English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
question U استفهام مسئله
questioned U استفهام مسئله
questions U استفهام مسئله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
what U علامت استفهام
interrogatively U بطریق استفهام
interrogatives U ادوات استفهام پرسشی
interrogative U ادوات استفهام پرسشی
case U مسئله
catechist U مسئله گو
resolvent U حل حل مسئله
problem U مسئله
solution of a problem U حل یک مسئله
example U مسئله
examples U مسئله
theorems U مسئله
problem solving U حل مسئله
cases U مسئله
theorem U مسئله
issue U مسئله
issued U مسئله
issues U مسئله
problems U مسئله
benchmark problebm U مسئله محک
check problem U مسئله ازمایشی
identification problem U مسئله شناسائی
benchmark problem U مسئله محک
problem definition U تعریف مسئله
solution to a problem U راه حل یک مسئله
problem oriented U مسئله گرا
problem description U تشریح مسئله
problem identification U شناسایی مسئله
problem description U شرح مسئله
check problem U مسئله مقابلهای
chess problem U مسئله شطرنج
problem state U وضعیت مسئله
jeopardy U مسئله بغرنج
test problem U مسئله ازمابنده
solved U حل کردن مسئله
solve U حل کردن مسئله
toss-up U مسئله مشکوک
crux U مسئله دشوار
dilemmas U مسئله غامض
problematic <adj.> U مسئله آفرین
troublemaker U مسئله آفرین
solves U حل کردن مسئله
solving U حل کردن مسئله
toughy U مسئله بغرنج
toughie U مسئله بغرنج
the eastern question U مسئله خاور
side issues U مسئله فرعی
side issue U مسئله فرعی
toss up U مسئله مشکوک
dilemma U مسئله غامض
to revisit an issue U مسئله ای را بازدید کردن
three mover U مسئله مات با سه حرکت
two mover U مسئله مات در دو حرکت
problem oriented language U زبان مسئله گرا
problem oriented language U زبان باگرایش مسئله
question in dispute U مسئله متنازع فیه
problem child U فرزند مسئله دار
problem analysis U تجزیه و تحلیل مسئله
conundrum U مسئله بغرنج وپیچیده
identification problem U مسئله تعیین هویت
conundrums U مسئله بغرنج وپیچیده
buring question U مسئله هیجان اور
issue U مسئله قضیه تحویل جنس
issues U مسئله قضیه تحویل جنس
to crack a problem U مسئله ای را حل کردن [ریاضی یا فیزیک]
issued U مسئله قضیه تحویل جنس
that is not the proposition U مسئله چیز دیگر است
eight queens problem U مسئله هشت وزیر شطرنج
on line problem solving U حل مسئله بطور درون خطی
primary cognizance U تحقیقات اولیه روی یک مسئله
combinatorial explosion U موقعیتی که به هنگام حل مسئله اتفاق میافتد
More money is not the answer to this problem. U پول بیشتر حل این مسئله نیست.
determinate problem U مسئله ایی که یک یا چندراه حل معین دارد
imbroglio U قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب مسئله غامض
imbroglios U قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب مسئله غامض
stressing U یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
stresses U یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
stress U یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
context sensitive help key U کلید فهور مطالب کمکی درمورد مسئله معین
porism U قضیهای که از راه حلهای بیشماربرای یک مسئله نشان میدهد
cogo U یک زبان برنامه نویسی مسئله گرابرای حل مسائل هندسی
catechetics U فن اموزش اصول دین بوسیله پرسش مسئله گویی
demarche U عمل سیاسی اقدامی است که دولتی درمورد مسئله خاصی
rhetorical question U مسئله مربوط بمعانی بیان سوالی که برای تسجیل موضوعی بشود
the German issue U مسئله آلمان [تاریخ] [بحث یکی سازی بین ۳۷ دولت آلمانی زبان در قرن ۱۹]
the German question U مسئله آلمان [تاریخ] [بحث یکی سازی بین ۳۷ دولت آلمانی زبان در قرن ۱۹]
problem program U برنامهای که به هنگام قرارگرفتن واحد پردازش مرکزی در حالت مسئله اجرا میشودبرنامه مسئلهای
gpss U زبان برنامه نویسی مسئله گرا برای توسعه سیستمهای شبیه سازی بکار می رود
assistance U کمک یک جانبه کشوری به کشور دیگر بدون اینکه مسئله مقابله به مثل مطرح باشد
Life in not a problem to be solved, but a reality to be experienced. U زندگی مسئله ای نیست، که نیاز به حل کردن داشته باشد، بلکه حقیقتی است که باید تجربه کرد.
collectivism U اعتقاد به این مسئله که جامعه باید به وسیله مساعی جمعی وهمکاری همه احاد ان اداره شود
design heuristics U راهنمایی هایی که به هنگام تقسیم یک مسئله یا برنامه بزرگ به قسمتهای کوچک وکنترل شدنی می توان از انهااستفاده کرد
background noise U در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
race condition U حالت نامعینی که به هنگام عملکرد همزمان ددستورالعملهای دو کامپیوتربوجود می اید و امکان شناخت این مسئله که کدام یک از انها ابتدا تمام خواهند شدوجود ندارد
approval by acclamation U تصویب به وسیله کف زدن وابراز احساسات این گونه تصویب زمانی مصداق پیدامیکند که مخالف جدی وجودنداشته باشد و طبعا" مسئله شمردن صاحبان اصوات تحسین امیز منتفی است
social contract U اعتقاد به این مسئله که تفویض قدرت به دولتها ناشی از نوعی قرارداد است که ضمن ان فردقسمتی از حقوق خود را به دولت تفویض میکند ومتقابلا" از وجود دولت برخوردار میشود
notification U عملی است که دولتی برای اگاه ساختن دولت دیگر برای اطلاع از مسئله مهمی انجام میدهد و هدف از این عمل ان است که طرف از مسیله مذکور قانونا"مطلع تلقی شود
bolshevism U مکتبی متفرع از مارکسیسم که مبدع ان لنین بوده است و مبتنی است بر تاکید این مسئله که طبقه پرولتاریا باید با جنبش و اعمال قوه و بدون اینکه منتظر فرسودگی خودبخودی سیستم کاپیتالیستی باشد قدرت سیاسی را به دست گیرد.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com