English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
off the track U از موضوع پرت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
field U کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
fielded U کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
fields U کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
frequently U صفحه وب یا فایل کمک که حاوی سوالات متداول و پاسخ آن درباره یک موضوع مربوطه است
topic U موضوع
topics U موضوع
direct objects U موضوع منظره
direct objects U موضوع
indirect objects U موضوع منظره
indirect objects U موضوع
object U موضوع منظره
object U موضوع
objected U موضوع منظره
objected U موضوع
objecting U موضوع منظره
objecting U موضوع
objects U موضوع منظره
objects U موضوع
criteria U موضوع
research U توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
researched U توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
researches U توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
researching U توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
tag U حروف شناسایی فایل یا یک موضوع
tags U حروف شناسایی فایل یا یک موضوع
word U موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
worded U موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
hierarchies U روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy U روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
circular U فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circulars U فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
demur U ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurred U ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurring U ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurs U ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
pack U توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
packs U توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
acquisition U جمع آوری داده در مورد یک موضوع
acquisitions U جمع آوری داده در مورد یک موضوع
queue U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queued U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queueing U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queues U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
registration U اسم نویسی موضوع ثبت شده
delimit U فایلی که موضوع یا فیلد داده با کاما جدا شده اند
delimited U فایلی که موضوع یا فیلد داده با کاما جدا شده اند
delimiting U فایلی که موضوع یا فیلد داده با کاما جدا شده اند
delimits U فایلی که موضوع یا فیلد داده با کاما جدا شده اند
guarantee U متن قانونی که صحت کار ماشین یا کیفیت خوب یک موضوع را تایید میکند
guaranteed U متن قانونی که صحت کار ماشین یا کیفیت خوب یک موضوع را تایید میکند
guarantees U متن قانونی که صحت کار ماشین یا کیفیت خوب یک موضوع را تایید میکند
symposia U مقالات گوناگون درباره یک موضوع
symposium U مقالات گوناگون درباره یک موضوع
symposiums U مقالات گوناگون درباره یک موضوع
grievance U موضوع شکایت
postulate U اصل موضوع
postulated U اصل موضوع
postulates U اصل موضوع
postulating U اصل موضوع
flagging U قرار دادن یک نشانگر در یک موضوع تا بعداگ راحت پیدا شود
case law U رویهای که قاضی CL در موضوع خاصی اعمال میکند و از ان به بعدسابقه میشود
significant U یاتی درباره یک موضوع بیان میکند , با انتساب مقدار به هر یک
significantly U یاتی درباره یک موضوع بیان میکند , با انتساب مقدار به هر یک
decade U ده موضوع یا رویداد
decades U ده موضوع یا رویداد
business U موضوع تجارت
businesses U موضوع تجارت
gambit U بذله موضوع بحث
gambits U بذله موضوع بحث
index U علامت گذاری یک موضوع تا انتخاب شود و به شکل اندیس ذخیره شوند
indexed U علامت گذاری یک موضوع تا انتخاب شود و به شکل اندیس ذخیره شوند
indexes U علامت گذاری یک موضوع تا انتخاب شود و به شکل اندیس ذخیره شوند
parallel U که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
paralleled U که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
paralleling U که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
parallelled U که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
parallelling U که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
parallels U که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
deal U قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
deals U قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
expert U نرم افزاری که دانش نصیحت و قوانین تصویب شده توسط خبره ها را در یک موضوع مشخص به داده کاربر اعمال میکند تا کمک به رفع یک مشکل
experts U نرم افزاری که دانش نصیحت و قوانین تصویب شده توسط خبره ها را در یک موضوع مشخص به داده کاربر اعمال میکند تا کمک به رفع یک مشکل
member U 1- یک شی در صفحه کتاب چند رسانهای . 2-رکورد یا موضوع مشخص در یک فیلد
members U 1- یک شی در صفحه کتاب چند رسانهای . 2-رکورد یا موضوع مشخص در یک فیلد
case U موضوع حالت
cases U موضوع حالت
monograph U رساله درباره یک موضوع
monographs U رساله درباره یک موضوع
head U موضوع
head U موضوع در راس چیزی واقع شدن
bracket U چاپ کروشه اطراف یک موضوع برای بیان اینکه نشان دهند همان کار را انجام میدهد و از بقیه متن جدا شود
euphemism U استعمال کلمهء نیکو و مطلوبی برای موضوع یا کلمهء نامطلوبی
euphemisms U استعمال کلمهء نیکو و مطلوبی برای موضوع یا کلمهء نامطلوبی
plot U موضوع اصلی توط ئه
plots U موضوع اصلی توط ئه
plotted U موضوع اصلی توط ئه
rule U نرم افزاری که قوانین و دانش خبره را در یک موضوع مشخص برای داده کاربر برای حل مشکل اعمال میکند
pirate U کپی از نرم افزار یا موضوع دیگر که حق کپی دارد که غیرقانونی انجام شود
pirated U کپی از نرم افزار یا موضوع دیگر که حق کپی دارد که غیرقانونی انجام شود
pirates U کپی از نرم افزار یا موضوع دیگر که حق کپی دارد که غیرقانونی انجام شود
Other Matches
sequential access U فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread U این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
red herring U شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herrings U شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
that is not the proposition U موضوع چیز دیگر است موضوع این نیست
reversing U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverses U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
point U موضوع
propositioning U موضوع
proposition U موضوع
matters U موضوع
topics U موضوع ها
themes U موضوع ها
propositioned U موضوع
mattered U موضوع
subject U موضوع
subjects U موضوع ها
propositions U موضوع
afair U موضوع
subject [topic] U موضوع
text U موضوع
themes U موضوع
theme U موضوع
issue U موضوع
issues U موضوع
texts U موضوع
topic U موضوع
plotless U بی موضوع
questions U موضوع
questioned U موضوع
mattering U موضوع
question U موضوع
issued U موضوع
motif U موضوع
subjects U موضوع
motifs U موضوع
matter U موضوع
subjecting U موضوع
subjected U موضوع
issues U موضوع شماره
subject matter U مطلب موضوع
side issue U موضوع فرعی
subjects U رعایا موضوع
privity U موضوع محرمانه
issues U موضوع دعوی
subject matter U موضوع اصلی
res ipsa loquitur U موضوع گویاست
irrelevant U خارج از موضوع
objective complement U مکمل موضوع
out of question U خارج از موضوع
not to the point U خارج از موضوع
recitations U تعریف موضوع
at issue U موضوع بحث
affaire d'honneur U موضوع شرافتی
subjects U شیی موضوع
subjecting U رعایا موضوع
subjecting U شیی موضوع
it is a question of money U موضوع بسته به
subject U شیی موضوع
subjected U شیی موضوع
recitation U تعریف موضوع
beside the question U خارج از موضوع
in contestation U موضوع بحث
not to point U بیرون از موضوع
monomaniac U دیوانه یک موضوع
matter on hand U موضوع بحث
problem U معما موضوع
problems U معما موضوع
lemma U مقدمه موضوع
subjected U رعایا موضوع
in question U موضوع بحث
side issues U موضوع فرعی
subject U رعایا موضوع
issued U موضوع دعوی
a horse of another colour [different colour] U موضوع علیحده
What gives? U موضوع چه است؟
What is happening? U موضوع چه است؟
What's on? U موضوع چه است؟
What's behind all this? U موضوع چه است؟
What's up? U موضوع چه است؟
issued U موضوع شماره
What's wrong? U موضوع چه است؟
What's going on? U موضوع چه است؟
What is the matter? U موضوع چه است؟
What's cooking? U موضوع چه است؟
What's the matter? U موضوع چیه؟
fair game <idiom> U موضوع تهاجم
subject of debate U موضوع دعوی
universe of discourse U موضوع بحث
subject and predicate U موضوع و محمول
subduce U موضوع کردن
sign position U موضوع علامت
sides of the question U اطراف موضوع
side show U موضوع فرعی
What is it all about ? U موضوع چیست ؟
issue U موضوع دعوی
neither here nor there <idiom> U بیربط به موضوع
issue U موضوع شماره
that is a matter of habit U موضوع عادت است
permit goods coveredby U کالای موضوع پروانه
the matter is perplexed U موضوع درهم است
that is not the question U موضوع این نیست
It dawned on me. U بعدش من [آن موضوع را] فهمیدم.
question in dispute U موضوع متنازع فیه
It deals with ... U موضوع در باره ... است.
the matter in hand U موضوع مورد بحث
reagent U موضوع ازمایش روانی
remind me ofit U ان موضوع را بخاطرمن بیاورید
stick to the point U از موضوع خارج نشوید
the tax in question U مالیات موضوع بحث
thematic apperception test U ازمون اندریافت موضوع
lowdown <idiom> U لپ مطلب ،حقیقت موضوع
contested area U منطقه موضوع اختلاف
deviate from the main subject U از موضوع خارج شدن
donnee U موضوع داستان یا درام
embroglio U گیر موضوع غامض
red herring <idiom> U از موضوع اصلی دورکردن
matter in hand U موضوع مورد بحث
it is a question of money U موضوع پول است
at stake U نامعلوم موضوع بحث
dawn on <idiom> U روشن شدن (موضوع)
topicality U موضوع موردبحث روز
name of the game <idiom> U قسمت اصلی یک موضوع
object of worship U موضوع پرستش یاستایش
obiter dictum U خارج از موضوع دعوی
vexata questio U موضوع متنازع فیه
The contrary was proved. U عکس موضوع ثابت شد
i a with you on that matter U من در ان موضوع با شماموافق هستم
The topic of our discussion . The subject of our talk (argument). U موضوع بحث وصحبت ما
That is beside the point. It is irrelevant ( inconsequential , immaterial ) . U ربطی به موضوع ندارد
causes U موضوع منازع فیه
cause U موضوع منازع فیه
subjecting U مبحث موضوع مطالعه
subjected U مبحث موضوع مطالعه
subject U مبحث موضوع مطالعه
causing U موضوع منازع فیه
content U موضوع یک برنامه یا متن
contenting U موضوع یک برنامه یا متن
bet U موضوع شرط بندی
bets U موضوع شرط بندی
subjects U مبحث موضوع مطالعه
there U دراین موضوع انجا
love is everything U موضوع اصلی محبت است
get wise to something/somebody <idiom> U درمورد موضوع محرمانه فهمیدن
matter of mutual interest U موضوع دارای سود دوجانبه
There is more to it than meets the eye . It is not simple as all that. U موضوع اینقدرها هم ساده نیست
You must not relent on this point . You must stand firm. U مبادا سر این موضوع شل بیائی
To stick to the main topic ( issue ). U از موضوع اصلی خارج نشدن
It is pointless for her to come here . U موضوع ندارد اینجا بیاید
drag in <idiom> U پا فشاری روی موضوع دیگری
He feels bad about it . He is concerned about it. U از این موضوع ناراحت است
Why have you seized on this topic? U چرا چسبیدی به این موضوع ؟
sonnet sequence U غزلیات دارای موضوع واحد
star turn U موضوع مهم وقابل توجه
text book U کتاب اصلی دریک موضوع
the reverse of the medal U طرف یا جنبه دیگر موضوع
specialises U مط العه و خبره بودن در یک موضوع
specialising U مط العه و خبره بودن در یک موضوع
relational database management system U نشانهای که دو موضوع را مقایسه میکند
relational database U نشانهای که دو موضوع را مقایسه میکند
specialize U مط العه و خبره بودن در یک موضوع
specializes U مط العه و خبره بودن در یک موضوع
to expatiate on a subject U راجع یک موضوع زیادگویی کردن
wide of the subject U از موضوع پرت خارج ازموضوع
problem plav U نمایشی که موضوع ان مسئلهای باشد
specializing U مط العه و خبره بودن در یک موضوع
Not to know what one is talking about. U از موضوع ( مرحله )پرت بودن
distinguish U بیان اختلاف بین دو موضوع
distinguishes U بیان اختلاف بین دو موضوع
so much for that U تا اینجاراجع باین موضوع بس است
sideshow U موضوع فرعی انحراف اتفاقی
search U جستجو برای یک موضوع داده
textbook U کتاب اصلی دریک موضوع
textbooks U کتاب اصلی دریک موضوع
sideshows U موضوع فرعی انحراف اتفاقی
That is a separate question. U این یک موضوع جدایی است.
searched U جستجو برای یک موضوع داده
I'll look into the matter. U من موضوع را دنبال خواهم کرد.
searches U جستجو برای یک موضوع داده
acatalepsy U موضوع غیرقابل درک مکتب
extrajudicial U بدون ارتباط به موضوع دعوی
searchingly U جستجو برای یک موضوع داده
studies U موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
study U موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
studying U موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
Something is wrong. U عیبی درکار [این موضوع] است.
to harp on one string U پیوسته روی یک موضوع بحث کردن
It finally sunk in ! <idiom> U آخرش متوجه شد که موضوع چه است! [اصطلاح]
That is a separate question. U این جدا از موضوع بحث ما است.
the nature of the case U ماهیت دعوا یا موضوع خوش خویی
At last the penny dropped! <idiom> U آخرش متوجه شد که موضوع چه است! [اصطلاح]
I tell you this in all seriousness. U این موضوع ؟ ؟ کاملا"جدی می گویم
That's quite another matter. U این که کاملا موضوع دیگری است.
Let's drop the subject. U از این موضوع صرف نظر کنیم .
What's it [all] about? [ What are you talking about?] U موضوع چه است؟ [از چه چیزی حرف می زنی؟]
She turned the conversation to another subject. U او [زن] موضوع را [به چیزی دیگر] عوض کرد.
It's all about ... U همه اش [تمام موضوع] مربوط می شود به ...
This question is not at issue. U بحث روی این موضوع نیست.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com