Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
orthopedics
U
اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی استخوانپزشکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
orthopaedics
U
اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی
orthopaedics
U
استخوانپزشکی
orthopedic
U
وابسته به استخوانپزشکی
twit
U
عیوب یااشتباهات کسی را یاداورشدن
twits
U
عیوب یااشتباهات کسی را یاداورشدن
teleost
U
ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
revising
U
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revise
U
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revises
U
اصلاح کردن اصلاح نمودن
modification kit
U
جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
self correcting
U
خود بخود اصلاح شونده اصلاح کننده نفس خود
bonier
U
استخوانی تر
boney
U
استخوانی
bony
U
استخوانی
tubercular osteomyelitis
U
سل استخوانی
skeletal age
U
سن استخوانی
osseous
U
استخوانی
chitinous
U
استخوانی
carpal age
U
سن استخوانی
ossify
U
استخوانی کردن
ossifying
U
استخوانی کردن
ossifying
U
استخوانی شدن
ossify
U
استخوانی شدن
ossifies
U
استخوانی کردن
scutum
U
پوسته استخوانی
ossifies
U
استخوانی شدن
ossified
U
استخوانی کردن
odontolite
U
فیروزه استخوانی
osteomyelitis
U
کورک استخوانی
osteophyte
U
بر امدگی استخوانی
osteoplasty
U
پیوند استخوانی
rickets
U
نرم استخوانی
ossification
U
استخوانی شدن
bone oil
U
روغن استخوانی
bone conduction
U
رسانش استخوانی
bone glue
U
سریشم استخوانی
ossified
U
استخوانی شدن
callus
U
پینه استخوانی گیاه
osteocranium
U
قسمت استخوانی جمجمه
osteoid
U
استخوان مانند استخوانی
calluses
U
پینه استخوانی گیاه
osteopathy
U
انواع امراض استخوانی
obtected
U
دارای پوشش استخوانی
hunger osteopathy
U
بیماری استخوانی ناشی از گرسنگی
tympanic bone
U
استخوانی که پرده صماخ رانگه میدارد
chitin
U
جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
democratic comiteism
U
سیستم کمیتهای دمکراتیک اصطلاحی است که لنین وتروتسکی و سایر نویسندگان کمونیست برای کمیسیون بازیهای سیستم دممراتیک وضع کرده اند و این نحوه عمل را از نقاط ضعف و عیوب دمکراسی می دانند
amendments
U
ترمیم
restoration
U
ترمیم
regeneration
U
ترمیم
betterment
U
ترمیم
amendment
U
ترمیم
reconstructions
U
ترمیم
recoveries
U
ترمیم
recovery
U
ترمیم
reconstruction
U
ترمیم
rehabilitated
U
ترمیم کردن
restores
U
ترمیم کردن
restored
U
ترمیم کردن
restoring
U
ترمیم کردن
restore
U
ترمیم کردن
recovers
U
ترمیم شدن
recovering
U
ترمیم شدن
reshuffled
U
ترمیم کردن
reshuffles
U
ترمیم کردن
reshuffle
U
ترمیم کردن
reshuffling
U
ترمیم کردن
file recovery
U
ترمیم فایل
error recovery
U
ترمیم خطا
amend
U
ترمیم کردن
cabinet reshuffle
U
ترمیم کابینه
amending
U
ترمیم کردن
rehabilitating
U
ترمیم کردن
rehabilitates
U
ترمیم کردن
recover
U
ترمیم شدن
amended
U
ترمیم کردن
reforms
U
ترمیم کردن
reform
U
ترمیم کردن
restoration
U
اعاده ترمیم
rehabilitate
U
ترمیم کردن
error recovery procedures
U
رویههای ترمیم خطا
hot
U
تشخیص و ترمیم خطا
cost of reproduction
U
هزینه نوسازی و ترمیم
hotter
U
تشخیص و ترمیم خطا
read restore cycle
U
چرخه خواندن و ترمیم
hottest
U
تشخیص و ترمیم خطا
relief
U
ترمیم اسایش خاطر
recoverable error
U
خطای قابل ترمیم
recoverable error
U
خطای ترمیم پذیر
e r p
U
برنامه ترمیم اروپا
to recover from something
U
ترمیم شدن
[مثال از بحرانی]
patching
U
ترمیم سنگفرش لکه گیری
irrecoverable error
U
خطای غیر قابل ترمیم
cost of maintenance
U
هزینه نگهداری و ترمیم نفقه و خرجی
logic
U
ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
maintainability
U
توانایی ترمیم سریع و کارا در صورت بروز خرابی
acoustic
U
حافظه ترمیم یافته که از خط تاخیر صوتی استفاده میکند
lock up
U
وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
hardest
U
که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
harder
U
که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
hard
U
که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
remedial maintenance
U
باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
The tourist industry is recovering to pre-crisis levels.
U
صنعت گردشگری آهسته ترمیم می شود و به سطح قبل از بحران می رسد.
logic
U
ترمیم ریاضی عملیات منط قی مثل AND و OR و... و تبدیل آنها به مدارهای مختلف
halted
U
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halts
U
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halt
U
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
troubleshoot
U
1-رفع اشکال نرم افزار کامپیوتری .2-محل دادن ترمیم خطاهای سخت افزاری
self-
U
سیستمم کد گذاری حروف خطا یا نامناسب را تشخیص دهد ولی نمیتواند ترمیم کند
maintenance
U
1-قرار دادن ماشین در وضعیت کارایی خوب . 2-کارهایی که برای اجرای سیستم انجام می شوند مثل ترمیم خرابی ها
self-
U
سیستم کد گذاری حروف که میتواند حروف خطا یا نامناسب را تشخیص و ترمیم کند
modification
U
اصلاح
improvements
U
اصلاح
improvement
U
اصلاح
arrangement
U
اصلاح
revision
U
اصلاح
revisions
U
اصلاح
betterment
U
اصلاح
repaired
U
اصلاح
rehabilitation
U
اصلاح
reform
U
اصلاح
regeneration
U
اصلاح
reclamation
U
اصلاح
reconciliation
U
اصلاح
shading
U
اصلاح
reparation
U
اصلاح
atonement
U
اصلاح
arrangements
U
اصلاح
reforms
U
اصلاح
repair
U
اصلاح
emendation
U
اصلاح
reforming
U
اصلاح
amendments
U
اصلاح
modifiation
U
اصلاح
melioration
U
اصلاح
shavind
U
اصلاح
amendment
U
اصلاح
correction
U
اصلاح
adjustments
U
اصلاح
reconcilement
U
اصلاح اصلاح
rectification
U
اصلاح
alternation
U
اصلاح
adjustment
U
اصلاح
reformation
U
اصلاح
plug
U
[نوعی نخ رفو که در آن تکه ای از فرش دیگر را برای ترمیم پارگی یا سوختگی فرش ترمیمی به آن بافته با می دوزند.]
modification
U
اصلاح مدل
right itself
U
اصلاح شدن
reconcilability
U
اصلاح پذیری
modified
U
اصلاح شده
incorrigibility
U
اصلاح ناپذیری
irreconcilability
U
اصلاح ناپذیری
irreconcilableness
U
اصلاح ناپذیری
meliorate
U
اصلاح کردن
betterment
U
اصلاح بهبود
modification
U
پیرایش اصلاح
corrigible
U
اصلاح پذیر
reformation
U
اصلاح اساسی
rectifier
U
وسیله اصلاح
reformism
U
اصلاح طلبی
rectifier
U
اصلاح کننده
mender
U
اصلاح کننده
incorrigible
U
اصلاح ناپذیر
improver
U
اصلاح کننده
improvably
U
اصلاح پذیر
ameliorable
U
قابل اصلاح
amendable
U
قابل اصلاح
amender
U
اصلاح کننده
emendator
U
اصلاح کننده
data modification
U
اصلاح داده ها
refornable
U
اصلاح پذیر
reformable
U
اصلاح پذیر
corrector
U
اصلاح کننده
mendable
U
اصلاح پذیر
improvability
U
اصلاح شدنی
yates correction
U
اصلاح یتیس
improvised
U
اصلاح شده
self correcting code
U
کد خود اصلاح
self improvement
U
اصلاح خود
accomodate
U
اصلاح کردن
address modification
U
اصلاح نشانی
regenarate
U
اصلاح شده
to sct aright
U
اصلاح کردن
address modification
اصلاح آدرس
corrigibility
U
اصلاح پذیری
revise
U
حک و اصلاح کردن
repents
U
اصلاح شدن
renovation
U
اصلاح نوسازی
amended
U
اصلاح کردن
amending
U
اصلاح کردن
emending
U
اصلاح کردن
alter
U
اصلاح کردن
altered
U
اصلاح کردن
altering
U
اصلاح کردن
reclaim
U
اصلاح شدن
reformatory
U
کانون اصلاح
alters
U
اصلاح کردن
reclaimed
U
اصلاح شدن
repenting
U
اصلاح شدن
redress
U
اصلاح کردن
emend
U
اصلاح کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com