Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 64 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
washed out
U
از کارافتاده شسته شده و ساییده شده
washed-out
U
از کارافتاده شسته شده و ساییده شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
effete
U
از کارافتاده
superannuated
U
از کارافتاده
download
U
بازار کارافتاده
harridan
U
فاحشه از کارافتاده
chafed
U
ساییده
attrited
U
ساییده
to wear away
U
ساییده شدن
erodes
U
ساییده شدن
eroding
U
ساییده شدن
the stone was worn
U
سنگ ساییده
eroded
U
ساییده شدن
erode
U
ساییده شدن
to wear off
U
ساییده شدن
worn to a frazzle
U
فرسوده ساییده
wear away
U
ساییده شدن
seaworn
U
ساییده بواسطه دریا
fraying
U
چیز ساییده شده
to wear down
U
ساییده شدن خواباندن
water worn
U
ساییده شده ازاب
boulder
U
سنگ ساییده شده
boulders
U
سنگ ساییده شده
whole wheat
U
ساخته شده از گندم ساییده
frets
U
ساییده شدن هایهو کردن
fret
U
ساییده شدن هایهو کردن
wave off
U
به زمین ساییده شدن هواپیما
waterworn
U
اب شسته
crushed gravel
U
شن شسته
rubs
U
اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
rubbed
U
اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
rub
U
اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
unwashed
U
شسته نشده
cut-and-dried
U
شسته وروفته
launder
U
شسته شدن
laundered
U
شسته شدن
laundering
U
شسته شدن
launders
U
شسته شدن
ballast
U
مصالح شسته
tub
U
شسته شدن
tubs
U
شسته شدن
neater
U
شسته و رفته
neatest
U
شسته و رفته
cut and dried
U
شسته وروفته
neat
U
شسته و رفته
cut and dry
U
شسته وروفته
neater
U
شسته و رفته مرتب
neat
U
شسته و رفته مرتب
neatest
U
شسته و رفته مرتب
waterworn
U
شسته شده و صیقلی در اثراب
It is a neat tidy job.
U
کار شسته ورفته ای است
acid leach
U
کانی شسته شده با اسید
rainwash
U
شسته شده بوسیله باران
eluvial horizon
U
طبقه خاک شسته شده
ecru
U
رنگ کتان شسته نشده
dish wash
U
ابی که دران فرف شسته باشند
I want these clothes washed.
من میخواهم این لباس ها شسته شود.
dish water
U
ابی که دران فرف شسته باشند
to freshen rope
U
جای طنابی راکه بواسطه خوردن بچیزی ساییده میشودعوض کردن
to spin laundry in the washing machine
U
لباس های شسته شده را در ماشین لباسشویی تند چرخاندن
greasy wool
U
پشم چرب
[پشمی که هنوز شسته نشده و آماده ریسندگی نیست.]
airing cupboard
U
قفسه یا کمدی که لباسهای شسته شده را برای خشک شدن در آن قرار میدهند
lanolin
U
لانولین
[ماده چربی موجود در سطح الیاف پشم که در صورت شسته نشدن حالت انعطاف پذیری و درخشندگی به فرش های پشمی می بخشد.]
pulverized lime
U
اهک ساییده شده اهک گرد شده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com