English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
elicit U استخراج کردن استنباط کردن
elicited U استخراج کردن استنباط کردن
eliciting U استخراج کردن استنباط کردن
elicits U استخراج کردن استنباط کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
educt U استخراج یا استنباط
educible U قابل استخراج یا استنباط
exploits U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
reads U استنباط کردن
inducted U استنباط کردن
deduced U استنباط کردن
read U استنباط کردن
deduce U استنباط کردن
infers U استنباط کردن
inferring U استنباط کردن
inferred U استنباط کردن
infer U استنباط کردن
deduces U استنباط کردن
inducting U استنباط کردن
induct U استنباط کردن
educe U استنباط کردن
inducts U استنباط کردن
deducing U استنباط کردن
construed U تعبیر کردن استنباط کردن
construe U تعبیر کردن استنباط کردن
construes U تعبیر کردن استنباط کردن
inferred U استنباط کردن پی بردن به
infers U استنباط کردن پی بردن به
divined U کشیش استنباط کردن
infer U استنباط کردن پی بردن به
divines U کشیش استنباط کردن
inferring U استنباط کردن پی بردن به
divining U کشیش استنباط کردن
divine U کشیش استنباط کردن
to i. from somebodies words U از حرفهای کسی استنباط کردن
stope U استخراج کردن
extract U استخراج کردن
pans U استخراج کردن
extracted U استخراج کردن
pan- U استخراج کردن
extracts U استخراج کردن
draw out U استخراج کردن
pan U استخراج کردن
extracting U استخراج کردن
grubs U از کتاب استخراج کردن
grub U از کتاب استخراج کردن
quarries U استخراج کردن معدن
grubbed U از کتاب استخراج کردن
quarry U استخراج کردن معدن
quarrying U استخراج کردن معدن
educe U گرفتن استخراج کردن
mine U استخراج کردن یاشدن
mined U استخراج کردن یاشدن
mines U استخراج کردن یاشدن
extracts U بیرون کشیدن استخراج کردن
extract U بیرون کشیدن استخراج کردن
extracting U بیرون کشیدن استخراج کردن
extracted U بیرون کشیدن استخراج کردن
metallurgic U وابسته بفن استخراج و قال کردن فلزات
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
inferences U استنباط
inference U استنباط
presumption U استنباط
corollaries U استنباط
eduction U استنباط
elicitation U استنباط
corollary U استنباط
reading U استنباط
presumptions U استنباط
sequitur U استنباط
readings U استنباط
presumption U استنباط گستاخی
inference program U برنامه استنباط
inferible U قابل استنباط
follow U پیروی استنباط
to be deduced U استنباط شدن
inferable U قابل استنباط
inferentially U ازراه استنباط
implications U مفهوم استنباط
follows U پیروی استنباط
presumptions U استنباط گستاخی
implication U مفهوم استنباط
deducible U استنباط شدنی
presumption of law U استنباط قانونی
followed U پیروی استنباط
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
presumption of fact U استنباط از روی امارات
inferentally U بطریق استنتاج یا استنباط
nonsequitur U عدم استنباط قضایا
ruled based deduction U استنباط بر مبنای مقررات
inferrable U قابل استنباط برامدنی
scilicet U از این چنین استنباط میشود.....
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
dedications U قصدایجاد چنین تاسیسی استنباط گردد
dedication U قصدایجاد چنین تاسیسی استنباط گردد
exploitation U استخراج
working U استخراج
eduction U استخراج
extraction of copper U استخراج مس
productions U استخراج
production U استخراج
excerption U استخراج
copper extraction U استخراج مس
extraction U استخراج
decipherment U استخراج
workings U استخراج
deduction U استنباط پی بردن ازکل به جزء یاازعلت به معلول
minable U قابل استخراج
exploiter U استخراج کننده
extraction thimble U انگشتانه استخراج
acid extraction U استخراج اسیدی
extraction point U محل استخراج
exploiters U استخراج کننده
mibeable U استخراج شدنی
mibeable U قابل استخراج
message retrieval U استخراج پیام
extractor U استخراج کننده
exploitation U انتفاع استخراج
under ground working U استخراج زیرزمینی
workable U قابل استخراج
exploitable U قابل استخراج
minable U استخراج شدنی
indecipherable U غیرقابل استخراج
feature extraction U استخراج خصیصه
silver extraction U استخراج نقره
extraction of bitumen U استخراج قیر
production of oil U استخراج نفت
decipherable U قابل استخراج
derivations U استنساخ استخراج
derivation U استنساخ استخراج
winnings U استخراج معدن
winning U استخراج معدن
extractors U استخراج کننده
gold mining U استخراج طلا
separatory funnel U قیف استخراج
extractible U قابل استخراج
extractable U استخراج شدنی
under ground mining U استخراج زیرزمینی
counting votes U استخراج اراء
extract copper U مس استخراج شده
mining U استخراج معدن
illatively U بطریق استنتاج یا استخراج
extracting U بیرون کشیدن استخراج
extracted U بیرون کشیدن استخراج
Open-pit mining U استخراج معدن روباز
opencast mining [British E] U استخراج معدن روباز
surface mining استخراج معدن روباز
strip mining [American E] U استخراج معدن روباز
extract U بیرون کشیدن استخراج
extracts U بیرون کشیدن استخراج
extraction solvent U حلال استخراج کننده
continuous extraction apparatus U دستگاه استخراج پیوسته
metallurgy U استخراج و ذوب فلزات
salter U استخراج کننده نمک
pull out quote U عبارت استخراج شده
saltworks U محل استخراج نمک
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
surface digging U استخراج معادن در سطح زمین
metallurgical U وابسته به فن استخراج وذوب فلزات
metallurgy U فن استخراج وذوب فلزات فلزگری
acetum U استخراج عصاره ازگیاهان دارویی
pyrometallurgy U استخراج فلزات در اثر حرارت
saltern U کارخانه یا معدن استخراج نمک
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
implied assumpist U تعهد غیر رسمی که از نحوه عمل متعهد ناشی و استنباط میشود
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
hydrometallurgy U استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
public opinion polling U استخراج عقاید و اراء عمومی رفراندوم
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
objectivism U روش فکری که مبتنی بر اصالت حقایقی است که به وسیله درک حسی استنباط میشود
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com