Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
surcharge of common
U
استفاده بیش از حد مجاز ازچراگاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clear
U
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
clears
U
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
clearer
U
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
clearest
U
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
maximum
U
بزرگترین عددی استفاده میشود یا مجاز است
invalids
U
شخصی که مجاز به استفاده از کامپیوتر یا اتصال به یک شبکه نیست
invalid
U
شخصی که مجاز به استفاده از کامپیوتر یا اتصال به یک شبکه نیست
accessing
U
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
accesses
U
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
accessed
U
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
access
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایل های ذخیره شده
piggyback
U
دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
piggybacks
U
دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
authorized
U
در اختیار قرار داده شده مجاز به اجازه استفاده داده شده
legit
U
نمایش مجاز تاتر مجاز
visiting correspondent
U
نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
collective goods
U
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
authorized level of organization
U
سطح مجاز پرسنل سازمانی سطح مجاز سازمانی
dead time
U
زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
dead freight
U
کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
vertical
U
نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی
freeing
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
free
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
frees
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
freed
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
capacities
U
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
idle
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idled
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idles
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
capacity
U
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
idlest
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
fourth generation computers
U
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
bitmap
U
معرفی رویدادها یا استفاده از آرایه تک بیتی به عنوان تصویر یا شکل یا جدول وسایل استفاده شده و...
quads
U
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
quad
U
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
composite demand
U
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
band
U
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
bands
U
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
ieee
U
که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود
shareware
U
نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
exerciser
U
وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
joint tenants
U
در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
duplexes
U
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
duplex
U
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
common use
U
مورد استفاده عمومی استفاده مشترک
commissioned
U
مجاز
permissible
U
مجاز
authorrized
U
مجاز
licensed
U
مجاز
rated
U
مجاز
toluene
U
حد مجاز
admissibll
U
مجاز
admissible
U
مجاز
admittable
U
مجاز
permissive
U
مجاز
authorized
U
مجاز
at liberty
U
مجاز
permitted
U
مجاز
tropologic
U
مجاز
allowable
U
مجاز
licensable
U
مجاز
lawful
U
مجاز
metonymy
U
مجاز
authorised
U
مجاز
allowed
U
مجاز
certified
U
مجاز
legal
U
مجاز
wimp
U
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
PPP
U
که معمولا برای ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه Tcp/Ip استفاده میشود
wimps
U
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
allowable stress
U
تنش مجاز
working stress
U
تنش مجاز
tolerances
U
تفاوت مجاز
tolerances
U
خطای مجاز
tolerance
U
تفاوت مجاز
permit
U
مجاز کردن
permits
U
مجاز کردن
tolerance
U
خطای مجاز
impermissible
U
غیر مجاز
allowable load
U
بار مجاز
authorised clerk
U
واسطه مجاز
speed limit
U
سرعت مجاز
speed limits
U
سرعت مجاز
tolerance limit
U
خطای مجاز
admitance
U
روا مجاز
height clearance
U
ارتفاع مجاز
trope
U
مجاز استعاره
complements
U
حد مجاز مکمل
allowable cargo load
U
بار مجاز
complementing
U
حد مجاز مکمل
complemented
U
حد مجاز مکمل
allowable cargo load
U
حداکثربار مجاز
complement
U
حد مجاز مکمل
allowable level
U
تراز مجاز
allowed vibrations
U
ارتعاشهای مجاز
on the house
<idiom>
U
مجاز درکاری
legitimized
U
مجاز کردن
accredited
U
مجاز معتبر
authorized strength
U
استعداد مجاز
legitimize
U
مجاز کردن
legitimization
U
مجاز کردن
bona fide holder
U
دارنده مجاز
working load
U
بار مجاز
legitimising
U
مجاز کردن
legitimises
U
مجاز کردن
legitimised
U
مجاز کردن
fair game
U
شکار مجاز
ban item
U
غیر مجاز
idiographic
U
وابسته به مجاز
legitimizes
U
مجاز کردن
legitimizing
U
مجاز کردن
permitting
U
مجاز کردن
figuratively
U
بطور مجاز
authorise
U
مجاز نمودن
troplogy
U
مجاز گوئی
authorized allowance
U
سهمیه مجاز
unauthorized
U
غیر مجاز
delegation of authority
U
مجاز شمردن
lawfully
U
به طور مجاز
authorized manpower
U
استعدادپرسنلی مجاز
licensing hours
زمان مجاز
circuit allocated use
U
مدارچانلهای مجاز
authorized program
U
برنامه مجاز
bag limit
U
حد مجاز صید
not allowed
U
غیر مجاز
justifiability
U
مجاز بودنی
freed
U
مجاز منفصل
freeing
U
مجاز منفصل
frees
U
مجاز منفصل
permissible deviation
U
تفاوت مجاز
permissible velocity
U
تندی مجاز
prescribed load
U
بار مجاز
permissible velocity
U
سرعت مجاز
free
U
مجاز منفصل
setting
U
شدت مجاز
metonym
U
مجاز مرسل
contraband
U
غیر مجاز
permissibly
U
بطور مجاز
doses
U
مقدار مجاز
dosed
U
مقدار مجاز
dose
U
مقدار مجاز
authorized bank
U
بانک مجاز
settings
U
شدت مجاز
licit
U
روا مجاز
permissible dosage
U
دوز مجاز
revocable contract
U
عقد مجاز
dosing
U
مقدار مجاز
safe load
U
بار مجاز
allowance
U
میزان مجاز
maximum prr ermissible
U
مجاز حداکثر
allowances
U
میزان مجاز
permissible load
U
بار مجاز
Hamming code
U
سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود
defect skipping
U
روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
ratings
U
نحوه عملکرد مجاز
authorized allowance supplies
U
سهمیه مجاز اماد
illigal character
U
دخشه غیر مجاز
numbers
U
مجموعه مقادیر مجاز
security
U
مشخصات کاربران مجاز
maximum permissible load
U
بار مجاز حداکثر
licitly
U
بطور مجاز یا مشروع
rating
U
نحوه عملکرد مجاز
authorized parts list
U
لیست قطعات مجاز
prescribed load
U
بار مهمات مجاز
authorized parts list
U
سهمیه مجاز قطعات
illicit advertising
U
تبلیغ غیر مجاز
authorized manpower
U
نیروی انسانی مجاز
manpower cieling
U
حداکثرنیروی انسانی مجاز
maximum allowable concentration
U
حداکثر غلظت مجاز
illigal character
U
کاراکتر غیر مجاز
table of allowance
U
جدول سهمیه مجاز
tensile stress
U
تنش کششی مجاز
peak strenght
U
حداکثر استعداد مجاز
maximum permissible voltage
U
ولتاژ مجاز حداکثر
twenty four hour charge rate
U
امپر مجاز باتری
taxi stand
U
ماندگاه مجاز تاکسی
tare
U
وزن مجاز یک فرف
range
U
مجموعه مقادیر مجاز
ranged
U
مجموعه مقادیر مجاز
ranges
U
مجموعه مقادیر مجاز
acceptance tolerance
U
حد مجاز قابل قبول
personnel authorization
U
سطح پرسنلی مجاز
forbidden band
U
نوار غیر مجاز
permissible dosage
U
میزان داروی مجاز
authorized allowance supplies
U
سهمیه اماد مجاز
personnel authorization
U
جدول پرسنلی مجاز
safe loads tables
U
جداول بارهای مجاز
number
U
مجموعه مقادیر مجاز
allowable cabin load
U
بار مجاز هواپیما
allowed energy levels
U
ترازهای انرژی مجاز
allowed quantum state
U
حالت کوانتومی مجاز
eligible traffic
U
عبور و مرور مجاز
circuit allocated use
U
سهمیه مدارهای مجاز
solenoid sweep
U
پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
publishes
U
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
publish
U
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
published
U
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
wires
U
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wire
U
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
peace time complement
U
استعداد مجاز زمان صلح
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com