Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
war strenght
U
استعداد جنگی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
reduced strenght
U
حداقل استعداد جنگی
Other Matches
escry
U
فریاد و غریو جنگی سردادن نعره جنگی
warship
U
کشتی جنگی ناو جنگی
battle drill
U
مشق جنگی تمرین جنگی
warships
U
کشتی جنگی ناو جنگی
average strength
U
استعداد پرسنلی متوسط میانگین استعداد پرسنلی
cartel ship
U
کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
live fire
U
تیراندازی با تیر جنگی تیراندازی با فشنگ جنگی
brilliance
U
استعداد
amplitude
U
استعداد
capability
U
استعداد
unintelligent
U
بی استعداد
genius
U
استعداد
capacities
U
استعداد
predispostion
U
استعداد
aptness
U
استعداد
property
U
استعداد
susceptivity
U
استعداد
ingenuity
U
استعداد
talentless
U
بی استعداد
ungifted
U
بی استعداد
geniuses
U
استعداد
parted
U
با استعداد
potentialities
U
استعداد
cabiler
U
استعداد
verve
U
استعداد
endowments
U
استعداد
endowment
U
استعداد
liability to disease
U
استعداد
talents
U
استعداد
talent
U
استعداد
talented
U
استعداد
potentiality
U
استعداد
capacity
U
استعداد
simpleminded
U
کم استعداد
gifted
U
با استعداد
susceptibility
U
استعداد
gormless
U
کم استعداد
turns
U
استعداد
turn
U
استعداد
inapt
U
بی استعداد
aptitude
U
استعداد
aptitudes
U
استعداد
capacities
U
استعداد مقام
child prodigy
U
بچهبا استعداد
arts
U
استعداد استادی
division slice
U
استعداد لشگری
liabilities
U
بدهکاری استعداد
strength
U
استعداد رزمی
capability
U
استعداد پیشرفت
mechanical aptitude
U
استعداد فنی
occupational aptitude
U
استعداد شغلی
strengths
U
استعداد رزمی
caliber
U
گنجایش استعداد
liability
U
بدهکاری استعداد
palooka
U
بوکسور بی استعداد
capacities
U
گنجایش استعداد
indisposedness
U
عدم استعداد
imitativeness
U
استعداد تقلید
cleverness
U
هوشیاری استعداد
indispositions
U
عدم استعداد
frost susceptibility
U
استعداد یخزدگی
indisposition
U
عدم استعداد
command strength
U
استعداد یکان
flair
U
استعداد خصیصه
artistry
U
استعداد هنرپیشگی
capacity
U
استعداد مقام
shift
U
نوبتی استعداد
shifts
U
نوبتی استعداد
capacity
U
گنجایش استعداد
shifted
U
نوبتی استعداد
aptitude test
U
ازمون استعداد
aptitude tests
U
ازمون استعداد
end strength
U
استعداد نهایی
art
U
استعداد استادی
reproductivity
U
استعداد تولید
tendency
U
توجه استعداد
scholastic aptitude
U
استعداد تحصیلی
sconce
U
جمجمه استعداد
capable
U
با استعداد صلاحیتدار
cleverest
U
باهوش با استعداد
cleverer
U
باهوش با استعداد
clever
U
باهوش با استعداد
academic aptitude
U
استعداد تحصیلی
authorized strength
U
استعداد مجاز
tendencies
U
توجه استعداد
artistic aptitude
U
استعداد هنری
risible faculty
U
استعداد خنده
reproductivity
U
استعداد هم اوری
resistibility
U
استعداد مقاومت
armistise
U
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
allotropy
U
استعداد تغییر و تبدیل
attack size
U
استعداد وسایل درگیر در تک
gift
U
استعداد پیشکش کردن
gift
U
دارای استعداد کردن
gifts
U
استعداد پیشکش کردن
gifts
U
دارای استعداد کردن
accountable strength
استعداد قابل توجه
accountable strength
U
استعداد قابل محاسبه
manpower cieling
U
سطح استعداد پرسنل
habiliment
U
جامه استعداد فکری
level of strength
U
میزان استعداد رزمی
the talnet of the country
U
مردم با استعداد کشور
vocational aptitude test
U
ازمون استعداد شغلی
versatile
U
دارای استعداد و ذوق
talent for musics
U
استعداد یا ذوق موسیقی
potentially
U
با داشتن استعداد نهانی
level of strength
U
سطح استعداد رزمی
naturals
U
مسلم استعداد ذاتی
knack
U
صدای شلاق استعداد
able
با استعداد صلاحیت دار
natural
U
مسلم استعداد ذاتی
scholastic aptitude test
U
ازمون استعداد تحصیلی
differential aptitude tests
U
ازمونهای تشخیص استعداد دی ا تی
effective strength
U
استعداد رزمی موثر
gifted
U
موید شخص با استعداد
peak strenght
U
حداکثر استعداد مجاز
physical aptitude test
U
ازمون استعداد جسمانی
fabllibility
U
استعداد خطا کردن
flatlander
U
موج سوار کم استعداد
potentialize
U
دارای استعداد کردن
personnel ceiling
U
سقف استعداد مجاز پرسنلی
potentialities
U
عاملیت بالفعل استعداد نهانی
strengths
U
قدرت رزمی استعداد نفری
potential
U
دارای استعداد نهانی پتانسیل
strength
U
قدرت رزمی استعداد نفری
rhymester
U
شاعربی استعداد وکم مایه
potentiality
U
عاملیت بالفعل استعداد نهانی
edacity
U
استعداد خوردن شکم پرستی
peace time complement
U
استعداد مجاز زمان صلح
battle bill
U
فهرست استعداد رزمی ناو
Iranians have a gift of tongues.
U
ایرانیها استعداد زبان دارند
self rating
U
تعیین میزان استعداد خود
means end capacity
U
استعداد درک وسیله- هدف
faculties
U
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
faculty
U
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
peace time establishment
U
جدول استعداد مجاز زمان صلح
seashore musical ability tests
آزمون های استعداد موسیقی سیشور
green thumb
U
استعداد و قدرت فوق العاده درپروراندن گیاهان
authorized strength of theater
U
استعداد مجاز صحنه عملیات از نظر پرسنلی
minnesota clerical aptitude test
U
ازمون استعداد امور دفتری مینه سوتا
one's light s
U
نهایت کوشش را در حدودتوانایی یا استعداد خود بعمل اوردن
it is insusceptible of change
U
اماده برای تغییر نسبت استعداد دگرگونی ندارد
rimester
U
قافیه ساز شاعر بی استعداد وکم مایه شاعرک
manning level
U
درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
tactical
U
جنگی
battle line
U
خط جنگی
bristly
U
جنگی
tactically
U
جنگی
dogfights
U
سگ جنگی
warlike
U
جنگی
service
U
جنگی
scrapper
U
جنگی
fighting
U
جنگی
martin
U
جنگی
dogfight
U
سگ جنگی
serviced
U
جنگی
martial
U
جنگی
combatant vessel
U
کشتی جنگی
campaign badge
U
نشان جنگی
warplane
U
هواپیمای جنگی
battle reserve
U
ذخیره جنگی
combatant vessel
U
ناو جنگی
combat ration
U
جیره جنگی
dim light
U
چراغ جنگی
battle lights
U
چراغهای جنگی
battle sight
U
درجه جنگی
booty of war
U
غنیمت جنگی
destrier
U
اسب جنگی
destrer
U
اسب جنگی
contraband of war
U
قاچاق جنگی
combat firing
U
تیراندازی جنگی
combat exercise
U
مانور جنگی
cocker
U
خروس جنگی
battleplane
U
هواپیمای جنگی
trophy of war
U
غنایم جنگی
battle reserve
U
احتیاط جنگی
battle station
U
پایگاه جنگی
combat tire
U
لاستیک جنگی
campaign medal
U
مدال جنگی
battle plane
U
هواپیمای جنگی
battle problems
U
مسائل جنگی
battle map
U
نقشه جنگی
war gas
U
گاز جنگی
tactical intelligence
U
اطلاعات جنگی
tactical aircraft
U
هواپیمای جنگی
war plan
U
طرح جنگی
strategic situation
U
وضع جنگی
spoiler
U
خریدارغنائم جنگی
sloop of war
U
کرجی جنگی
sloop
U
قایق جنگی
war plan
U
نقشه جنگی
service mine
U
مین جنگی
service ammunition
U
مهمات جنگی
reparations for war damages
U
غرامات جنگی
war material
U
وسایل جنگی
tactical march
U
حرکت جنگی
tactical march
U
انتقال جنگی
war cry
U
فریاد جنگی
war crimes
U
جنایات جنگی
war crime
U
جنایات جنگی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com