English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
usage U استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usages U استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
uses U استفاده کردن استعمال کردن
use U استفاده کردن استعمال کردن
smokes U استعمال دود استعمال دخانیات
smoke U استعمال دود استعمال دخانیات
disuse U عدم استعمال ترک کردن ترک استعمال
reed U شانه [وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
common use U مورد استفاده عمومی استفاده مشترک
radiologists U متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologist U متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
profiteers U استفاده چی بودن اهل استفاده زیاد بودن
profiteer U استفاده چی بودن اهل استفاده زیاد بودن
utilizes U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
ill use U بد استعمال کردن
employing U استعمال کردن
abuse U بد استعمال کردن
employ U استعمال کردن
employed U استعمال کردن
employs U استعمال کردن
abused U بد استعمال کردن
abuses U بد استعمال کردن
abusing U بد استعمال کردن
exercise U استعمال کردن
exercises U استعمال کردن
tutoyer U استعمال کردن
applies U استعمال کردن
exercised U استعمال کردن
apply U استعمال کردن
applying U استعمال کردن
collective goods U کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
utilized U مورد استفاده
usages U مورد استفاده
usage U مورد استفاده
shares U باس مورد استفاده
capital employed U سرمایه مورد استفاده
share U باس مورد استفاده
man power U تعداداشخاص مورد استفاده
shared U باس مورد استفاده
out port U ساحلی مورد استفاده سر پل
to put to use U مورد استفاده قراردادن
applique U مورد استفاده قرار گرفته
utilises U مورد استفاده قرار دادن
utilizing U مورد استفاده قرار دادن
utilize U مورد استفاده قرار دادن
utilised U مورد استفاده قرار دادن
utilising U مورد استفاده قرار دادن
utilizes U مورد استفاده قرار دادن
defect skipping U روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
procedure U روش یا مسیر مورد استفاده در حل مشکل
use up U تحلیل بردن مورد استفاده قرارگرفتن
wraparound U ی مورد استفاده واقع شده باشد
common user supplies U کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
common user items U کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
tartan U ماده شیمیایی مورد استفاده در پیست
day beacon U برج ناوبری مورد استفاده درروز
active stock U موجودی انبار که مورد استفاده قرارمیگیرد
solenoid sweep U پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
link route segments U راههای مورد استفاده برای حمل بار یکپارچه
employment U استعمال
uses U استعمال
use U استعمال
expenditure U استعمال
application U استعمال
applications U استعمال
jan grid U سیستم مختصات مشترک نقشههای مورد استفاده نیروهای سه گانه
Italian Villa style U [سبک التقاطی مورد استفاده در قرن نوزدهم بومی ایتالیا]
exploits U از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploiting U از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploit U از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
abusive U سوء استعمال
telescopy U فن استعمال دوربین
abuse U سوء استعمال
smoking U استعمال دخانیات
misusage U سوء استعمال
usage U نحوه استعمال
misapplication U سوء استعمال
usage U عرف استعمال
abused U سوء استعمال
abuses U سوء استعمال
abusing U سوء استعمال
nicotian U دود استعمال کن
usages U نحوه استعمال
usages U عرف استعمال
law of use U قانون استعمال
bilingualism U استعمال دوزبان
using U استعمال مصرف
bilinguality U استعمال دوزبان
use U استعمال مصرف
uses U استعمال مصرف
misapplication U استعمال بیجا
cranage U استعمال جرثقیل
riflery U استعمال تفنگ
overuse U استعمال مفرط
desuetude U عدم استعمال
maltreatment U سوء استعمال
applications U موارد استعمال
application U موارد استعمال
disuse U عدم استعمال
ill usage U سوء استعمال
value in use U ارزش استعمال
overkill U استعمال بیش از حد
graphics U فن استعمال نمودار
unworn U استعمال نشده
use value U ارزش استعمال
user cost U هزینه استعمال
handle U رفتار کردن استعمال کردن
handles U رفتار کردن استعمال کردن
bridge U سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
caught with hand in the cookie jar <idiom> U مچ کسی را گرفتن [بخصوص در مورد سوء استفاده از موضع قدرت و مقام]
bridged U سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
high frequency U فرکانس رادیویی بین 3 تا 03مگاهرتز مورد استفاده درمخابرات هوا به دریا
storing U ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
bridges U سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
letter de chancellerie U نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
store U ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
dosage U مقدار استعمال دارو
catachresis U استعمال غلط کلمه
malapropism U سوء استعمال کلمات
user U استعمال کننده کاربر
no smoking allowed U استعمال دخانیان ممنوع
vernacularism U استعمال زبان محلی
dosages U مقدار استعمال دارو
The habit of smoking. U عادت به استعمال دخانیات
mitering U استعمال تاج اسقفی
mitring U استعمال تاج اسقفی
users U استعمال کننده کاربر
nicotian U استعمال کننده دخانیات
outward application U استعمال برونی یا خارجی
law of disuse U قانون عدم استعمال
monofuel U سوختی که بتنهایی و بدون نیاز به هوا یا اکسیدکننده دیگر مورد استفاده قرارمیگیرد
dead time U زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
periphrastic conjugation U صرف افعال با استعمال غیرضروری فعلهای معین بجای ساده صرف کردن
dead freight U کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
vertical U نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی
free U آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idlest U که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idles U که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idled U که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
capacity U استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
capacities U استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
freed U آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idle U که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
frees U آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
freeing U آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
symbolization U استعمال علائم ونشانهای رمزی
holophrastic U استعمال کننده کلمه قصار
neology U استعمال واژه یااصطلاح جدید
periphrasis U استعمال واژه ها وعبارات زائد
instrumentation U تنظیم اهنگ استعمال الت
purism U افراط در استعمال صحیح الفاظ
sesquipedalian U معتاد به استعمال لغات دراز
abjectival use of a noun U استعمال اسمی به طور صفت
incompatible U غیر قابل استعمال با یکدیگر
deverbative U بصورت مشتق استعمال شده
telescopist U متخصص استعمال دوربینهای نجومی
oxymoron U استعمال کلمات مرکب ضدونقیض
oxymoron U استعمال کلمات مرکب متضاد
fourth generation computers U فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
bitmap U معرفی رویدادها یا استفاده از آرایه تک بیتی به عنوان تصویر یا شکل یا جدول وسایل استفاده شده و...
line U رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
lines U رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
serviceableness U قابل استفاده بودن
composite demand U تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
quads U چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
quad U چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
abstinence U ریاضت پرهیز از استعمال مشروبات الکلی
abstemious U مخالف استعمال مشروبات الکلی پرهیزکار
non abstainer U کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
teetotaler U طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
smokers U واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
dump U موادی که موقتا برای استعمال انبارمیشود
teetotallers U طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
smoker U واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
teetotalism U پیروی از اصل منع استعمال مسکرات
malapropism U استعمال غلط وعجیب وغریب لغات
junkies U استعمال کنندهء هروئین و مواد مخدره
wear and tear U از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
junkie U استعمال کنندهء هروئین و مواد مخدره
utilization U به کار بردن استعمال در دسترس قراردادن
teetotaller U طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
to smoke oneself sick U از بسیاری استعمال دخانیات ناخوش شدن
how about <idiom> برای ارائه پشنهاد یا جویا شدن نظر دیگران در مورد چیزی یا کاری استفاده می شود
bands U شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
band U شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
have dibs on <idiom> U درخط استفاده از چیزی بودن
ieee U که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود
shareware U نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
purists U شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
abstainer U پرهیزگار کسیکه از استعمال مسکرات پرهیز دارد
purist U شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
joint U جای کشیدن تریاک با استعمال نوشابه لولا
nicotinism U مسمویت از نیکتین در نتیجه استعمال زیاد تنباکو
zoomorphism U استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
duplex U دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
exerciser U وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
duplexes U دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
joint tenants U در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com