Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to believe wrong
U
اشتباه گمان کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
bark up the wrong tree
<idiom>
[درمورد چیزی گمان اشتباه کردن]
Other Matches
range error
U
اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
reckons
U
گمان کردن
supposable
U
گمان کردن
reckoned
U
گمان کردن
thinks
U
گمان کردن
think
U
گمان کردن
reckon
U
گمان کردن
supposing
U
گمان کردن
suspect
U
گمان کردن
suspects
U
گمان کردن
wis
U
گمان کردن
suppose
U
گمان کردن
suspecting
U
گمان کردن
supposes
U
گمان کردن
glitch
U
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitches
U
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
out of place
<idiom>
U
درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
blunders
U
اشتباه کردن
blundered
U
اشتباه کردن
misconstrued
U
اشتباه کردن
misconstrue
U
اشتباه کردن
mistook
U
اشتباه کردن
goofs
U
اشتباه کردن
fumbled
U
اشتباه کردن
goofing
U
اشتباه کردن
slip up
U
اشتباه کردن
slip-up
U
اشتباه کردن
slip-ups
U
اشتباه کردن
misconstrues
U
اشتباه کردن
fumbles
U
اشتباه کردن
blundering
U
اشتباه کردن
to make an error
U
اشتباه کردن
to make a mistake
U
اشتباه کردن
mistaking
U
اشتباه کردن
make a mistake
<idiom>
U
اشتباه کردن
miscue
U
اشتباه کردن
mistakes
U
اشتباه کردن
trip up
<idiom>
U
اشتباه کردن
slip
U
اشتباه کردن
slipped
U
اشتباه کردن
slips
U
اشتباه کردن
goofed
U
اشتباه کردن
fumble
U
اشتباه کردن
blunder
U
اشتباه کردن
to goof up
[American E]
U
اشتباه کردن
mistake
U
اشتباه کردن
goof
U
اشتباه کردن
misconstruing
U
اشتباه کردن
bumbled
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bumble
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bumbles
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
I consider that a mistake.
[I regard that as a mistake.]
U
این به نظر من اشتباه است.
[این را من اشتباه بحساب می آورم.]
bobbles
U
پی درپی اشتباه کردن
bobble
U
پی درپی اشتباه کردن
to stumble in one's speech
U
درسخنرانی اشتباه کردن
miscalculate
U
اشتباه محاسبه کردن
misthink
U
اشتباه فکر کردن
confuses
U
باهم اشتباه کردن
miscalculating
U
اشتباه محاسبه کردن
miscalculated
U
اشتباه محاسبه کردن
confuse
U
باهم اشتباه کردن
miscalculating
U
اشتباه حساب کردن
miscalculates
U
اشتباه محاسبه کردن
miscalculate
U
اشتباه حساب کردن
miscalculated
U
اشتباه حساب کردن
miscalculates
U
اشتباه حساب کردن
hallucinating
U
هذیان گفتن اشتباه کردن
refuted
U
اشتباه کسی را اثبات کردن
eat humble pie
<idiom>
U
پذیرفتن اشتباه وعذرخواهی کردن
miscarry
U
صدمه دیدن اشتباه کردن
refute
U
اشتباه کسی را اثبات کردن
miscarries
U
صدمه دیدن اشتباه کردن
hallucinates
U
هذیان گفتن اشتباه کردن
To lead someone astray.
U
کسی رادچار اشتباه کردن
hallucinate
U
هذیان گفتن اشتباه کردن
refutes
U
اشتباه کسی را اثبات کردن
refuting
U
اشتباه کسی را اثبات کردن
hallucinated
U
هذیان گفتن اشتباه کردن
miscarrying
U
صدمه دیدن اشتباه کردن
eat crow
<idiom>
U
مجبور کردن کسی به اشتباه وشکست
to blame somebody for something
U
کسی را مسئول کارناقص
[اشتباه ]
کردن
to make a typing error
[mistake]
U
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
to make a typo
[American E]
U
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
to hit the wrong key
[on the PC/phone/calculator]
U
اشتباه تایپ کردن صفحه
[کلید یا تلفن]
foul up
<idiom>
U
با یک اشتباه احمقانه همه چیز را خراب کردن
to make
[commit]
a faux pas
U
اشتباه اجتماعی کردن
[در رابطه با رفتار بین مردم]
fluffed
U
نرم کردن اشتباه کردن
fluffing
U
نرم کردن اشتباه کردن
fluff
U
نرم کردن اشتباه کردن
fluffs
U
نرم کردن اشتباه کردن
impressions
U
گمان
assumption
U
گمان
impression
U
گمان
they suspect him of lying
U
گمان
idea
U
گمان
guess
U
گمان
ideas
U
گمان
opinion
U
گمان
opinions
U
گمان
guessed
U
گمان
guesses
U
گمان
conjecture
U
گمان
surmising
U
گمان
surmise
U
گمان
surmises
U
گمان
thoughts
U
گمان
thought
U
گمان
surmised
U
گمان
malfunctions
U
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunction
U
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunctioned
U
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
supposition
U
گمان پندار
i suppose so
U
گمان میکنم
aims
U
گمان جهت
estimations
U
حدس گمان
i do not think so
U
گمان نمیکنم
estimation
U
حدس گمان
believe
U
گمان داشتن
aim
U
گمان جهت
suppositions
U
گمان پندار
trusting
U
نیک گمان
dubitate
U
گمان چیزنامعلوم
belief
U
ایمان گمان
doubting
U
گمان دودلی
doubt
U
گمان دودلی
doubted
U
گمان دودلی
conjecture
U
گمان بردن
doubts
U
گمان دودلی
aimed
U
گمان جهت
believed
U
گمان داشتن
dubitation
U
گمان شک داشتن
believes
U
گمان داشتن
to think ill of any one
U
نسبت به کسی بد گمان
surmising
U
گمان بردن حدس
surmised
U
گمان بردن حدس
surmise
U
گمان بردن حدس
surmises
U
گمان بردن حدس
think well of
U
خوش گمان بودن به
i have a hunch that
U
سخت گمان دارم که
outguess
U
در حدس و گمان برتری داشتن بر
i suspect him to be a liar
U
گمان میکنم دروغگو باشد
open hearted
U
راست باز خوش گمان
i shoudel hardly think so
U
گمان نمیکنم اینطور باشد
hunch player
U
شرطبند از روی حدس و گمان
to think well of a person
U
درباره کسی خوش گمان بودن
datum error
U
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
delivery error
U
اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
fumbled
U
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
fumble
U
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
fumbles
U
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
Santa Claus
U
شخص موهومی که کودکان گمان میبرند درشب عیدمیلادمسیح میاید
venriloquism
U
سخن گفتن بدانسان که گمان کنندصداازجای ....دهان بیرون میاید
pale face
U
سفید پوست لقبی است که گمان می کنندسرخ پوستان امریکایی بمردم سفیدپوست
deletion
U
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
wronging
U
اشتباه
overseen
U
در اشتباه
faulted
U
اشتباه
wrongs
U
اشتباه
barratry
U
اشتباه
faux pas
U
اشتباه
mix up
U
اشتباه
lap sus
U
اشتباه
wrong
U
اشتباه
discrepancy
U
اشتباه
clanger
U
اشتباه
mistaking
U
اشتباه
mistakes
U
اشتباه
snafu
U
اشتباه
goofed
U
اشتباه
to put one in the wrong
U
اشتباه
faults
U
اشتباه
errancy
U
اشتباه
goof
U
اشتباه
mistake
U
اشتباه
jeofail
U
اشتباه
fumbled
U
اشتباه
flounder
U
اشتباه
floundered
U
اشتباه
floundering
U
اشتباه
flounders
U
اشتباه
fumbles
U
اشتباه
fumble
U
اشتباه
goofs
U
اشتباه
fault
U
اشتباه
tripped
U
اشتباه
trip
U
اشتباه
in error
<adj.>
U
اشتباه
trips
U
اشتباه
false
<adj.>
U
اشتباه
goofing
U
اشتباه
inerrant
U
بی اشتباه
errors
U
اشتباه
incorrectness
U
اشتباه
fallacies
U
اشتباه
mix-up
U
اشتباه
fallacy
U
اشتباه
mistakenness
U
اشتباه
mix-ups
U
اشتباه
error
U
اشتباه
incorrectly
<adv.>
U
بطور اشتباه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com