English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
forwardness U اشتیاق شتاب زدگی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hurriedness U شتاب زدگی
precipitateness U شتاب زدگی
previousness U شتاب زدگی
hurry scurry U دستپاچگی شتاب زدگی
hurry skurry U دستپاچگی شتاب زدگی
precipitately U از روی شتاب زدگی
hastiness U دست پاچگی شتاب زدگی
blight U باد زدگی یا زنگ زدگی
blights U باد زدگی یا زنگ زدگی
blighting U باد زدگی یا زنگ زدگی
cyclotron U دستگاه شتاب دهندهای که دران ذرات باردار بعد از خروج از منبع توسط میدانهای الکتریکی شتاب میگیرند
appetites U اشتیاق
appetite U اشتیاق
hungering U اشتیاق
aspirations U اشتیاق
hungered U اشتیاق
wistfulness U اشتیاق
aspiration U اشتیاق
raring U پر از اشتیاق
hunger U اشتیاق
lackadaisical U بی اشتیاق
lukewarm U بی اشتیاق
enthusiasm U اشتیاق
eagerness U اشتیاق
enthusiasms U اشتیاق
hungers U اشتیاق
anxiousness U اشتیاق
avidity U اشتیاق
appetence U اشتیاق
longings U اشتیاق
hankering U اشتیاق
longing U اشتیاق
hankerings U اشتیاق
appetency U اشتیاق
breathlessly U با نهایت اشتیاق
enthusiasm U وجدوسرور اشتیاق
heats U اشتیاق وهله
hanker U اشتیاق داشتن
crave U اشتیاق داشتن
craved U اشتیاق داشتن
craves U اشتیاق داشتن
hankers U اشتیاق داشتن
hankered U اشتیاق داشتن
to be thirsty U اشتیاق داشتن
cravings U اشتیاق داشتن
snap up <idiom> U با اشتیاق گرفتن
heat U اشتیاق وهله
longest U :اشتیاق داشتن
thirst U ارزومندی اشتیاق
anxiety U اشتیاق نگرانی
anxieties U اشتیاق نگرانی
desirability U درجه اشتیاق
thirst U اشتیاق داشتن
longs U :اشتیاق داشتن
keenness U اشتیاق ارزومندی
hunger for U اشتیاق به چیزی
hungers U اشتیاق داشتن
enthusiasms U وجدوسرور اشتیاق
hungered U اشتیاق داشتن
longer U :اشتیاق داشتن
longed U :اشتیاق داشتن
long- U :اشتیاق داشتن
long U :اشتیاق داشتن
hungering U اشتیاق داشتن
hunger U اشتیاق داشتن
rime U یخ زدگی
possession U جن زدگی
cacodemonomania U جن زدگی
demonomania U جن زدگی
glaciation U یخ زدگی
jetlag U جت زدگی
frostiness U یخ زدگی
freezes U یخ زدگی
freeze U یخ زدگی
set-to U با اشتیاق شروع کردن
set-tos U با اشتیاق شروع کردن
kleptomania U میل و اشتیاق به دزدی
to groan for anything U اشتیاق یا ارزوی چیزیراداشتن
to yearn to U بکسی اشتیاق داشتن
solicitude U اشتیاق دقت زیاد
set to U با اشتیاق شروع کردن
appetence or tency U اشتیاق خواهش طبیعی
chilled to the bones <idiom> U احساس یخ زدگی
sun burn U افتاب زدگی
cataplexy U خشک زدگی
thunderstroke U صاعقه زدگی
stain U زنگ زدگی
stained U زنگ زدگی
staining U زنگ زدگی
stains U زنگ زدگی
rustiness U زنگ زدگی
heliosis U افتاب زدگی
scientism U علم زدگی
corrosion U زنگ زدگی
dismaying U وحشت زدگی
hypersomnia U خواب زدگی
hyperthymia U هیجان زدگی
paraphrenia U هذیان زدگی
efflorescence U شوره زدگی
moldy U کپک زدگی
acariasis U کرم زدگی
acariasis U کنه زدگی
dismayed U وحشت زدگی
dismay U وحشت زدگی
sunburn U افتاب زدگی
seasickness U دریا زدگی
fouling U زنگ زدگی
rust oxide iron U زنگ زدگی
hospitalism U بیمارستان زدگی
ageing U زنگ زدگی
afflictedness U محنت زدگی
sunstroke U افتاب زدگی
mouldiness U کپک زدگی
evanescence U غیب زدگی
fustiness U کفک زدگی
hallucinosis U توهم زدگی
transfixion U حیرت زدگی
dismays U وحشت زدگی
corrsion U زنگ زدگی
perished [British] [colloquial] [feeling extremely cold] <adj.> U احساس یخ زدگی
worriment U ناراحتی غم زدگی
ageing U زنگ زدگی
tonic immobility U خشک زدگی
dewiness U شبنم زدگی
yearns U اشتیاق داشتن مشتاق بودن
yearn U اشتیاق داشتن مشتاق بودن
languishes U باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
yearned U اشتیاق داشتن مشتاق بودن
to p for U ارزو یا اشتیاق چیزی راداشتن
aspire U ارزو کردن اشتیاق داشتن
languish U باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languished U باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishing U باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
aspiring U ارزو کردن اشتیاق داشتن
aspires U ارزو کردن اشتیاق داشتن
aspired U ارزو کردن اشتیاق داشتن
pecked U نوک زدگی سوراخ
outcrop U بیرون زدگی روامدگی
startle U پرش وحشت زدگی
outcrops U بیرون زدگی روامدگی
alcoholic hallucinosis U توهم زدگی الکلی
mustiness U پوسیدگی یا کپک زدگی
corrosion U رفتگی زنگ زدگی
peck U نوک زدگی سوراخ
Rust <adj.> <noun> U رنگ زنگ زدگی
pecking U نوک زدگی سوراخ
pecks U نوک زدگی سوراخ
acute hallucinosis U توهم زدگی حاد
melancholy U سودا زدگی غمگین
startles U پرش وحشت زدگی
age hardenable U ثبات در برابرزنگ زدگی
startled U پرش وحشت زدگی
foxiness U بدرنگی ترشیدگی کفک زدگی
corrosion fatigue U استهلاک در اثر زنگ زدگی
resistance to corrosion U مقاوم در برابر زنگ زدگی
rust protection U حفافت در برابر زنگ زدگی
passion U اشتیاق وعلاقه شدید احساسات تند وشدید
frostbite U یخ زدگی بافت بدن در اثر سرما
corrosion resistant U مقاومت در برابر خوردگی وزنگ زدگی
sunscreens U کرم پوست برای جلوگیری از آفتاب زدگی
manic depressive U دیوانگی وبهت زدگی وشیدایی نوعی جنون
manic-depressive U دیوانگی وبهت زدگی وشیدایی نوعی جنون
sunscreen U کرم پوست برای جلوگیری از آفتاب زدگی
manic-depressives U دیوانگی وبهت زدگی وشیدایی نوعی جنون
Hypergraphia U [حالتی رفتاری مشخص شده با اشتیاق شدید برای نوشتن]
rushed U برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rushing U برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rush U برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
chilled to the bones <idiom> U نفوذ سوز سرما تا مغز استخوان [احساس یخ زدگی]
accelerator U شتاب
hastiness U شتاب
in a hurry U در شتاب
hie thee U شتاب کن
cursoriness U شتاب
at leisure U بی شتاب
at full lick U با شتاب
expedience U شتاب
acceleration lane U خط شتاب
hustled U شتاب
over hasty U پر شتاب
unhurriedly U بی شتاب
unhurried U بی شتاب
pelt U شتاب
speed U شتاب
acceleration U شتاب
accelerators U شتاب
hustle U شتاب
expediency U شتاب
pelts U شتاب
hustling U شتاب
pelted U شتاب
hustles U شتاب
speeding U شتاب
haste U شتاب
speeds U شتاب
precipitation U شتاب
hie U شتاب کردن
initial acceleration U شتاب اولیه
hastener U شتاب کننده
to come along U شتاب کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com