English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hidden objects U اشیاء پنهان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cover one's tracks <idiom> U پنهان کردن یا نگفتن اینکه شخصی کجا بوده (پنهان کاری کردن)
hit U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
caches U مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache U مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory U مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
thing U اشیاء
odds and ends <idiom> U اشیاء جوروباجور
consumer goods U اشیاء مصرفی
still life U نقش اشیاء
prohibited goods U اشیاء ممنوع
means objects U اشیاء وسیله
valuable goods U اشیاء باارزش
valuable goods U اشیاء بهادار
turnery U اشیاء تراشیدنی
equipollent U اشیاء هم قوه
reliquary U جعبه اشیاء متبرکه
achate U اشیاء خریداری شده
harness U اشیاء تهیه کردن
harnessed U اشیاء تهیه کردن
antique shop U فروشگاه اشیاء عتیقه
reliquaries U جعبه اشیاء متبرکه
harnessing U اشیاء تهیه کردن
bric a brac U اشیاء کهنه وعتیقه
sacrilege U سرقت اشیاء مقدسه
gew gaw U اشیاء قشنگ بی مصرف
plinking U تیراندازی تفریحی بسوی اشیاء
microstructure U ساختمان میکروسکپی اشیاء یابافت ها
catchall U فرف یامخزن اشیاء گوناگون
abandonee U صاحب اشیاء ترک شده
phantasmagoria U منافر متغیر اشیاء تخیلات پی در پی ومتغیر
phantasmagorias U منافر متغیر اشیاء تخیلات پی در پی ومتغیر
avoirdupois U اشیاء و اجناسی که با توزین فروخته میشوند
anthropopathism U اعتقاد به وجود روح انسانی در اشیاء و موجودات
scrimshaw U اشیاء منبت کاری یا حکاکی شده زینتی
comparator U دستگاه اندازه گیری وسنجش وقیاس اشیاء
doppler radar U رادار تعیین کننده اشیاء ثابت و متحرک
safe deposit U صندوق اهن مخصوص امانت اشیاء گرانبها
micrometer caliper U پرگار مخصوص اندازه گیری اشیاء خیلی ریز
false parallax U تغییر محل فاهری اشیاء به علت شکست نور
flea markets U بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
flea market U بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
periscopes U دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
periscope U دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
shadow factor U ضریب مربوط بانحراف سایه در عکس هوایی برای تعیین ارتفاع اشیاء
spasur U سیستم اکتشاف فضایی که مخصوص کشف اشیاء سرگردان در فضای جو زمین است
stroke writer U ترمینال گرافیکی برداری که اشیاء را روی صفحه بوسیله یک سری خطوط نمایش میدهد
assembly line U دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
fetish U اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
fetishes U اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
assembly lines U دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
z scale U نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
sprites U اشیاء کوچک و با وضوح بالاکه روی مانیتور بطورمستقل از متن یا گرافیک دیگرمی توان حرکت داده شوند
dog down U بستن و جذم کردن درب محکم کردن درپوش اشیاء
conceptual tool U وسیلهای برای کار با نظریه ها بجای کار با اشیاء
spectrozonal photography U عکاسی از اشیاء منتخب عکاسی از اشیای مخصوص
cryptical U پنهان
delitescent U پنهان
occult U پنهان
hidden line U خط پنهان
cryptically U پنهان
cryptic U پنهان
jackes U پنهان
benined the curtain U پنهان
perdue U پنهان
ram cache U RA پنهان
latent U پنهان
abstruse U پنهان
veiled U پنهان
perdu or due U پنهان
backdoor U پنهان
perdu U پنهان
hugger mugger U پنهان
hyperfocal distance U مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
furtive U پنهان نهانی
disguised unemployment U بیکاری پنهان
cloaks U پنهان کردن
concealed U پنهان شده
codes U رمزهای پنهان
disguised underemployment U کم کاری پنهان
dissimulated U پنهان کردن
surreptitious U پنهان محرمانه
cryptography U پنهان شناسی
secretion U پنهان سازی
crypianalysis U پنهان کاری
concealable U پنهان کردنی
by end U قصد پنهان
eloign U پنهان کردن
to lie hid U پنهان ماندن
Just between you and me. . . U از شما چه پنهان …
cover up <idiom> U پنهان کاربدواشتباه
lay low <idiom> U پنهان کردن
sweep under the rug <idiom> U پنهان کردن
under cover <idiom> U پنهان شدن
to keep dark U پنهان ماندن
to be in hiding U پنهان ماندن
to be in hiding U پنهان بودن
encrypt U پنهان کردن
hickok belt U پنهان شدن
hidden codes U کدهای پنهان
hidden file U فایل پنهان
hidden inflation U تورم پنهان
hidden line removal U حذف خط پنهان
hidden surface U سطح پنهان
hidden unemployment U بیکاری پنهان
hideousness U پنهان بودن
i hid my self U را پنهان کردم
inapparent U ناپیدا پنهان
insconce U پنهان شدن
latescent U پنهان شونده
memory cache U حافظه پنهان
obreption U پنهان روی
to absent oneself U پنهان شدن
dissimulate U پنهان کردن
secrete U پنهان کردن
secreted U پنهان کردن
secretes U پنهان کردن
secreting U پنهان کردن
booby trap U پنهان تله
booby-trap U پنهان تله
conceals U پنهان کردن
booby-trapped U پنهان تله
conceal U پنهان کردن
masks U پنهان کردن
booby-trapping U پنهان تله
mask U پنهان کردن
shadow U پنهان کردن
disguising U پنهان کردن
dissimulates U پنهان کردن
dissimulating U پنهان کردن
disguises U پنهان کردن
disguised U پنهان کردن
disguise U پنهان کردن
shadows U پنهان کردن
hide U پنهان کردن
hide U پنهان شدن
shadowing U پنهان کردن
hides U پنهان کردن
hides U پنهان شدن
booby-traps U پنهان تله
covers U پنهان کردن
fudged U پنهان شدن
cache U پنهان کردن
hidden U پنهان کرده
closeting U پنهان کردن
closeted U پنهان کردن
concealment U پنهان بودن
cloaking U پنهان کردن
burrow U پنهان شدن
burrows U پنهان شدن
burrowing U پنهان شدن
burrowed U پنهان شدن
closet U پنهان کردن
absconded U پنهان شدن
absconding U پنهان شدن
shadowed U پنهان کردن
absconds U پنهان شدن
caches U پنهان کردن
closets U پنهان کردن
cloak U پنهان کردن
coverings U پنهان کردن
fudge U پنهان شدن
cloaked U پنهان کردن
fudges U پنهان شدن
fudging U پنهان شدن
abscond U پنهان شدن
cover U پنهان کردن
latent electronic image U تصویر الکتریکی پنهان
the criminals' lair U پنهان گاه جنایتکاران
hidden information U اطلاعات پنهان کرده
inconcealable U غیرقابل پنهان کردن
ironies U مسخره پنهان سازی
to keep secret U پنهان داشتن راز
they took refuge in a cave U در غاری پنهان شدند
keep under one's hat <idiom> U پنهان نگاه داشتن
to lie or keep close U پنهان بردن یاماندن
let it all hang out <idiom> U پنهان نکردن چیزی
pocket U درجیب پنهان کردن
pockets U درجیب پنهان کردن
occultly U بطور پوشیده یا پنهان
obstructor U پوشاننده پنهان کننده
concealment U پنهان کردن پوشاندن
murder will out U خون نا حق پنهان نمینماند
secretive U سری پنهان کار
irony U مسخره پنهان سازی
booby-trapping U با پنهان تله مجهزکردن
booby-traps U با پنهان تله مجهزکردن
booby-trap U با پنهان تله مجهزکردن
darkle U در تاریکی پنهان شدن
booby-trapped U با پنهان تله مجهزکردن
occult U از نظر پنهان کردن
booby trap U با پنهان تله مجهزکردن
embeds U درزمین پنهان کردن
veil U مستوریا پنهان کردن
veils U مستوریا پنهان کردن
embed U درزمین پنهان کردن
To do something on the sly (in secret). U کاری را پنهان انجام دادن
software encryption U پنهان کردن نرم افزاری
becloud U زیر ابر پنهان کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com