Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
equerries
U
اصطبل سلطنتی میراخور
equerry
U
اصطبل سلطنتی میراخور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
master of the horse
U
کسیکه گماشته بر امورخانواده سلطنتی است میراخور
head groom
U
میراخور
ostler
U
میراخور
mewed
U
اصطبل
mewing
U
اصطبل
mew
U
اصطبل
stable-boy
U
کارگر اصطبل
stable-boys
U
کارگر اصطبل
ostler
U
مهتر اصطبل
farriers
U
گروهبان اصطبل
farrier
U
گروهبان اصطبل
stabler
U
اصطبل دار
equerry
U
اصطبل بزرگ
equerries
U
اصطبل بزرگ
stables
U
اصطبل در طویله بستن
stable
U
اصطبل در طویله بستن
livery stable
U
اصطبل مخصوص کرایه دادن اسب یا نگاهداری اسبهای دیگران
regnal
U
سلطنتی
rial
U
سلطنتی
royal
U
سلطنتی
monarchical
U
سلطنتی
royal honor
U
درجه سلطنتی
great seal
U
مهر سلطنتی
sceptre
U
عصای سلطنتی
scepters
U
عصای سلطنتی
keep of the
U
مهردار سلطنتی
royal flag
U
پرچم سلطنتی
bailiffs
U
نگهبان دژ سلطنتی
sceptres
U
عصای سلطنتی
bailiff
U
نگهبان دژ سلطنتی
regalia
U
امتیازات سلطنتی
gentleman atarms
U
عضوگاردویژه سلطنتی
royalties
U
از خانواده سلطنتی
royalty
U
از خانواده سلطنتی
monarchies
U
حکومت سلطنتی
scepter
U
عصای سلطنتی
monarchy
U
حکومت سلطنتی
sceptered
U
دارای عصای سلطنتی
royalism
U
طرفداری از رژیم سلطنتی
monarchy constitutional
U
حکومت مشروطه سلطنتی
royalty
U
اعضای خانواده سلطنتی
Privy Council
U
هیات مشاورین سلطنتی
born in the purpule
U
عضو خانواده سلطنتی
royalties
U
اعضای خانواده سلطنتی
order in council
U
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
monarchy
U
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
plantagenet
U
خانواده سلطنتی پلانتاژنت انگلیس
remembrancer
U
مامور وصول مطالبات سلطنتی
RCs
U
مخفف کالج سلطنتی جراحان
privy councillor
U
عضو هیئت رایزنان سلطنتی
stuart
U
خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
tudor
U
خانواده سلطنتی تودور درانگلیس
monarchies
U
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
monarchy absolute
U
حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
scepter
U
دارای قدرت واختیارات سلطنتی بودن
royalism
U
شاهپرستی طرفداری از سیستم حکومت سلطنتی
Fontainebleau
U
[سبک دکوراسیون در قصر ییلاقی سلطنتی فرانسه]
yeoman of the guard
U
گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
verderer
U
متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
verderor
U
متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
palating
U
مجلل امیری که دارای امتیازات سلطنتی بوده
lancastrian
U
در انگلیس طرفدار یاعضو خانواده سلطنتی لنکستر
chancery
U
مقام وزارت دارایی دفتر مهردار سلطنتی
p sanction
U
حکم سلطنتی یاتصویب نامهای که صورت قانون راپیدامیکند
fleur de lis
U
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fleur de lys
U
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
flower de luce
U
گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
page of presence
U
لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
witan
U
اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند
knight marshal
U
کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
page of bonour
U
لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
order of council
U
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
Royal Bokhara
U
فرش سلطنتی بخاراتی
[این واژه تجاری به فرش های ترکمنی با کیفیت بالا اطلاق می شود.]
monarchic
U
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
coronation carpet
U
فرش تاجگذاری
[این فرش که منصوب به اصفهان می باشد در قرن هفدهم میلادی جهت تاجگذاری فردریک پنجم در دانمارک بافته شده و اکنون نیز در موزه سلطنتی دانمارک نگهداری می شود]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com