English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
uncover U اشکار کردن برهنه کردن
uncovering U اشکار کردن برهنه کردن
uncovers U اشکار کردن برهنه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to bare U برهنه کردن
lay bare U برهنه کردن
uncover U برهنه کردن
denude U برهنه کردن
uncovers U برهنه کردن
denuded U برهنه کردن
strip U برهنه کردن
denuding U برهنه کردن
disrobed U برهنه کردن
to lay bare U برهنه کردن
disrobing U برهنه کردن
uncovering U برهنه کردن
disrobe U برهنه کردن
denudes U برهنه کردن
disrobes U برهنه کردن
baring U برهنه کردن اشکارکردن
bare U برهنه کردن اشکارکردن
barest U برهنه کردن اشکارکردن
bared U برهنه کردن اشکارکردن
bares U برهنه کردن اشکارکردن
barer U برهنه کردن اشکارکردن
uncover U اشکار کردن کشف کردن
uncovering U اشکار کردن کشف کردن
uncovers U اشکار کردن کشف کردن
detects U اشکار کردن
reveals U اشکار کردن
unfolding U اشکار کردن
reveal U اشکار کردن
displaying U اشکار کردن
displays U اشکار کردن
lay open U اشکار کردن
detected U اشکار کردن
display U اشکار کردن
unfolded U اشکار کردن
revealed U اشکار کردن
unfolds U اشکار کردن
detecting U اشکار کردن
detect U اشکار کردن
displayed U اشکار کردن
unfold U اشکار کردن
to make public U اشکار یا علنی کردن
unfolded U فاش کردن اشکار شدن
quarry U اشکار کردن معدن سنگ
unfolding U فاش کردن اشکار شدن
unfold U فاش کردن اشکار شدن
unfolds U فاش کردن اشکار شدن
quarries U اشکار کردن معدن سنگ
quarrying U اشکار کردن معدن سنگ
to speak one's mind U اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
cold fault U نقص کامپیوتر که به محض روشن کردن اشکار میشود
disruptive pattern U اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
manifested U اشکار اشکار ساختن
manifesting U اشکار اشکار ساختن
manifests U اشکار اشکار ساختن
manifest U اشکار اشکار ساختن
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
baldest U برهنه
naked U برهنه
nude U برهنه
stripped U برهنه
nudes U برهنه
oats U جو برهنه
evite U زن برهنه
bald U برهنه
untented U برهنه
balder U برهنه
denudate U برهنه
baldly U برهنه
starkers U برهنه
sky clad U برهنه
discalceate U برهنه
discalceated U برهنه
bareback U سواراسب برهنه
gymnosophist U فیلسوف برهنه
stripteaser U رقاصه برهنه
nakedly U برهنه وار
gymnostomous U برهنه دهان
stark naked U بکلی برهنه
undressed U لخت برهنه
gymnospore U هاگ برهنه
adamite U ادم برهنه
gymnopterous U برهنه بال
achene U تخم برهنه
denudation U برهنه سازی
gymnogynous U برهنه تخمدان
peeled U زائر برهنه
widowed of fruits U برهنه از میوه
stripping U برهنه سازی
divestiture U برهنه سازی
barehanded <adj.> U با دست برهنه
gymnocarpous U برهنه میوه
barebaked U سواراسب برهنه
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
bald animal or tree U درخت یا حیوان برهنه
peeled U برهنه نخ نما شده
magascopic U نمودار بچشم برهنه
aphyllous U بی شاخ و برگ برهنه
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
indecent exposure U نمودار سازی تن برهنه درپیش مردم
gymnosophy U اصول وطرز زندگی فیلسوفان ومرتاضهای برهنه هندی
cupids U خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
Cupid U خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
opens U اشکار
semblable U اشکار
opened U اشکار
patented U اشکار
patenting U اشکار
patents U اشکار
apparent U اشکار
clears U :اشکار
uncovered U اشکار
open U اشکار
clear U :اشکار
clearer U :اشکار
clearest U :اشکار
patent U اشکار
obvious U اشکار
conspicuous U اشکار
plainest U اشکار
inevidence U اشکار
open-and-shut U اشکار
open and shut U اشکار
crying U اشکار
inapparent U نا اشکار
overt U اشکار
plains U اشکار
out U اشکار
burning disgrace U اشکار
evident U اشکار
flagrant U اشکار
plainer U اشکار
outed U اشکار
out- U اشکار
plain U اشکار
explicit U اشکار
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
gymnopaedic U درباب رقص هایی گفته میشدکه بچههای برهنه درجشنهای همگانی می
poeeping tom U ادمی که بانگاه باعضاء تناسلی واعضای برهنه اطفاء شهوت کند
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
opens U ازاد اشکار
signal U اشکار مشخص
it will manifest it self U اشکار خواهد شد
axioms U حقیقت اشکار
manifestation U اشکار سازی
manifester U اشکار کننده
to lay open U اشکار ساختن
manifestative U اشکار سازنده
revealed preference U رجحان اشکار
signaled U اشکار مشخص
axiom U حقیقت اشکار
public U عامه اشکار
manifestations U اشکار سازی
self explanatory U واضح اشکار
to make known U اشکار ساختن
flagrantly U باوقاحت اشکار
to reveal itself U اشکار شدن
glaring U اشکار مشهور
opened U ازاد اشکار
self-explanatory U واضح اشکار
amende honorable U عذرخواهی اشکار
market overt U بازار اشکار
signalled U اشکار مشخص
bares U ساده اشکار
conspicuous defect U عیب اشکار
avowal U افهار اشکار
visible balance U تراز اشکار
undisguised U اشکار بی تلبیس
kithe U اشکار ساختن
open U ازاد اشکار
self explaining U واضح اشکار
self evident U خود اشکار
avowals U افهار اشکار
frequency demodulation U اشکار ساختن
transpicuous U فرا اشکار
transpicuous U روشن اشکار
barest U ساده اشکار
barer U ساده اشکار
bared U ساده اشکار
bare U ساده اشکار
let out U اشکار ساختن
explicit U اشکار صاف
evident to any one U نزدهمه اشکار
patently U بطور اشکار
manifest need U نیاز اشکار
overt behavior U رفتار اشکار
known U اشکار ساختن
decrypt U اشکار ساختن
visible U مرئی اشکار
decryption U اشکار سازی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com