Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
collective
U
اشتراکی
communal
U
اشتراکی
communally
U
اشتراکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
communism
U
مسلک اشتراکی مرام اشتراکی مردم گرایی
communalist
U
اشتراکی گرای
communalism
U
سیستم اشتراکی
common library
U
کتابخانه اشتراکی
communalize
U
اشتراکی کردن
collectivize
U
اشتراکی کردن
collectivization
U
اشتراکی کردن
collectivism
U
نظام اشتراکی
collective farm
U
مزرعه اشتراکی
communism
U
اصول اشتراکی
communism
U
نظام اشتراکی
communize
U
اشتراکی کردن
cotenancy
U
اجاره اشتراکی
joint insurance
U
بیمه اشتراکی
timeshared
U
با وقت اشتراکی
shared resource
U
منطق اشتراکی
shared file
U
فایل اشتراکی
long-house
U
مسکن اشتراکی
common
U
مشترک اشتراکی
commoners
U
مشترک اشتراکی
commonest
U
مشترک اشتراکی
joint ownership
U
مالکیت اشتراکی
socialism
U
نظام اشتراکی
pools
U
تصحیلات اشتراکی
pooled
U
تصحیلات اشتراکی
pool
U
تصحیلات اشتراکی
collective
U
اشتراکی اجتماعی
cenobitism
U
زندگی اشتراکی درخانقاه
common storage area
U
ناحیه اشتراکی انباره
leninism
U
عقاید اشتراکی لنین
timeshare
U
اشتراکی کردن وقت
collectivity
U
مالکیت اشتراکی جمع
communism
U
مرام اشتراکی کمونیسم
kibbutzes
U
مزرعه اشتراکی درکشوراسرائیل
communist
U
طرفدار مرام اشتراکی
kibbutz
U
مزرعه اشتراکی درکشوراسرائیل
communist
U
دارای مرام اشتراکی
communists
U
طرفدار مرام اشتراکی
communists
U
دارای مرام اشتراکی
kibbutzim
U
مزرعه اشتراکی درکشوراسرائیل
phalanstery
U
جامعه کوچک ومستقل اشتراکی
hetaerism
U
ازدواج اشتراکی درقبایل نخستین
collectivism
U
اجرای اصول اشتراکی درزندگی
commune
U
مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
communes
U
مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
communed
U
مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
communization
U
متکی برحقوق مشترک اشتراکی کردن
coenobite
U
راهبی که دارای زندگی اشتراکی است
communing
U
مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
departmental LAN
U
چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
to sign up for something
U
نام خود را درفهرست نوشتن
[برای انجام کاری اشتراکی]
share
U
پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
shares
U
پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
permission
U
اجازه کاربر خاص برای دستیابی به منابع اشتراکی یا قضایی از دیسک
shared
U
پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
scheduling
U
روش کار که به چندین کاربر امکان استفاده اشتراکی ازCPU میدهد
scheduler
U
برنامهای که استفاده از CPU یا وسایل جانبی را که توسط چندین کاربر اشتراکی هستند را سازماندهی میکند
System Monitor
U
امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
locals
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
fax
U
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxed
U
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
multiprocessing system
U
سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
multiprocessor
U
تعداد واحدهای پردازش که با هم یا جداگانه کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
faxes
U
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxing
U
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
naming services
U
روش انتساب نام یکتا به هر کاربر یا گره یا کامپیوتر در شبکه که به سایر کاربران امکان دستیابی به منبع اشتراکی بدهد در یک شبکه گسترده 9
Windows Explorer
U
امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com