echo check U بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
dow jones information service U سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است
derived information U اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
attributing U 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
attribute U 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
attributes U 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
aperture card U روش ذخیره سازی اطلاعات میکروفیلم در یک کارت که میتواند شامل اطلاعات پانچ شده باشد
radar correlation U درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر
automatic data processing U پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری
distance vector protocols U اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
read time U زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
regrade U تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
connection U پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connexions U پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
data transceiver U دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
civilian internee information bureau U دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
defense system aquisition U سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
help U پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped U پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helps U پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
negative acknowledgement U کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
windowing U 1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
bandwidth U در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
infra red link U روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA U روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
intelligence process U جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
witting U اطلاعات
data U اطلاعات
intelligence U اطلاعات
counterintelligence U ضد اطلاعات
[pieces of] information U اطلاعات
information U اطلاعات
financial data U اطلاعات مالی
data processing U امایش اطلاعات
information processing U پردازش اطلاعات
instruction pipeline U کانال اطلاعات
flow of information U گردش اطلاعات
technical data U اطلاعات فنی
intelligence annex U پیوست اطلاعات
stationary information U اطلاعات لایتغیر
filter center U مرکزتوزیع اطلاعات
information retrieval U بازیابی اطلاعات
intelligence data U عناصر اطلاعات
intelligence journal U دفتریادداشت اطلاعات
intelligence office U دفتر اطلاعات
data processing U تهیه اطلاعات
data processing U پرورش اطلاعات
public information U اطلاعات عمومی
assistant chief of staff,g (intelligenc U معاونت اطلاعات
information system U سیستم اطلاعات
information theory U نظریه اطلاعات
tactical intelligence U اطلاعات جنگی
tactical intelligence U اطلاعات تاکتیکی
information transmission U انتقال اطلاعات
information unit U واحد اطلاعات
information desk U میز اطلاعات
intelligence service U قسمت اطلاعات
input information U اطلاعات اولیه
intelligence estimate U براورد اطلاعات
input information U اطلاعات ورودی
information revolution U تحول اطلاعات
information source U منبع اطلاعات
intelligence department U اداره اطلاعات
leakage of information U نشت اطلاعات
information science U علم اطلاعات
information service U خدمات اطلاعات
intelligence service U اداره اطلاعات
inquiry office U دفتر اطلاعات
info U مخفف اطلاعات
ir U بازیابی اطلاعات
information office U دفتر اطلاعات
meteorological data U اطلاعات هواسنجی
weather intelligence U اطلاعات هواشناسی
defense information U اطلاعات نظامی
defense information U اطلاعات دفاعی
secrets U اطلاعات سری
secret U اطلاعات سری
combatintelligence U اطلاعات رزمی
combat intelligence U اطلاعات رزمی
Ministry of Information . U وزارت اطلاعات
genetic information U اطلاعات وراثتی
marketing intelligence U اطلاعات بازاریابی
logistical data U اطلاعات لجستیکی
military intelligence U اطلاعات نظامی
information sheet U برگه اطلاعات
critical intelligence U اطلاعات حیاتی
data base U مبنای اطلاعات
data item U جزئیات اطلاعات
dissemination U پخش اطلاعات
data input U اطلاعات ورودی
data element U جزئیات اطلاعات
data element U عناصر اطلاعات
data communication U انتقال اطلاعات
departmental intelligence U اطلاعات اداری
ministry of information U وزارت اطلاعات
wrong information U اطلاعات نادرست
handout U برگه اطلاعات
disinformation U اطلاعات دورغ
budget data U اطلاعات بودجه
communication U عبور اطلاعات
pemmican U اطلاعات خلاصه
pemican U اطلاعات خلاصه
intelligence U اطلاعات نظامی
information on demand U اطلاعات با تقاضا
information bureau U دفتر اطلاعات
information center U مرکز اطلاعات
spial officer U افسرتجسس و اطلاعات
records available U اطلاعات موجود
essential elements of information U عناصراصلی اطلاعات
information U مفروضات اطلاعات
information explosion U انفجار اطلاعات
data bank U بانک اطلاعات
data banks U بانک اطلاعات
spial U کسب اطلاعات
perfect information U اطلاعات کامل
keep up with the news <idiom> U حفظ اطلاعات
basic data U اطلاعات اولیه
critical intelligence U اطلاعات مهم
false information U اطلاعات نادرست
information technology U تکنولوژی اطلاعات
general information data U اطلاعات و امار عمومی
pick someone's brains <idiom> U اطلاعات دقیق به کسی
ana U منتخبات اطلاعات سودمند
thesauruses U قاموس مجموعه اطلاعات
thesaurus U قاموس مجموعه اطلاعات
survey U جمع اوری اطلاعات
communicate U انتقال اطلاعات به کسی
surveyed U جمع اوری اطلاعات
(not) know the first thing about something <idiom> U اطلاعات جزئی داشتن
surveys U جمع اوری اطلاعات
hold something back <idiom> U نگهداری اطلاعات از کسی
data item U موارد ذکرشده در اطلاعات
direct access U دسترسی مستقیم به اطلاعات
communicated U انتقال اطلاعات به کسی
charge coupled device U حافظه با اطلاعات چرخان
information retrieval system U سیستم بازیابی اطلاعات
information management system U سیستم مدیریت اطلاعات
information resource management U مدیریت منبع اطلاعات
information providers U تهیه کنندگان اطلاعات
information processing center U مرکز پردازش اطلاعات
information and storage and retrieval U ذخیره و بازیابی اطلاعات
information approach U روش کسب اطلاعات
information processing carriculum U دوره پردازش اطلاعات
active U اطلاعات را رد و بدل میکند
columnar U نمایش اطلاعات درستون ها
random access U دسترسی به اطلاعات به طورناموزون
combat information center U مرکز اطلاعات رزمی
input U داده ها اطلاعات ورودی
almanac U نشریهء اطلاعات عمومی
data card U کارت اطلاعات کامپیوتری
inputted U داده ها اطلاعات ورودی
data card U کارت ثبت اطلاعات
departmental intelligence U اطلاعات وزارت خانهای
sciolistic U دارای اطلاعات سطحی
up-to-date U حاوی اخرین اطلاعات
up to date U حاوی اخرین اطلاعات
computer information system U سیستم اطلاعات کامپیوتری
almanacks U نشریهء اطلاعات عمومی
almanacs U نشریهء اطلاعات عمومی
intelligence collection U جمع اوری اطلاعات
batch U مین اطلاعات سفید
management information system U سیستم مدیریت اطلاعات
displaying U نشان دادن اطلاعات
tipster U فروشنده اطلاعات در شرطبندی
marginal data U اطلاعات حاشیهای نقشه
market information U اطلاعات و دادههای بازار
tipsters U فروشنده اطلاعات در شرطبندی
hidden information U اطلاعات پنهان کرده
displayed U نشان دادن اطلاعات
display U نشان دادن اطلاعات
massage accounting U ثبت اطلاعات پیام ها
touts U فروشنده اطلاعات شرطبندی
touted U فروشنده اطلاعات شرطبندی
tout U فروشنده اطلاعات شرطبندی
touting U فروشنده اطلاعات شرطبندی
target information center U مرکز اطلاعات هدف
displays U نشان دادن اطلاعات
dolly U کامپیوترمبادله اطلاعات هوایی
dollies U کامپیوترمبادله اطلاعات هوایی
target indications U اطلاعات مربوط به هدف
batches U مین اطلاعات سفید
informative U حاوی اطلاعات مفید
point of sale terminal U ترمینال فروش اطلاعات
vector data aggregate U بردار اطلاعات مجتمع
electronic transfer of data U انتقال الکترونیکی اطلاعات
spatial information U اطلاعات فضایی [فاصله ای]
Where is the information desk? U میز اطلاعات کجاست؟
non volatile U ما میتواند اطلاعات را برگرداند.
norton si U اطلاعات سیستم نورتن
communicates U انتقال اطلاعات به کسی
oral information U اطلاعات گفتاری [شفاهی]
intelligence journal U دفتر روزنامه اطلاعات
spacial information U اطلاعات فضایی [فاصله ای]
electronic modulation U مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
currents U فعلی اخرین اطلاعات
current U فعلی اخرین اطلاعات
external data file U فایل اطلاعات خروجی
advisory area U منطقه زیرپوشش اطلاعات
feed back U بکارگیری اطلاعات حاصله
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com