English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
rub U اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
rubbed U اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
rubs U اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
frets U ساییده شدن هایهو کردن
fret U ساییده شدن هایهو کردن
to freshen rope U جای طنابی راکه بواسطه خوردن بچیزی ساییده میشودعوض کردن
chafe U بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafes U بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafing U بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafed U ساییده
attrited U ساییده
wear away U ساییده شدن
to wear off U ساییده شدن
eroding U ساییده شدن
the stone was worn U سنگ ساییده
worn to a frazzle U فرسوده ساییده
erode U ساییده شدن
eroded U ساییده شدن
erodes U ساییده شدن
to wear away U ساییده شدن
boulder U سنگ ساییده شده
seaworn U ساییده بواسطه دریا
fraying U چیز ساییده شده
water worn U ساییده شده ازاب
boulders U سنگ ساییده شده
to wear down U ساییده شدن خواباندن
damp U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
detects U پیدا کردن
acquire پیدا کردن
to pluck up one's heart U دل پیدا کردن
detecting U پیدا کردن
detected U پیدا کردن
detect U پیدا کردن
to search out U پیدا کردن
to look up U پیدا کردن
gains U پیدا کردن
to pick up U پیدا کردن
track U پیدا کردن
tracked U پیدا کردن
tracks U پیدا کردن
pin point U پیدا کردن
gain U پیدا کردن
gained U پیدا کردن
averaging U پیدا کردن
averages U پیدا کردن
averaged U پیدا کردن
to figure up پیدا کردن
finds U پیدا کردن
find U پیدا کردن
smell out U با بو پیدا کردن
average U پیدا کردن
whole wheat U ساخته شده از گندم ساییده
wave off U به زمین ساییده شدن هواپیما
give tongue U عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
tout U خریدار پیدا کردن
liaised U ارتباط پیدا کردن
touted U خریدار پیدا کردن
liaising U ارتباط پیدا کردن
touting U خریدار پیدا کردن
preempt U حق تقدم پیدا کردن
declining U شیب پیدا کردن
liaises U ارتباط پیدا کردن
declines U شیب پیدا کردن
stammers U لکنت پیدا کردن
liaise U ارتباط پیدا کردن
stammered U لکنت پیدا کردن
touts U خریدار پیدا کردن
to win fame U شهرت پیدا کردن
luff U لنگر پیدا کردن
converging U تقارت پیدا کردن
to spring a leaguer U رخنه پیدا کردن
to take a ply U تمایل پیدا کردن
to take umbra at U رنجش پیدا کردن از
converges U تقارت پیدا کردن
to think out U با فکر پیدا کردن
prove opplicable U مصداق پیدا کردن
converged U تقارت پیدا کردن
converge U تقارت پیدا کردن
to work out something U حل چیزی را پیدا کردن
hade U تمایل پیدا کردن
stammer U لکنت پیدا کردن
come to an agreement U موافقت پیدا کردن
demonetize U تنزل پیدا کردن
dampening U رطوبت پیدا کردن
equation of payments U قاعده پیدا کردن
in the doghouse <idiom> U مشکل پیدا کردن با
To find a way out. To find a remedy. U چاره پیدا کردن
dampens U رطوبت پیدا کردن
shields U حفاظ پیدا کردن
to become a necessity U لزوم پیدا کردن
shield U حفاظ پیدا کردن
qualifies U شایستگی پیدا کردن
decline U شیب پیدا کردن
dampen U رطوبت پیدا کردن
declined U شیب پیدا کردن
dampened U رطوبت پیدا کردن
qualify U شایستگی پیدا کردن
take to U تمایل پیدا کردن به
take to U تمایل پیدا کردن
cabbage U کش رفتن رشد پیدا کردن
hit on/upon <idiom> U پیدا کردن چیزی که میخواهی
cabbages U کش رفتن رشد پیدا کردن
to rummage out U با جستجوی زیاد پیدا کردن
pay dirt <idiom> U زیر خاکی پیدا کردن
respire U امید تازه پیدا کردن
genealogize U شجره کسی را پیدا کردن
deeping of capital U عمق پیدا کردن سرمایه
respired U امید تازه پیدا کردن
respires U امید تازه پیدا کردن
find and replace U پیدا کردن و جایگزین نمودن
respiring U امید تازه پیدا کردن
read between the lines <idiom> U پیدا کردن مفهوم ضمنی
to pick up U فراگرفتن دوباره پیدا کردن
overmaster U مهارت کامل پیدا کردن در
out maneuver U برتری مانور پیدا کردن
waver U فتور پیدا کردن دو دل بودن
wavering U فتور پیدا کردن دو دل بودن
wavers U فتور پیدا کردن دو دل بودن
radar trapping U اختلال پیدا کردن رادار
to make the pot boi; U معاش خود را پیدا کردن
to pick out U باگوش پیدا کردن دریافتن
shocks U هول وهراس پیدا کردن
shock U هول وهراس پیدا کردن
wavered U فتور پیدا کردن دو دل بودن
to come to an understanding U پیدا کردن سازش پیداکردن
shocked U هول وهراس پیدا کردن
to nerve oneself U قوت قلب پیدا کردن
asphyxiates U مختنق کردن خناق پیدا کردن
swell U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swells U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
asphyxiating U مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiate U مختنق کردن خناق پیدا کردن
bilge U رخنه پیدا کردن تراوش کردن
fumbles U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumble U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
swelled U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
asphyxiated U مختنق کردن خناق پیدا کردن
fumbled U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
surging U تکان خوردن لغزش پیدا کردن
scare up <idiom> U ازروی اثراتی چیزی را پیدا کردن
unbalances U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalancing U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
radio direction finding U پیدا کردن جهت بی سیم دشمن
wavered U تردید پیدا کردن تبصره قانون
unbalance U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
wavering U تردید پیدا کردن تبصره قانون
waver U تردید پیدا کردن تبصره قانون
pull oneself together U بر اعصاب خود تسلط پیدا کردن
short U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
wavers U تردید پیدا کردن تبصره قانون
shortest U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
to orient oneself U چهار سوی خود را پیدا کردن
to seek somebody out U جستجو برای پیدا کردن کسی
ruts U شور پیدا کردن فحل شدن
to turn round U برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
make out U معنی چیزی را پیدا کردن سردراوردن از
rut U شور پیدا کردن فحل شدن
to get the upper hand U برتری جستن تفوق پیدا کردن
to get a meat for a bird U برای مرغی جفت پیدا کردن
warm to one's work U در کارخود گرم شدن و هیجان پیدا کردن
canvasses U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
leadingquestion U پرسشی که کمک به پیدا کردن پاسخ میدهد
to get to somebody [something] U به کسی دسترسی پیدا کردن [ به چیزی رسیدن]
canvassed U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassing U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
plunges U غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
plunged U غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
to make friends [to make connections] U رابطه پیدا کردن [با مردم برای هدفی]
plunge U غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
canvass U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
proceed U ناشی شدن ارتقا پیدا کردن در جمع عایدات
to always find something to gripe about U همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
proceeded U ناشی شدن ارتقا پیدا کردن در جمع عایدات
extends U ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
divide U پیدا کردن تعداد چهار هایی که در عدد جا می شوند
grapnels U لنگر قلابدار برای پیدا کردن اشیای گم شده در اب
cunclude U تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
extending U ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
divides U پیدا کردن تعداد چهار هایی که در عدد جا می شوند
grapnel U لنگر قلابدار برای پیدا کردن اشیای گم شده در اب
diachrony U تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
extend U ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
find U کشف کردن پیدا کردن
finds U کشف کردن پیدا کردن
fitcall finding U پیدا کردن عیب کوچک مربوط به راننده یا رده یکم
dragged U اصطکاک
drags U اصطکاک
drag U اصطکاک
frictions U اصطکاک
frictionless U بی اصطکاک
attrition U اصطکاک
friction U اصطکاک
to pick up somebody U کسی را پیدا کردن [دوست دختر یا پسر یا یک نفر برای سکس]
hydraulic friction U اصطکاک ابی
whack U صدای اصطکاک
friction U اصطکاک [فیزیک]
whacks U صدای اصطکاک
angle of friction U زاویه اصطکاک
sliding friction U اصطکاک لغزشی
rolling friction U اصطکاک غلتشی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com