English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
overcharge U اضافی هزینه کردن
overcharged U اضافی هزینه کردن
overcharges U اضافی هزینه کردن
overcharging U اضافی هزینه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
surcharge U هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
surcharges U هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
overcharge U هزینه اضافی
extra cost U هزینه اضافی
overcharging U هزینه اضافی
overcharged U هزینه اضافی
incremental cost U هزینه اضافی
overcharges U هزینه اضافی
surcharge U هزینه اضافی
surcharges U هزینه اضافی
poundage U هزینه اضافی
extra expenses U هزینه های اضافی
additional costs [expenses] U هزینه های اضافی
accrued expenditures هزینه های اضافی
incremental cost U هزینه های اضافی
I crossed out the extra expenses . U هزینه های اضافی را قلم زدم
cost center U قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
droppers U قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
dropper U قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
over break U خاکبرداری اضافی و کندن وجابجا شدن اضافی خاک یاقطعات سنگی که دراثر موارمنفجره بدون اینکه بخواهیم کنده شود
surcharges U نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
surcharge U نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
outrigged U دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
expanded memory system U کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
extra duty U وفیفه اضافی ماموریت اضافی
augmentation U تکمیل کردن واگذار کردن وسایل یا نفرات اضافی یا تقویتی
overcharging U قیمت اضافی غلو کردن
overcharge U قیمت اضافی غلو کردن
overcharges U قیمت اضافی غلو کردن
overcharged U قیمت اضافی غلو کردن
excess stock U ذخایر اضافی ذخیره کردن بیش از حد لزوم
crop end saw U اره مخصوص قطع کردن بخشهای اضافی شمش
to live in a small way U با هزینه کم و بی سر وصدازندگی کردن
cost U هزینه بهاگذاری کردن
cost allocation U سرشکن کردن هزینه
cost minimization U حداقل کردن هزینه
internalization of costs U داخلی کردن هزینه ها
expended U مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
expend U مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
expends U مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
expending U مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
lighterage U هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
to recoup oneself U هزینه خود را جبران کردن
shell out U هزینه چیزی را قبول کردن
to indemnify any one's expense U هزینه کسیرا جبران کردن
costing U مشخص کردن هزینه عملیات
replacement cost U هزینه جایگزین کردن چیزی
to reduce an establishment U کارمندان یا هزینه بنگاهی راکم کردن
reimbursed U جبران کردن هزینه کسی یا چیزی راپرداختن
reimbursing U جبران کردن هزینه کسی یا چیزی راپرداختن
reimburses U جبران کردن هزینه کسی یا چیزی راپرداختن
reimburse U جبران کردن هزینه کسی یا چیزی راپرداختن
apportionment U افراز سرشکن کردن هزینه به چندسال به نسبت منافع حاصله در هر سال
squelch circuit U یک نوع مدار رادیویی است که وفیفه ان کم کردن صداهای اضافی متن پیامها و یا ازبین بردن خرخر صدای رادیواست
applied U هزینه مربوط به هر خدمت یاکالا را به طور ویژه تعیین کردن و به ان اختصاص دادن
cost contract U قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
economic of scale U کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
over capitalised U براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
cost accounts حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
marginal cost pricing U قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
carriage U بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
carriages U بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
paragogic U اضافی
extensions U اضافی
extension U اضافی
plus U اضافی
supplementary U اضافی
overflowed U اضافی
supernumerary U اضافی
overflow U اضافی
surplusage U اضافی
accessional U اضافی
overtime U اضافی
redundant U اضافی
additional U اضافی
de trop U اضافی
overflows U اضافی
supplemantary U اضافی
floating U اضافی
accessing U اضافی
accesses U اضافی
accessed U اضافی
surplus U اضافی
unduly U اضافی
excesses U اضافی
relative U اضافی
excess U اضافی
surpluses U اضافی
access U اضافی
bonus U پرداخت اضافی
overvoltage U ولتاژ اضافی
bonuses U پرداخت اضافی
overhead costs U هزینههای اضافی
postiche U متن اضافی
overloads U بار اضافی
ancillary equipment U تجهیزات اضافی
surcharge U مالیات اضافی
surcharge U نرخ اضافی
over U گذشته اضافی
over- U گذشته اضافی
overpayment U پرداخت اضافی
surcharges U مالیات اضافی
overestimation U براورد اضافی
surcharges U نرخ اضافی
overhand knot U گره اضافی
overirrigation U ابیاری اضافی
overload U بار اضافی
auxiliary work U کارهای اضافی
padding U متن اضافی
surplus production U تولید اضافی
days of grace U مهلت اضافی
surplus material U ماده اضافی
supplementary costs U هزینههای اضافی
furthering U اضافی زائد
intercalary U اضافی افزوده
further U اضافی زائد
furthers U اضافی زائد
shootoff U مسابقه اضافی
slip sheet U صفحه اضافی
surplus stock U موجودی اضافی
redundant equation U معادله اضافی
furthered U اضافی زائد
climbing lane U خط اضافی در سر بالایی
sunk cost U هزینههای اضافی
overtime U ساعات اضافی
overtime U وقت اضافی
supplementary U اضافی مکمل
flab U گوشت اضافی
the intercalary month U ماه اضافی
boostes pump U پمپ اضافی
surplus water U ابهای اضافی
surplus value U ارزش اضافی
spill water U ابهای اضافی
addition record U رکورد اضافی
excess capacity U فرفیت اضافی
excess length U طول اضافی
aditional service U سرویس اضافی
excess load U بار اضافی
extra duty U خدمت اضافی
extra equipment U تجهیزات اضافی
excess pressure U فشار اضافی
excess price U قیمت اضافی
extra period U وقت اضافی
adduct U ترکیب اضافی
barrage U وقت اضافی
overloaded U بار اضافی
additional <adj.> U مکمل اضافی
additional charges U خرجهای اضافی
additional outlet آبگیر اضافی
beauty sleep U خواب اضافی
regulating cell U پیل اضافی
barrages U وقت اضافی
additional score U نمره اضافی
extra time U وقت اضافی
excess supply U عرضه اضافی
end cell U پیل اضافی
an a.chapter U یک باب اضافی
superimposed U اتش اضافی
surtax U مالیات اضافی
excess reserves U ذخائر اضافی
extra current U جریان اضافی
adscript U یادداشت اضافی
sudden-death U وقت اضافی
excess profit U سود اضافی
extra premium U پاداش اضافی
sudden death U وقت اضافی
excess stock U مواد اضافی
additional charges U اتهامات اضافی
third brush generator U دینام با زغال اضافی
supplementing U تکمیل کننده اضافی
terret or rit U حلقه یراق اضافی
additionally U بطور اضافی یا زائد
supplemented U تکمیل کننده اضافی
extras U فوق العاده اضافی
third brush regulation U تنظیم با زغال اضافی
jury sturt U پایه اضافی یا موقتی
supplements U تکمیل کننده اضافی
supplementary U موضع تکمیلی اضافی
cumulative evidence U قرائن یا مدارک اضافی
additions U اسم اضافی ضمیمه
overflow U ابهای اضافی لبریزی
extra U فوق العاده اضافی
extra- U فوق العاده اضافی
value added network U ارزش اضافی شبکه
addition U اسم اضافی ضمیمه
plusage U سرامد مقدار اضافی
less than carload U وزن بار اضافی
acompaniment U تزئینات اضافی در ساختمان
plussage U سرامد مقدار اضافی
margin U زمان یا فضای اضافی
margins U زمان یا فضای اضافی
excess meter U کنتور مصرف اضافی
surtax U مالیات بر درامد اضافی
surpluses U اقلام اضافی و مازاد
excess burden of taxation U بار اضافی مالیات
sudden victory U پیروزی در وقت اضافی
supertax U مالیات بر درامد اضافی
surplus U اقلام اضافی و مازاد
overflows U ابهای اضافی لبریزی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com