Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
principle of microscopic reversibility
U
اصل برگشت پذیری میکروسکوپی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
microscopic reversibility
U
برگشت پذیری میکروسکوپی
Other Matches
reversibility
U
برگشت پذیری
reversibility principle
U
اصل برگشت پذیری
microscopic
U
میکروسکوپی
computer output microfilm recorder
U
دستگاهی که خروجی کامپیوتررا روی فیلم حساس به نوربه شکل میکروسکوپی ضبط میکند
cold working
U
شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
back to battery
U
برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
relapsed
U
برگشت
recoiling
U
برگشت
returned
U
برگشت
recoils
U
برگشت
upturn
U
برگشت
return line
U
خط برگشت
returning
U
برگشت
reoccur
U
برگشت
regurgitation
U
برگشت
regression line
U
خط برگشت
returns
U
برگشت
recovery
U
برگشت
relapse
U
برگشت
relapsing
U
برگشت
relapses
U
برگشت
recoveries
U
برگشت
recoiled
U
برگشت
recoil
U
برگشت
drawbacks
U
برگشت
drawback
U
برگشت
retrogression
U
برگشت
regression
U
برگشت
right of reversion
U
برگشت
retrocession
U
برگشت
reverts
U
برگشت
reverting
U
برگشت
reverted
U
برگشت
reversals
U
برگشت
reversal
U
برگشت
retrocedence
U
برگشت
tergiversation
U
برگشت
turnaround
U
برگشت
turnover
U
برگشت
recrudescence
U
برگشت
veer
U
برگشت
turnabout
U
برگشت
turnabouts
U
برگشت
d.c. restoration
U
برگشت دی سی
back water
U
برگشت اب
d.c. reinsertion
U
برگشت سی دی
capsizal
U
برگشت
turnarounds
U
برگشت
recurrenge
U
برگشت
recrvdescence
U
برگشت
reflux
U
برگشت
refluence
U
برگشت
veered
U
برگشت
revert
U
برگشت
return
U
برگشت
turnrounds
U
برگشت
veers
U
برگشت
flyback pulse
U
پالس برگشت
nonlinear regression
U
برگشت غیرخطی
retrocessive
U
برگشت کننده
retrocedent
U
برگشت کننده
irriversible
U
برگشت ناپذیر
image reversal
U
برگشت تصویر
grid return
U
سیم برگشت
irremeable
U
برگشت نا پذیر
reverses of fortune
U
برگشت روزگار
irreversibility
U
برگشت ناپذیری
ground return
U
برگشت زمینی
flashback
U
برگشت شعله
flashbacks
U
برگشت شعله
irrevocability
U
برگشت ناپذیری
downward travel
U
ضربه برگشت
revocable
U
قابل برگشت
linear regression
U
برگشت خطی
returnable
U
قابل برگشت
return pipe
U
لوله برگشت
return cargo
U
محموله برگشت
repercussion
U
انعکاس برگشت
rematch
U
مسابقه برگشت
regression time
U
زمان برگشت
regression equation
U
معادله برگشت
recurrence interval
U
زمان برگشت
return perion
U
زمان برگشت
armstand dive
U
بالانس برگشت
turn around time
U
زمان برگشت
regression analysis
U
تحلیل برگشت
return conductor
U
سیم برگشت
return wire
U
سیم برگشت
return current
U
جریان برگشت
payback period
U
دوره برگشت
rebounds
U
ضربه برگشت
backward reaction
U
واکنش برگشت
backspace
U
برگشت به عقب
back water curve
U
منحنی برگشت اب
reapparition
U
برگشت عود
reflector
U
برگشت دهنده
reflectors
U
برگشت دهنده
retrogressive
U
برگشت کننده
return flow
U
جریان برگشت
regression coefficient
U
ضریب برگشت
turnaround form
U
شکل برگشت
irreversible
U
برگشت ناپذیر
irrevocably
U
بطور بی برگشت
reversible
U
برگشت پذیر
reverberation
U
برگشت امواج
reverberations
U
برگشت امواج
track return
U
مدار برگشت
retrograde
U
برگشت دهنده
irrevocable
U
غیرقابل برگشت
return flight
U
پرواز برگشت
backs
U
درعقب برگشت
turns
U
برگشت شناگر
turn
U
برگشت شناگر
turning points
U
نقطه برگشت
turning point
U
نقطه برگشت
re-
U
برگشت دادن
re
U
برگشت دادن
turnaround documents
U
مستندات برگشت
turnaround documents
U
اسناد برگشت
rebound
U
ضربه برگشت
rebounded
U
ضربه برگشت
rebounding
U
ضربه برگشت
back
U
درعقب برگشت
retrogress
U
پس رفتن برگشت
retrogressed
U
پس رفتن برگشت
turnaround time
U
زمان برگشت
retrogressing
U
پس رفتن برگشت
retrogresses
U
پس رفتن برگشت
short return
U
برگشت کوتاه
regressive
U
برگشت کننده
pliability
U
خم پذیری
water absorption
U
آب پذیری
bass response
U
بم پذیری
deliquescence
U
نم پذیری
introversion
U
برگشت بسوی درون
day return
U
بلیط رفتو برگشت
back stroke
U
ضربه برگشت پیستون
irreversible process
U
فرایند برگشت ناپذیر
irreversible reaction
U
واکنش برگشت ناپذیر
inbound
U
برگشت توپ به زمین
backstroke
U
برگشت عقب زنی
regress
U
برگشت
[به حالت کم توسعه]
grid return
U
سیم برگشت شبکه
step backwards
U
برگشت
[به حالت کم توسعه]
high inverse voltage rectifier
U
یکسوکننده با برگشت قوی
atavism
U
برگشت بخوی نیاکان
regression
U
برگشت
[به حالت کم توسعه]
impedance feedback
U
پیوست برگشت امپدانس
He came back with his tail between his legs.
U
دست از پ؟ درازتر برگشت
irreversible steels
U
فولادهای برگشت ناپذیر
flip turn
U
برگشت انتهای استخر
capital recovery factor
U
ضریب برگشت سرمایه
payback period
U
دوره برگشت سرمایه
tripped
U
رفت یا برگشت فنر
return ticket
U
بلیط رفت و برگشت
trip
U
رفت یا برگشت فنر
ratchet effect
U
اثر برگشت ناپذیر
nonreimbursable
U
غیر قابل برگشت
plotter repeatability
U
قابلیت برگشت رسام
cycle time
U
زمان رفت و برگشت
magnetic yoke
U
سیم برگشت مغناطیسی
renewable energy
U
انرژی برگشت پذیر
trips
U
رفت یا برگشت فنر
regressed
U
پس رفت کردن برگشت
deceleration
U
فرایند برگشت پذیر
reverts
U
برگشت به وضعیت طبیعی
reverting
U
برگشت به وضعیت طبیعی
reverted
U
برگشت به وضعیت طبیعی
revert
U
برگشت به وضعیت طبیعی
reverberation
U
برگشت دادن امواج
regress
U
پس رفت کردن برگشت
drawbacks
U
برگشت حقوق گمرکی
drawback
U
برگشت حقوق گمرکی
total reflux head
U
سر تقطیر برگشت کامل
throw back
U
برگشت به خصال نیاکان
regressing
U
پس رفت کردن برگشت
lapse
U
برگشت انحراف موقت
lapses
U
برگشت انحراف موقت
revocable letter of credit
U
اعتبار قابل برگشت
revocable credit
U
اعتبار قابل برگشت
reverberations
U
برگشت دادن امواج
recovery
U
برگشت به حالت اولیه
regresses
U
پس رفت کردن برگشت
echo
U
برگشت امواج رادار
echoed
U
برگشت امواج رادار
regurgitation
U
برگشت خون استفراع
echoes
U
برگشت امواج رادار
echoing
U
برگشت امواج رادار
lapsing
U
برگشت انحراف موقت
recoveries
U
برگشت به حالت اولیه
turnaround cycle
U
مدت رفت و برگشت
magnetic susceptibility
U
مغناطیس پذیری
lability
U
تغییر پذیری
justifiability
U
توجیه پذیری
suggestibility
U
تلقین پذیری
suspensive
U
اندروا پذیری
mutabilty
U
تغییر پذیری
reversibility
U
بازگشت پذیری
miscibility
U
امتزاج پذیری
maintainability
U
نگهداشت پذیری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com