English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
stop list U اسامی شرکتهایی که خرید از انهامنع شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cartel U اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
cartels U اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
close price U دز خرید وفروش سهام حالتی را گویندکه قیمت خرید و فروش به هم خیلی نزدیک باشد
purchase request U درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
field buying U خرید کردن در صحرا خرید محلی
nomenelature U صورت اسامی
nominal list U صورت اسامی
jim U از اسامی اقایان
descriptive name U شرح اسامی
purchase price variance U سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
muster U لیست اسامی فراخواندن
mustering U لیست اسامی فراخواندن
musters U لیست اسامی فراخواندن
mustered U لیست اسامی فراخواندن
nomenclator U فهرست لغات و اسامی
attributes of god U صفات یا اسامی خدا
panel U صورت اسامی اشخاص
panels U صورت اسامی اشخاص
beadroll U فهرست اسامی تسبیح
rotas U فهرست اسامی شاگردان یاسربازان
rota U فهرست اسامی شاگردان یاسربازان
the underwritten names U اسامی ای که درزیرنوشته شده است
sourcing of suppliers U یافتن اسامی و مشخصات فروشندگان
order U خرید سفارش خرید
Their names are as follows . U اسامی آنها بقرار زیر است
toponymy U ذکر اسامی نواحی مکان نامی
ragman U سنددارای اسامی و مهر وامضاهای زیاد
plotters U اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
plotter U اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
roll of honour U صورت اسامی کسانی که درجنگ فداکاری کرده اند
muster roll U دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
secret ballot U ورقه رای مخفی دارای اسامی چاپی کاندیداها
rolls of honour U صورت اسامی کسانی که درجنگ فداکاری کرده اند
attestation clause U عبارتی که در ذیل اسنادبلافاصله قبل از اسامی گواهی کنندگان امضا
plotter U اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
plotters U اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
sanitize U حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
central purchase U خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
black list U فهرست اسامی موسساتی که در پرداخت دیون خود تعلل ویا در اجرای کار خدعه کرده اند
blacklisting U فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklists U فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklist U فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisted U فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
rotas U صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
rota U صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
onomasticon U فرهنگ نامهای خاص فرهنگ اسامی مردم
onomastics U علم اللغات علم اشتقاق اسامی
bondwoman U زن زر خرید
purchasing U خرید
underwrote U خرید
underwritten U خرید
underwrite U خرید
buys U خرید
buy U خرید
underwriting U خرید
bond servant U زر خرید
buying U خرید
shopping U خرید
purchases U خرید
underwrites U خرید
purchased U خرید
procurement U خرید
purchase U خرید
field buying U خرید در صحرا
dear bought U گران خرید
impulse buying U خرید بی مقدمه
futures exchange U خرید اتی
blanket buying U خرید کلی
short covering U پیش خرید
forward purchasing U پیش خرید
forward purchase U پیش خرید
forward purchase U خرید سلف
buyers market U بازار خرید
credit purchase U خرید نسیه
buying and selling U خرید و فروش
buyer's market U بازار خرید
regional purchase U خرید محلی
nundination U خرید و فروش
buying price U قیمت خرید
redemption yield U بازده خرید
coemption U خرید کل محصول
conditions of purchase U شرایط خرید
buying rate U نرخ خرید
counter purchase U خرید متقابل
monopolist U انحصار خرید
monopsony U انحصار خرید
purchasing department U دفتر خرید
purchasing department U قسمت خرید
purchasing analyst U تحلیل گر خرید
purchase requisition U درخواست خرید
purchase rate U نرخ خرید
purchase order U سفارش خرید
purchase order U دستور خرید
purchase notice agreements U قراردادهای خرید
open purchase U خرید ازاد
oniomania U جنون خرید
purchasable U باب خرید
lump sum purchase U خرید یکجا
lump sum purchase U خرید کلی
rebuy U خرید مکرر
local procurement U خرید محلی
offer to purchase U پیشنهاد خرید
to make a purchase U خرید کردن
local purchase U خرید محلی
local purchase U خرید از محل
purchasing patterns U الگوی خرید
purchasing officer U مسئول خرید
purchasing officer U مامور خرید
purchasing office U دفتر خرید
purchasing office U قسمت خرید
purchase notice agreements U پیمان خرید
bargain U خرید ارزان
procurement cycle U دوره خرید
corner U خرید یکجا
real estate U خرید زمین
shopping cart U گاری خرید
buys U خرید کردن
buy U خرید کردن
bid U پیشنهاد خرید
cornering U خرید یکجا
corners U خرید یکجا
purchasing power U توان خرید
shopping basket U سبد خرید
purchasing power U قدرت خرید
hire purchase U خرید اقساطی
bulk buying U خرید فله
bids U پیشنهاد خرید
redemption U باز خرید
advance purchase U خرید سلف
dealing U خرید و فروش
acquisition authority U اجازه خرید
achate U عقیق خرید
business U خرید یا فروش
businesses U خرید یا فروش
offer to purchase U پیشنهاد جهت خرید
procuance U تحصیل چیزی خرید
procuration U تحصیل چیزی خرید
preclusive buying U خرید پیشگیری کننده
Examine it first before buying. U قبل از خرید امتحانش کن
overbuy U در خرید افراط کردن
open indent U سفارش خرید باز
crediting U خرید وفروش اعتباری
oligopsony U خرید نیمه انحصاری
open purchase U خرید از بازار ازاد
procurement lead time U زمان انجام خرید
value for money U قدرت خرید پول
real purchasing power U قدرت خرید واقعی
real account U حساب خرید املاک
purchases U خرید خریداری کردن
purchased U خرید خریداری کردن
purchase U خرید خریداری کردن
the longs U پیش خرید کنندگان
salable U قابل خرید معاملهای
saleable U قابل خرید معاملهای
demands U تقاضای خرید کالا
demanded U تقاضای خرید کالا
stock trading U خرید و فروش سهام
purchasing research U تحقیق در خصوص خرید
purchasing power parity U برابری قدرت خرید
purchasing power of money U قدرت خرید پول
purchase journal U دفتر روزنامه خرید
purchase ledger U دفتر بزرگ خرید
off-market purchases U خرید در بیرون از بورس
buy in advance U پیش خرید کردن
credits U خرید وفروش اعتباری
hedges U خرید و فروش تامینی
hedged U خرید و فروش تامینی
hedge U خرید و فروش تامینی
credited U خرید وفروش اعتباری
credit U خرید وفروش اعتباری
demand U تقاضای خرید کالا
irredeemable U باز خرید نشدنی
call option U خرید به شرط خیار
furriery U خرید وفروش خز خزدوزی
shop U کارخانه خرید کردن
bulk buying U خرید بصورت عمده
bulk buying U خرید درحجم زیاد
duopsony U انحصار دو جانبه خرید
duopsony U انحصار دو قطبی خرید
hedging U خرید و فروش تامینی
current purchasing power U قدرت خرید فعلی
collaborative purchase U خرید با تشریک مساعی
shopped U کارخانه خرید کردن
course of dealing U دوره خرید و فروش
shops U کارخانه خرید کردن
home trade U خرید وفروش داخلی
on approval U خرید کالا به شرط
average purchase rate U نرخ متوسط خرید
automated purchasing U خرید بصورت اتوماتیک
institute of purchasing and supply U موسسه خرید و عرضه
blanket buying U خرید بصورت عمده
brokerage U کارمزد خرید سهام
course of dealing U دوره مذاکرات خرید
handle U خرید و فروش کردن
income effect U تناسب خرید با درامد
handles U خرید و فروش کردن
shopping mall [American] U مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] U مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
shopping center [American] U مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
shopping centre [British] U مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com