English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
device independence U استقلال دستگاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
south american revolution U انقلاب امریکای جنوبی نهضت سیاسی امریکای جنوبی در اوائل قرن 91 که به جنگ بین استقلال طلبان ان خطه با استعمارگران اسپانیایی و بالاخره استقلال این مستعمرات منجر شد
independency U استقلال
indpendence U استقلال
independence U استقلال
freedoms U استقلال
freedom U استقلال
proclamation of independence U اعلان استقلال
self support U استقلال مالی
privacy U استقلال پیام
data independence U استقلال داده ها
dependance U عدم استقلال
discourse U قدرت استقلال
discourses U قدرت استقلال
platform independence U استقلال پایهای
Independence Day U روز استقلال
algorithmic independence U استقلال الگوریتمی
autarky U استقلال اقتصادی
economic independence U استقلال اقتصادی
dependence U عدم استقلال
autonomy U استقلال داخلی
individualism U اصول استقلال فردی
autonomy U استقلال محلی محدود
autarkical U دارای استقلال اقتصادی
autarchical U دارای استقلال اقتصادی
autonomist U طرفدار استقلال داخلی
individualistic U مبنی بر استقلال تکی
linear independence U استقلال خطی [ریاضی]
Soc U اصل استقلال قاضی
independency U اصول استقلال کلیساهای محلی
precocial U دارای استقلال ازهنگام تولد
communalistic U مبنی برحکومت بوسیله استقلال داخلی بخش ها
particularism U اعطا استقلال سیاسی به کشورها و اجزاء متشکله یک امپراطوری
congregationalism U استقلال هرکلیسا برای اداره کارهای قضایی وانتظامی خود
synchro U دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph U دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin U دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator U دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder U فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator U دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
prints U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore U دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density U تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressors U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator U دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
facsimile recorder U دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
pulmotor U دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressor U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
nationalist U طرفدار استقلال ملی طرفدار برتری ملت خود
nationalists U طرفدار استقلال ملی طرفدار برتری ملت خود
self determination U استقلال سیاسی یک ملت و عدم تاثیرنیروهای خارجی درتصمیمات و روشهای سیاسی و اقتصادی و نظامی واجتماعی ان
peripheral device U دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer U مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
cold swaging machine U دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
gun slide U دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
performance factor U ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostat U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
plate milling stand U مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver U دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer U دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
cipher device U وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator U دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units U دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit U دستگاه قسمتی از یک دستگاه
greige carpet U فرش خود رنگ [فرشی که الیاف آن پیش از بافت رنگرزی نشده باشد. این نوع بافت در بین بافندگان محلی و خصوصا در افغانستان و کشورهای تازه استقلال یافته روسیه دیده می شود.]
automatic search jammer U دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine U دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device U اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder U علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
intercept receiver U دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
insulation testing apparatus U دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
column grinder U دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
laser linescan U دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
telephone repeater U دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
survey meter U دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
preset vector U دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism U دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant U زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
moving iron instrument U دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
utensil U دستگاه
utensils U دستگاه
plants U دستگاه
nervous systems U دستگاه پی
instrument U دستگاه
unit U یک دستگاه
unit U دستگاه
nervous system U دستگاه پی
units U یک دستگاه
units U دستگاه
plant U دستگاه
organ system U دستگاه
systems U دستگاه
system U دستگاه
teams U یک دستگاه
appurtenance U دستگاه
team U یک دستگاه
device U دستگاه
devices U دستگاه
apparatus U دستگاه
machines U دستگاه
appliance U دستگاه
appliances U دستگاه
setting up U دستگاه
sets U دستگاه
equipment U دستگاه
device code U کد دستگاه
machined U دستگاه
installation U دستگاه
installations U دستگاه
machine U دستگاه
mechanisms U دستگاه
mechanism U دستگاه
set U دستگاه
device name U نام دستگاه
i.f.f. system U دستگاه تشخیص
recording instrument U دستگاه ضبط
device independence U مستقل از دستگاه
honing machine U دستگاه سنگ
devices U شعار دستگاه
coordinates U دستگاه مختصات
counter recoil U دستگاه عاید
illuminator U دستگاه روشنایی
rhombohedral system U دستگاه لوزوجهی
control gear U دستگاه کنترل
induction current instrument U دستگاه القائی
receiving set U دستگاه گیرنده
induction instrument U دستگاه القائی
hexagonal system U دستگاه شش گوشهای
gun U دستگاه تزریق
guns U دستگاه تزریق
device cluster U گروه دستگاه
apparatus U الت دستگاه
folding machine U دستگاه خم کاری
dedicated device U دستگاه اختصاصی
gasifying apparatus U دستگاه تبخیر
giorgi system U دستگاه جورجی
cyclostat U دستگاه چرخش
cyclon U دستگاه غبارگیر
crystal system U دستگاه بلور
recording instrument U دستگاه ثبات
device driver U محرک دستگاه
device flag U پرچم دستگاه
recuperator U دستگاه عاید
reference frame U دستگاه مقایسهای
respiratory system U دستگاه تنفسی
device U شعار دستگاه
discrete device U دستگاه گسسته
chucks U دستگاه نظام
drill press U دستگاه مته
drilling machine U دستگاه مته
automatic U دستگاه خودکار
automatics U دستگاه خودکار
shock inducer U دستگاه ضربه زن
nervous system U دستگاه عصبی
duplexer U دستگاه دوراهه
leverage U دستگاه اهرمی
storage device U دستگاه انبارش
subassembly U مونتاژجزئی از یک دستگاه
tape drive U دستگاه نوارخوان
tape drives U دستگاه نوارخوان
double v machine U دستگاه ورق خم کن
double column machine U دستگاه دو ستونی
drawing device U دستگاه ترسیمه
dividing attachment U دستگاه مقسم
storage device U دستگاه انباره
display device U دستگاه نمایش
storage device U دستگاه ذخیره
duplexing assembly U دستگاه دو راهه
nervous systems U دستگاه عصبی
fifth column U دستگاه جاسوسی
curlers U دستگاه فرزنی
appendage U دستگاه فرعی
appendages U دستگاه فرعی
robot U دستگاه خودکار
oil press U دستگاه عصاری
robots U دستگاه خودکار
safety device U دستگاه ضامن
rolling mill U دستگاه نورد
rivet gun U دستگاه پرچ
retort U دستگاه تقطیر
curler U دستگاه فرزنی
prime movers U دستگاه محرک
sequential device U دستگاه ترتیبی
electric apparatus U دستگاه الکتریکی
electric machine U دستگاه برقی
electromagnetic system U دستگاه الکترومغناطیسی
separator U دستگاه تجزیه
electrostatic system U دستگاه الکتروستاتیکی
evaporator U دستگاه اب شیرین کن
device status U وضعیت دستگاه
device number U شماره دستگاه
prime mover U دستگاه محرک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com