Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to file an application to somebody
U
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
to file a petition
U
بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
Other Matches
to reject
[refuse]
an application
U
درخواست نامه ای را رد کردن
subsequent filing
[application, documents]
U
ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
to withdraw an application
U
صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
to grant an application
U
درخواست نامه ای را پذیرفتن
applications
U
درخواست نامه پشت کار
application
[for something]
U
درخواست نامه
[برای چیزی]
application
U
درخواست نامه پشت کار
call-ups
U
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call up
U
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-up
U
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
requisitioning
U
درخواست کردن درخواست وسایل
requisitions
U
درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioned
U
درخواست کردن درخواست وسایل
requisition
U
درخواست کردن درخواست وسایل
pourparley
U
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler
U
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
requested
U
درخواست اماد کردن درخواست کردن
request
U
درخواست اماد کردن درخواست کردن
requesting
U
درخواست اماد کردن درخواست کردن
requests
U
درخواست اماد کردن درخواست کردن
request modify
U
درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
excess demand
U
درخواست بیش از حد درخواست اضافی
osmose
U
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
solicited
U
درخواست کردن
soliciting
U
درخواست کردن
solicit
U
درخواست کردن
entreats
U
درخواست کردن
to make an application
[to apply]
U
درخواست کردن
solicits
U
درخواست کردن
entreating
U
درخواست کردن
implored
U
درخواست کردن از
implore
U
درخواست کردن از
entreated
U
درخواست کردن
plead with
U
درخواست کردن
implores
U
درخواست کردن از
demands
U
درخواست کردن
demanded
U
درخواست کردن
supplicate
U
درخواست کردن
prays
U
درخواست کردن
praying
U
درخواست کردن
prayed
U
درخواست کردن
pray
U
درخواست کردن
applying
U
درخواست کردن
demand
U
درخواست کردن
imploring
U
درخواست کردن از
entreat
U
درخواست کردن
applies
U
درخواست کردن
apply
U
درخواست کردن
speak for
<idiom>
U
درخواست کردن
call mission
U
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
plead
U
در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleaded
U
در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleads
U
در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
solicit
U
درخواست یا تقاضا کردن از
to deny somebody a wish
U
درخواست کسی را رد کردن
bone
U
خواستن درخواست کردن
bones
U
خواستن درخواست کردن
boned
U
خواستن درخواست کردن
boning
U
خواستن درخواست کردن
to apply for leave
U
درخواست مرخصی کردن
to ask too much
U
بیش از حد درخواست کردن
indent
U
سفارش درخواست کردن
indenting
U
سفارش درخواست کردن
indents
U
سفارش درخواست کردن
call for fire
U
درخواست اتش کردن
to a oneself for help
U
درخواست کمک کردن
solicited
U
درخواست یا تقاضا کردن از
solicits
U
درخواست یا تقاضا کردن از
requisitioning
U
درخواست رسمی کردن
requisitions
U
درخواست رسمی کردن
soliciting
U
درخواست یا تقاضا کردن از
requisitioned
U
درخواست رسمی کردن
requisition
U
درخواست رسمی کردن
post script
U
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent
U
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
call for ..... under the credit
U
درخواست کردن ..... تحت اعتبار
to ask somebody for
[about]
something
U
از کسی چیزی درخواست کردن
mission call
U
درخواست پشتیبانی هوایی کردن
cryptoparts
U
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
lyophilization
U
خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
to scrape down
U
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
ratten
U
بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
to ask specifically about something
U
چیزی را به طور خاص درخواست کردن
applies
U
درخواست کردن شامل حال بودن
apply
U
درخواست کردن شامل حال بودن
to call somebody to
[for]
something
U
از کسی برای چیزی درخواست کردن
applying
U
درخواست کردن شامل حال بودن
quick count
U
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wiping
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
libeled
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
lean on
<idiom>
U
اجبارشخص درقبول کردن درخواست باتحت فشارگذاشتن
baptised
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
chafe
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
semaphore
U
بوسیله پرچم مخابره کردن
wet down
U
بوسیله اب پاشی خیس کردن
instantiate
U
معرفی کردن بوسیله کنسرت
hyphenate
U
بوسیله خط دارای فاصله کردن
chafes
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
step down
U
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
latch
U
بوسیله کلون محکم کردن
latches
U
بوسیله کلون محکم کردن
shield
U
بوسیله سپر حفظ کردن
chafing
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
shields
U
بوسیله سپر حفظ کردن
electrotype
U
بوسیله برق چاپ کردن
request
U
تقاضا کردن درخواست کردن
applying
U
صدق کردن درخواست کردن
applies
U
صدق کردن درخواست کردن
begged
U
استدعا کردن درخواست کردن
requests
U
تقاضا کردن درخواست کردن
petitions
U
دادخواهی کردن درخواست کردن
petitioning
U
دادخواهی کردن درخواست کردن
cry off
U
تقاضا کردن درخواست کردن
begs
U
استدعا کردن درخواست کردن
requesting
U
تقاضا کردن درخواست کردن
petitioned
U
دادخواهی کردن درخواست کردن
petition
U
دادخواهی کردن درخواست کردن
apply
U
صدق کردن درخواست کردن
requested
U
تقاضا کردن درخواست کردن
beg
U
استدعا کردن درخواست کردن
policed
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
polices
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
thermostat
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
thermostats
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
roentgenize
U
بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
gravitate
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
vectors
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
electrolyze
U
تجزیه کردن بوسیله جریان برق
to shield
U
بوسیله سپر
[پوشش]
حفظ کردن
vector
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
whet
U
عمل تیز کردن بوسیله مالش
latensify
U
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
to proclaim meetings
U
بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
gravitates
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitated
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
postcards
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
photoengrave
U
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
police
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
postcard
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
faradize
U
بوسیله القای برق معالجه کردن
vectorial
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
gravitating
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
requistioner
U
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
written agreement
U
موافقت نامه پیمان نامه
certificate
U
رضایت نامه شهادت نامه
affidavits
U
شهادت نامه قسم نامه
credential
U
گواهی نامه اعتبار نامه
certificates
U
رضایت نامه شهادت نامه
psychanalyze
U
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
scalded cream
U
سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
labiovelar
U
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
percutaneous perspiration
U
عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
talk out
U
بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
pyrogravure
U
نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
seams
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
lixiviate
U
تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
seam
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
devise
U
تعبیه کردن وصیت نامه
get a fix on something
<idiom>
U
نامه الکترونی دریافت کردن
guarantee
U
ضمانت نامه تضمین کردن
devised
U
تعبیه کردن وصیت نامه
guaranteed
U
ضمانت نامه تضمین کردن
guarantees
U
ضمانت نامه تضمین کردن
devising
U
تعبیه کردن وصیت نامه
devises
U
تعبیه کردن وصیت نامه
barff's precess
U
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
maieutics
U
فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
to a. letter
U
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
underwrite policy
U
بیمه نامه را فهر نویسی کردن
type front
U
نوعی روش تایپ کردن نامه ها
manual
U
عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
to give notice to quit
[one's residence]
U
لغو کردن اجاره نامه
[و ترک ساختمان]
sifting
U
روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
lifemanship
U
متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
to walk the chalk
U
بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
testacy
U
دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
fire call
U
درخواست اتش توپخانه درخواست اتش
billets
U
پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billeted
U
پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billet
U
پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billeting
U
پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
processor
U
کامپیوتر کوچک برای کار کردن با لغات , تولید متن , گزارش , نامه و...
fire message
U
پیام اتش درخواست اتش کردن
bouse
U
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
garotte
U
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com