Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
make money out of a shoestring
<idiom>
U
از هیچ به همه چیز رسیدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
receive
U
رسیدن پذیرفتن
receives
U
رسیدن پذیرفتن
gain
U
بهبودی یافتن رسیدن
gained
U
بهبودی یافتن رسیدن
gains
U
بهبودی یافتن رسیدن
cube
U
بقوه سه رسیدن
cubes
U
بقوه سه رسیدن
backtrack
U
برگشت در لیست پردازش ها با شروع از هدف و رسیدن به دلایل و اثباتها
backtracked
U
برگشت در لیست پردازش ها با شروع از هدف و رسیدن به دلایل و اثباتها
backtracks
U
برگشت در لیست پردازش ها با شروع از هدف و رسیدن به دلایل و اثباتها
sound
U
به نظر رسیدن بگوش خوردن
sounded
U
به نظر رسیدن بگوش خوردن
soundest
U
به نظر رسیدن بگوش خوردن
sounds
U
به نظر رسیدن بگوش خوردن
lap
U
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lap
U
رسیدن به حریف جلویی
lapped
U
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lapped
U
رسیدن به حریف جلویی
mature
U
به حد کمال رسیدن
mature
U
به موعد چیزی رسیدن
matures
U
به حد کمال رسیدن
matures
U
به موعد چیزی رسیدن
over
U
به انتها رسیدن
over-
U
به انتها رسیدن
pitch
U
بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
pitches
U
بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
approach
U
رسیدن
approached
U
رسیدن
approaches
U
رسیدن
access
U
در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
accessed
U
در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
accesses
U
در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
accessing
U
در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
get
U
رسیدن
gets
U
رسیدن
getting
U
رسیدن
qualifying
U
رسیدن به مرحله بعد
amount
U
بالغ شدن رسیدن
amounted
U
بالغ شدن رسیدن
amounting
U
بالغ شدن رسیدن
amounts
U
بالغ شدن رسیدن
boomerang
U
وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
boomeranged
U
وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
boomeranging
U
وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
boomerangs
U
وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
serial
U
یک دادهای که با خواندن لیست داده و رسیدن به داده صحیح بدست آید.
serials
U
یک دادهای که با خواندن لیست داده و رسیدن به داده صحیح بدست آید.
regain
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
bar mitzvah
U
جشنی که برای رسیدن پسر باین سن بر پامیشود
bar mitzvahs
U
جشنی که برای رسیدن پسر باین سن بر پامیشود
arrival
U
زمان حضور زمان رسیدن
arrivals
U
زمان حضور زمان رسیدن
scratch
U
سریع پارو زدن موج سواربرای رسیدن به موج خطاکردن
scratched
U
سریع پارو زدن موج سواربرای رسیدن به موج خطاکردن
scratches
U
سریع پارو زدن موج سواربرای رسیدن به موج خطاکردن
scratching
U
سریع پارو زدن موج سواربرای رسیدن به موج خطاکردن
via
U
حرکت به سوی چیزی یا استفاده از چیزی برای رسیدن به مقصد
terrorism
U
عقیده به لزوم ادمکشی و ایجاد وحشت دربین مردم و یا سیستم فکری یی که هر نوع عملی را برای رسیدن به اهداف سیاسی جایز می داند
beat
U
گریختن ازچنگ مدافع رسیدن به پایگاه پیش از رسیدن توپ بیس بال صدای منظم پای اسب
beats
U
گریختن ازچنگ مدافع رسیدن به پایگاه پیش از رسیدن توپ بیس بال صدای منظم پای اسب
overtake
U
رسیدن به
overtaken
U
رسیدن به
overtakes
U
رسیدن به
crest
U
به بالاترین درجه رسیدن
cresting
U
به بالاترین درجه رسیدن
crests
U
به بالاترین درجه رسیدن
run up
U
رسیدن
peak
U
به قله رسیدن
peak
U
به نقطه اوج رسیدن
peak
U
رسیدن به بلندترین نقط ه
peaking
U
به قله رسیدن
peaking
U
به نقطه اوج رسیدن
peaking
U
رسیدن به بلندترین نقط ه
peaks
U
به قله رسیدن
peaks
U
به نقطه اوج رسیدن
peaks
U
رسیدن به بلندترین نقط ه
marketing
U
بررسی روشهای پخش و توزیع کالااز لحظه خروج از کارخانه تا رسیدن به دست مشتری
deduction
U
از کل به جزء رسیدن
block
U
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocked
U
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocks
U
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
catch
U
رسیدن به نفر جلو
climax
U
منتها درجه باوج رسیدن
climaxes
U
منتها درجه باوج رسیدن
make weight
U
سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
make weight
U
سر وزن رسیدن وزنه بردار
make-weight
U
سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
make-weight
U
سر وزن رسیدن وزنه بردار
make-weights
U
سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
make-weights
U
سر وزن رسیدن وزنه بردار
boot
U
اجرای مجموعهای از دستورالعمل ها برای رسیدن به موقعیت مط لوب
aim
U
رسیدن
aim
U
به نتیجه رسیدن قراول رفتن
aimed
U
رسیدن
aimed
U
به نتیجه رسیدن قراول رفتن
aims
U
رسیدن
aims
U
به نتیجه رسیدن قراول رفتن
Other Matches
the end sanctifies the means
U
خوبی وبدی وسائل رسیدن بمقصودی پس از رسیدن به ان مقصودمعلوم میشود
to come in first
U
پیش ازهمه رسیدن زودترازهمه رسیدن
to come to a he
U
باوج رسیدن بمنتهادرجه رسیدن
befallen
U
در رسیدن
escalate
U
رسیدن
arr
U
رسیدن
attained
U
رسیدن
attain
U
رسیدن
escalated
U
رسیدن
escalates
U
رسیدن
escalating
U
رسیدن
attaining
U
رسیدن
attains
U
رسیدن
arrival
U
رسیدن
catch up
U
رسیدن به
attaint
U
رسیدن به
accru
U
رسیدن
befall
U
در رسیدن
peering
U
رسیدن
to catch up
U
رسیدن به
to come by
U
رسیدن
to get at
U
رسیدن به
to come to a he
U
رسیدن
maturate
U
رسیدن
light or lighted
U
رسیدن
to come to hand
U
رسیدن
to d. up with
U
رسیدن به
land
U
رسیدن
to fetch up
U
رسیدن
get at
U
رسیدن به
peer
U
رسیدن
peered
U
رسیدن
to see to
U
رسیدن
reach
U
رسیدن به
reaching
U
رسیدن
reaches
U
رسیدن
arriving
U
رسیدن
arrives
U
رسیدن
acceding
U
رسیدن
arrived
U
رسیدن
arrive
U
رسیدن
reaching
U
رسیدن به
reach
U
رسیدن
reached
U
رسیدن به
reached
U
رسیدن
reaches
U
رسیدن به
expire
U
به سر رسیدن
comes
U
رسیدن
acceded
U
رسیدن
befalling
U
در رسیدن
come
U
رسیدن
befalls
U
در رسیدن
befell
U
در رسیدن
accedes
U
رسیدن
accede
U
رسیدن
take in (money)
<idiom>
U
رسیدن
strand
U
مسیر رسیدن
outjockey
U
در رسیدن پوشاندن
on station
U
رسیدن به هدف
strands
U
مسیر رسیدن
pull up to
U
به چیزی رسیدن
run out
U
باخر رسیدن
pull up with
U
به چیزی رسیدن
meet of approval of
U
به تصویب ..... رسیدن
come down by inheritance
U
به ارث رسیدن
fetch up
U
به نتیجه رسیدن
go round
U
به همه رسیدن
grow up
U
به سن بلوغ رسیدن
handed down
U
به تواتر رسیدن
land vi
U
بزمین رسیدن
peter
U
بپایان رسیدن
forereach
U
فرا رسیدن
come about
U
بانجام رسیدن
overgo
U
رسیدن به گذشتن
to the wall
<idiom>
U
به آخر خط رسیدن
to the eye
<idiom>
U
به نظر رسیدن
taper off
<idiom>
U
کم کم به آخر رسیدن
last straw
<idiom>
[به آخر خط رسیدن]
reach an agreement
U
به توافق رسیدن
to reach a place
U
بجایی رسیدن
to turn out
U
به پایان رسیدن
have it
<idiom>
U
به جواب رسیدن
get on in years
<idiom>
U
به سن پیری رسیدن
get hold of (something)
<idiom>
U
به مالکیت رسیدن
to go round
U
به همه رسیدن
to fall due
U
موعد رسیدن
to draw to an end
U
بته رسیدن
to draw level
U
بحریف رسیدن
to come to an end
U
بپایان رسیدن
to come to a point
U
بنوک رسیدن
to come to a end
U
به پایان رسیدن
to be late
U
دیر رسیدن
to be duly punished for
U
به کیفر ..... رسیدن
to be approved
U
به تصویب رسیدن
to attain on's majority
U
بحدرشد رسیدن
to a greatness
U
به بزرگی رسیدن
to meet the a of
U
به تصویب رسیدن
to pay the penalty of
U
بسزای .... رسیدن
down to the wire
<idiom>
U
به آخر خط رسیدن
dead end
<idiom>
U
به آخرخط رسیدن
come to the point
<idiom>
U
به نکتهاصلی رسیدن
come to terms
<idiom>
U
به موافقت رسیدن
at the end of one's rope
<idiom>
U
به آخرخط رسیدن
To reach ones destination.
U
بمقصد رسیدن
Welcome back.
U
رسیدن بخیر
wrap up
U
به نتیجه رسیدن
to wait
U
خدمت رسیدن
to strike oil
U
بنفت رسیدن
to run out
U
بپایان رسیدن
to round into a man
U
بمردی رسیدن
strike oil
U
به نفت رسیدن
make
U
رسیدن به ساخت
makes
U
رسیدن به ساخت
consummate
U
بوصال رسیدن
consummated
U
بوصال رسیدن
consummates
U
بوصال رسیدن
consummating
U
بوصال رسیدن
finishes
U
به انتها رسیدن
vanishing
U
به صفر رسیدن
descend
U
به ارث رسیدن
vanishes
U
به صفر رسیدن
descends
U
به ارث رسیدن
vanished
U
به صفر رسیدن
vanish
U
به صفر رسیدن
finish
U
به انتها رسیدن
To achieve ones object ( aim ) .
U
به مقصود خود رسیدن
To go to someones rescues . To succour someone .
U
به فریاد کسی رسیدن
To be (come) of age.
U
بسن قانونی رسیدن
to come to a conclusion
U
به نتیجه ایی رسیدن
back on one's feet
<idiom>
U
به بهترین سلامتی رسیدن
come to nothing
<idiom>
U
باشکست به پایان رسیدن
cut off one's nose to spite one's face
<idiom>
U
به حدنهایت رسیدن عصبانیت
cut the mustard
<idiom>
U
به حد استاندارد لازم رسیدن
To attain puberty.
U
بسن بلوغ رسیدن
To attain position and wealth.
U
به مقام وثروت رسیدن
show up
<idiom>
U
فاهر شدن ،رسیدن
To get ones wish .
U
به آرزوی خود رسیدن
To attain a high position in life.
U
درزندگی بجایی رسیدن
To readdress someones grievances.
U
بداد کسی رسیدن
to come upon a fortune
U
بدارایی یاثروت رسیدن
To get ones wish.
U
به آرزوی خود رسیدن
face value
<idiom>
U
بنظر با ارزش رسیدن
get down to
<idiom>
U
رسیدن به نقطه شروع
to be over something
U
به پایان رسیدن چیزی
to come through
U
به هدف خود رسیدن
to be hot to the touch
U
داغ به نظر رسیدن
to shoot to fame
<idiom>
U
ناگهانی به شهرت رسیدن
to turn out
U
به نتیجه
[ویژه ای]
رسیدن
hit the bull's-eye
<idiom>
U
به اصل مطلب رسیدن
lay hold of
<idiom>
U
به دارای وثروت رسیدن
look like a million dollars
<idiom>
U
پولدار به نظر رسیدن
run down
<idiom>
U
به بدی وپیسی رسیدن
talk out
<idiom>
U
بحث تا رسیدن به نتیجه
make sense
<idiom>
U
معقول به نظر رسیدن
meet someone half-way
<idiom>
U
به توافق رسیدن با کسی
to run out
U
به ته کشیدن
[بپایان رسیدن]
roll in
<idiom>
U
باقیمت بالایی رسیدن
blooms
U
بکمال وزیبایی رسیدن
overhauling
U
رسیدن به نفر جلو
touches
U
رسیدن به متاثر کردن
come round
U
بحال اول رسیدن
touch
U
رسیدن به متاثر کردن
overhauled
U
رسیدن به نفر جلو
overhaul
U
رسیدن به نفر جلو
land vi
U
پیاده شدن رسیدن
bloomed
U
بکمال وزیبایی رسیدن
achieving
U
رسیدن نائل شدن به
have
U
رسیدن به جلب کردن
ladify
U
بپایه بانویی رسیدن
achieves
U
رسیدن نائل شدن به
achieved
U
رسیدن نائل شدن به
achieve
U
رسیدن نائل شدن به
overhauls
U
رسیدن به نفر جلو
fix
U
بحساب کسی رسیدن
to pull through
U
به هدف خود رسیدن
hulk
U
بزرگ بنظر رسیدن
addle
U
رسیدن عمل امدن
having
U
رسیدن به جلب کردن
means of attaining one'd end
U
وسیله رسیدن بمقصود
pull up
U
جلو افتادن رسیدن
hulks
U
بزرگ بنظر رسیدن
bloom
U
بکمال وزیبایی رسیدن
to attain perfection
U
بحد کمال رسیدن
mail call
U
رسیدن نامه یا پست
fixes
U
بحساب کسی رسیدن
finals
U
رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
it subserves our purpose
U
مارادر رسیدن بمقصودکمک میکند
final
U
رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
break fresh ground
<idiom>
U
از راهی تازه به جایی رسیدن
to settle out of court
U
به توافق رسیدن خارج از دادگاه
expire
U
سپری شدن بپایان رسیدن
bring off
U
به نتیجه موفقیت امیزی رسیدن
expiring
U
سپری شدن بپایان رسیدن
expires
U
سپری شدن بپایان رسیدن
smoke out
<idiom>
U
درمورد چیزی به حقیقت رسیدن
to have arrived
[expected moment]
U
رسیدن
[به زمان انتظار رفته]
over the hill
<idiom>
U
به پایان رسیدن بهار جوانی
go from rags to riches
<idiom>
U
از صفر به همه چیز رسیدن
wall up
U
رسیدن موج به حداکثر اوج
turn out
U
ازکاردرامدن بنتیجه مطلوبی رسیدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com