English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
nominal U اسمی
rated U اسمی
denominative U اسمی
nounal U اسمی
onomastic U اسمی
substantival U اسمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
trinomial U سه اسمی
nominal scale U مقیاس اسمی
nominal rating U کار اسمی
nominal price U بهای اسمی
nominal price U قیمت اسمی
nominal pitch U گام اسمی
nominal load U بار اسمی
nominal partner U شریک اسمی
nominal capital U سرمایه اسمی
nominal cost U هزینه اسمی
nominal data U داده اسمی
nominal diameter U قطر اسمی
nominal income U درامد اسمی
nominal size U اندازه اسمی
nominal value U ارزش اسمی
rated voltage U ولتاژ اسمی
rated quantity U مقدار اسمی
rated duty U کار اسمی
rated candlepower U شمع اسمی
par value U ارزش اسمی
nominal wage U مزد اسمی
nominal voltage U ولتاژ اسمی
nominal value U مقدار اسمی
nominal value U قیمت اسمی
nominal value U بهای اسمی
smee battery U پیل اسمی
face value U بهای اسمی
rating U رژیم اسمی
ratings U رژیم اسمی
call price U ارزش اسمی
ostensible U شریک اسمی
at par U بقیمت اسمی
at par U به قیمت اسمی
rated current U جریان اسمی
face value U ارزش اسمی
below par U کمتر از ارزش اسمی
below par U کمتر از بهای اسمی
gerund U اسمی که از اضافه کردن
nominal value U قیمت اسمی سهمی
it answers to its name U اسمی است بامسمی
intermittent rating U کار اسمی متناوب
at par U قیمت اسمی سند
n.h.p. U توان اسمی دستگاه
full load U بار خارجی اسمی
nominal interest rate U نرخ بهره اسمی
nominal load U بار خارجی اسمی
gerunds U اسمی که از اضافه کردن
continuous rating U کار پیوسته اسمی
voltage rating of a condenser U ولتاژ اسمی خازن
above par U بالاتر از بهای اسمی
asthmatics U دچار تنگی نفس اسمی
abjectival use of a noun U استعمال اسمی به طور صفت
nominative indepdent U اسمی که درحالت نداواقع شود
indicated horsepower U توان اسب اسمی دستگاه
at par U بقیمت اصلی برابرقیمت اسمی
nominal gross national product U محصول ناخالص ملی اسمی
nominal horsepower U توان اسب اسمی دستگاه
asthmatic U دچار تنگی نفس اسمی
write down U تنزل دادن بهای اسمی سهام
pentaptote U اسمی که دارای پنج حالت باشد
bond discount U تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
His name is never mentioned anywhere . U اسمی ازاو درجایی برده نمی شود
depreciation of currency U کاهش قیمت اسمی سکه طلای استاندارد
debt discount U تفاوت ارزش اسمی بدهی واصل مبلغ
at par U قیمت ثابت انتقال ارز به بهای اسمی
write down U یادداشت کردن تنزل دادن بهای اسمی سهام
premiums U مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
premium U مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
nominative appositive U اسمی که بعلت بدل شدن حالت فاعلیت پیدا کند
cation U یونی با بار مثبت که در جهت اسمی جریان حرکت میکند
imparisyllabic U دردستوریونانی اسمی که حالت اضافه هجاهای بیشتری داردتادرحالت فاعلیت
tolerance U بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
tolerances U بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
callable bond U نوعی قرضه که صادر کننده حق بازخرید ان را قبل ازموعد اسمی ندارد
face value U مبلغ اسمی مبلغی که روی سکه اسکناس و یا سهام نوشته شده است
oblique case U حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
nominal scale U شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com