English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
euthenics U اصلاح نژاد محیطی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
eugenics U اصلاح نژاد
improvement in stock breading U اصلاح نژاد چارپایان
interbreed U اصلاح نژاد کردن
eugenic U از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
cross fertile U اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
orthogenesis U اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
selected breed U [گوسفند یا چهارپای اصلاح نژاد شده]
environmental preservation U نگهداشت زیست محیطی حفافت زیست محیطی
epistasis U اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
epistasy U اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
background radiation U تشعشعات هستهای محیطی تشعشعات محیطی
revise U اصلاح کردن اصلاح نمودن
revising U اصلاح کردن اصلاح نمودن
revises U اصلاح کردن اصلاح نمودن
modification kit U جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
environmental U محیطی
self correcting U خود بخود اصلاح شونده اصلاح کننده نفس خود
peripheral speed U سرعت محیطی
ambient conditions U شرایط محیطی
surface speed U سرعت محیطی
environmental design U طراحی محیطی
peripheral resistance U مقاومت محیطی
spandrel beams U تیرهای محیطی
circumscribed circle U دایره محیطی [ریاضی]
wrap around type U گونه نوشتار محیطی
error due to external influence U خطای محیطی [ریاضی]
ambient temperature U درجه حرارت محیطی
circumcircle U دایره محیطی [ریاضی]
environmental costs U مضار زیست محیطی
environmental impact U نشانزد زیست محیطی
environmental benefit U فواید زیست محیطی
environmental sculpture U پیکره سازی محیطی
environmental security U تامین محیطی و فیزیکی منطقه
belt frame U اسکلت محیطی بدنه هواپیما
exodermis U لایهء خارجی سلولهای زنده محیطی
to remain suspended U معلق ماندن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
to stay floating U معلق ماندن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
to suspend U معلق نگه داشتن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
common flow afterburner توربوفن تقویت شده [که در آن جریانهای مرکزی و محیطی بعد از پس سوز با یکدیگرترکیب می شوند.]
Lurs U نژاد لر
origin U نژاد
blood U نژاد
descents U نژاد
descent U نژاد
issues U نژاد
issued U نژاد
origins U نژاد
issue U نژاد
phylum U نژاد
sibling U هم نژاد
races U نژاد
stirps U نژاد
siblings U هم نژاد
phylon U نژاد
raced U نژاد
strain U نژاد
race U نژاد
congenerous U هم نژاد
strains U نژاد
inflow ratio U نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
mutt U سگ پست نژاد
ethnocentric U نژاد پرست
ethnocentrism U نژاد پرستی
Slav U از نژاد اسلاو
underbred U از نژاد غیراصیل
the black race U نژاد سیاه
ethnology U نژاد شناسی
outcrossing U پیوند دو نژاد
ethnography U نژاد پرستی
pedigree U ریشه نژاد
pedigrees U ریشه نژاد
full blooded U از نژاد اصیل
master race U نژاد برتر
purebred U پاک نژاد
racism U نژاد پرستی
full blood U نژاد خالص
half breed U از نژاد مختلف
mutts U سگ پست نژاد
Norman U از نژاد نرمان
biotype U جانداران هم نژاد
Slavs U از نژاد اسلاو
racist U نژاد پرست
highborn U نیک نژاد
genocide U نژاد ستیزی
genocide U نژاد زدایی
mongrels U پست نژاد
Celts U نژاد سلت
Celt U نژاد سلت
Adegenerate ( decadent ) race . U نژاد فاسد
anglian U مربوط به نژاد
full-blooded U پاک نژاد
Normans U از نژاد نرمان
racists U نژاد پرست
mongrel U پست نژاد
heaven born U خدایی اسمانی نژاد
bon ton U خوش نژاد اشرافی
skinhead U رذل نژاد پرست
paleface U نژاد سفید پوست
hamito semitic U از نژاد حامی وسامی
anglo saxon U نژاد انگلیسی وساکنسونی
africander U افریقایی فرنگی نژاد
of alow parentage U فرومایه پست نژاد
negrophobe U بیمناک از نژاد سیاه
anti-Semitic U مخالف نژاد سامی
inbreed U از یک نژاد ایجاد کردن
game fowl U نژاد خروس جنگی
gerontomorphosis U پیر شدگی نژاد
hamitic U مربوط به نژاد حام
akkadian U نژاد اکد یا اکاد
creoles U دارای نژاد مخلوط
semitics U نژاد شناسی سامی
top dog U نژاد یا شخص غالب
schnauzer U سگ " تری یر "المانی نژاد
humankind U بشریت نژاد انسان
white civilization U تمدن نژاد سفید
Celtic U وابسته به نژاد سلت
skinheads U رذل نژاد پرست
creole U دارای نژاد مخلوط
quadroon U از نژاد سفید وسیاه
African American U نژاد آفریقایی آمریکایی
Eurasian U از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
hamp shire U نژاد خوک سیاه امریکایی
broodmare U مادیان برای تولید نژاد
jersey giant U نژاد ماکیان خانگی بزرگ
non human U غیر متعلق به نژاد انسان
turanian U مردمی از نژاد التایی اورال
purebred U جانور یا گیاه خوش نژاد
non-human U غیر متعلق به نژاد انسان
Eurasians U از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
wiltshire U نژاد گوسفند سفیدرنگ انگلیسی
a racist attack U حمله ای با غرض نژاد پرستی
controlled environment U محیطی که در ان کمیتهایی ازقبیل دما فشارترکیب اتمسفری تابشهای یونیزه کننده و میزان رطوبت در مقادیر مناسب برای موجودات زنده یا سخت افزارنگه داشته میشوند
hotbed U بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds U بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
segregationist U طرفدار جدایی نژاد سفید وسیاه
Semitic U از نژاد سام بن نوح زبان سامی
anti-Semitic U مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
Afro-American U نژاد آفریقایی آمریکایی [عبارت قدیمی]
amphimictic U مناسب برای تولید و تناسل واختلاط نژاد
amerind U نژاد مختلط امریکایی و سرخ پوست یا اسکیمو
cacogenics U رشتهای از علم درباره فسادو خرابی نژاد
slovak U نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی
mixed marriage U پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
gamodeme U نژاد دور افتاده یا منزوی موجود زنده
studhorse U اسب مخصوص تخم کشی واصلاح نژاد
linebreeding U پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
kaffir U کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
melanochroi U سیه مویان نژاد سیاه موی سبزه روی
kafir U کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
on an even keel <idiom> U به ترتیب عالی یا محیطی عالی
pan germanism U نظریه مبتنی بر برتری نژاد اریایی ژرمنی بر سایر نژادها
jackrabbit U نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
lombards U گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
arrangement U اصلاح
regeneration U اصلاح
correction U اصلاح
alternation U اصلاح
amendment U اصلاح
amendments U اصلاح
betterment U اصلاح
improvements U اصلاح
reforming U اصلاح
emendation U اصلاح
arrangements U اصلاح
revision U اصلاح
revisions U اصلاح
repair U اصلاح
repaired U اصلاح
adjustment U اصلاح
adjustments U اصلاح
reconciliation U اصلاح
improvement U اصلاح
reform U اصلاح
rehabilitation U اصلاح
reforms U اصلاح
reconcilement U اصلاح اصلاح
melioration U اصلاح
reclamation U اصلاح
rectification U اصلاح
reformation U اصلاح
modifiation U اصلاح
reparation U اصلاح
shading U اصلاح
atonement U اصلاح
modification U اصلاح
shavind U اصلاح
corrigibility U اصلاح پذیری
corrector U اصلاح کننده
improvability U اصلاح شدنی
irreconcilableness U اصلاح ناپذیری
right itself U اصلاح شدن
irreconcilability U اصلاح ناپذیری
incorrigibility U اصلاح ناپذیری
improvably U اصلاح پذیر
corrigible U اصلاح پذیر
mendable U اصلاح پذیر
rectifier U وسیله اصلاح
reformism U اصلاح طلبی
regenarate U اصلاح شده
self correcting code U کد خود اصلاح
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com