English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 99 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
common touch U استعدادایجاد حس همدردی وتعاون در اشخاص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sympathies U همدردی
sympathy U همدردی
condolence U همدردی
condolences U همدردی
pity U رحم همدردی
pities U رحم همدردی
pitied U رحم همدردی
sympathy with any one U همدردی یاهمفکری باکسی
neighbourly feelings U احساسات همسایگی همدردی
sympathies [bereavement] U همدردی [تسلیت] [در عزاداری]
sympathetically U ازروی همدردی یا هم فکری غمخوارانه
My heart goes out to you. <idiom> U با تو همدردی می کنم. [اصطلاح روزمره ]
Many thanks for the sympathy shown to us [on the passing of our father] . U خیلی سپاسگذارم برای همدردی شما [بخاطر فوت پدرمان] .
displaced persons U اشخاص پناهنده
so many menŠso many minds U هر چه اشخاص بیشتر
person perception U ادراک اشخاص
these people U این اشخاص
many people U خیلی اشخاص
great persons U اشخاص بزرگ
many a man U بسا اشخاص
omnium gatherum U مجموعه اشخاص
artificial persons U اشخاص حقوقی
knowledge of persons U شناسایی اشخاص
few men U اشخاص کمی
many persons U خیلی اشخاص
natural persons U اشخاص طبیعی
personas U اشخاص یک کتاب
personae U اشخاص یک کتاب
persona U اشخاص یک کتاب
dog paddle U شنای اشخاص مبتدی
blacklisting U صورت اشخاص بدحساب
withindoors U اشخاص داخل منزل
blacklisted U صورت اشخاص بدحساب
blacklist U صورت اشخاص بدحساب
criss-crossing U امضای اشخاص بیسواد
to suck eggs U اشخاص ازموده ترازخودراپنددادن
through the grapevine <idiom> U از اشخاص دیگری پرسیدن
inter alia U میان اشخاص دیگر
offences against persons U جرائم بر علیه اشخاص
panels U صورت اسامی اشخاص
blacklists U صورت اشخاص بدحساب
criss-cross U امضای اشخاص بیسواد
play off <idiom> U رفتار مختلف با اشخاص
panel U صورت اسامی اشخاص
criss-crosses U امضای اشخاص بیسواد
adhominem U حمله یا اعتراض به اشخاص
criss-crossed U امضای اشخاص بیسواد
interested parties U اشخاص ذی نفع یا علاقه مند
subjects of international law U اشخاص حقوق بین الملل
high-powered U مرکب از اشخاص بلندپایه و قدرتمند
lonely hearts U اشخاص مجرد و خواهان مصاحب
he is not of that type U ازان قبیل اشخاص نیست
sucker list <idiom> U لیستی از اشخاص ساده لوح
dais U سکوب مخصوص جلوس اشخاص برجسته
round up U جمع اوری اشیا یا اشخاص پراکنده
apportionment U تقسیم پولی بین اشخاص ذی نفع
intelligentsia U اشخاص با هوش و خردمند طبقه روشنفکر
One must not judge by appearances . U بظاهر اشخاص نباید قضاوت کرد
get one's own way <idiom> U اجبار اشخاص برای انجام هر کاری که تو میخواهی
acidosis U فساد خون در اشخاص مبتلا به بیماری قند
covenantor U اجتماع اشخاص هم پیمان برای انجام کاری
mixed laws U قوانین مربوط به اشخاص واموال economy mixed
damage U صدمهای که به اشیا ونه اشخاص وارد شود
anachronism U اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
anachronisms U اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
camp follower U اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
infants U در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
infant U در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
camp followers U اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
bouncers U ماموری که درنمایش هاوغیره اشخاص اخلالگر راخارج میکند
bouncer U ماموری که درنمایش هاوغیره اشخاص اخلالگر راخارج میکند
personals U بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
credit union U موسسهای که به اشخاص کم درامد وام های کوچکی میدهد
character actors U هنرپیشهای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character actor هنرپیشه ای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
governess U زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
governesses U زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
vampire U روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
talent scout U کسیکه اشخاص لایق وذیفن رابرای کار مخصوصی کشف واستخدام کند
vampires U روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
talent scouts U کسیکه اشخاص لایق وذیفن رابرای کار مخصوصی کشف واستخدام کند
restricts U محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
restricting U محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
restrict U محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
sympathised U همدردی یا همفکری کردن جانبداری کردن
sympathising U همدردی یا همفکری کردن جانبداری کردن
My thoughts and prayers go out to you. <idiom> U با تو همدردی می کنم و برایت دعا می کنم.
sympathizing U همدردی یا همفکری کردن جانبداری کردن
sympathises U همدردی یا همفکری کردن جانبداری کردن
sympathizes U همدردی یا همفکری کردن جانبداری کردن
sympathize U همدردی یا همفکری کردن جانبداری کردن
sympathized U همدردی یا همفکری کردن جانبداری کردن
feather-bedding U مقصود حقوقی است که به اشخاص بی علاقه به کار یا کسانی که از کارمی دزدند پرداخت میشود
feather bedding U مقصود حقوقی است که به اشخاص بی علاقه به کار یا کسانی که از کارمی دزدند پرداخت میشود
ether U مایع سبکی که ازتقطیر الکل و جوهرگوگردبدست میایدو برای بیهوش کردن اشخاص بکارمی رود
utilitarianism U بر اساس این مکتب معیار سنجش همه چیزحداکثر خوبی و فایده برای حداکثر تعداد اشخاص است
parting salute U سلام نظامی با توپ و غیره برای عزیمت اشخاص سلام بدرقه
pork barrel U برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com