Total search result: 201 (40 milliseconds) |
ارسال یک معنی جدید |
|
|
|
|
Menu
 |
English |
Persian |
Menu
 |
 |
to pull strings U |
از رابطه ها برای پارتی بازی استفاده کردن |
 |
|
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
Other Matches |
|
 |
favouritism U |
پارتی بازی کردن |
 |
 |
favoritism U |
پارتی بازی |
 |
 |
to make friends [to make connections] U |
رابطه پیدا کردن [با مردم برای هدفی] |
 |
 |
indexing U |
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن |
 |
 |
publishes U |
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات . |
 |
 |
published U |
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات . |
 |
 |
publish U |
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات . |
 |
 |
to pick up somebody [to find sexual partners] U |
بلند کردن کسی [زنی] [برای رابطه جنسی] [اصطلاح روزمره] |
 |
 |
billiard point U |
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن |
 |
 |
user freindly U |
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد |
 |
 |
time U |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
 |
 |
timed U |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
 |
 |
times U |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
 |
 |
warm up <idiom> U |
گرم کردن (برای بازی) |
 |
 |
wireless network U |
شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند |
 |
 |
game U |
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود |
 |
 |
inning U |
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ |
 |
 |
microsoft U |
واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد |
 |
 |
to pair somebody off [up] with somebody U |
کسی را با کسی دیگر زوج کردن [برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر] [همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد] |
 |
 |
game U |
joystick و آداپتور نمایش فقط برای بازی کردن |
 |
 |
electronic U |
1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده |
 |
 |
public U |
آزاد برای استفاده همگانی , ساخته شده برای استفاده همگانی |
 |
 |
fiber U |
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود |
 |
 |
fibre U |
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود |
 |
 |
fibres U |
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود |
 |
 |
vertical U |
نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی |
 |
 |
idlest U |
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده |
 |
 |
idles U |
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده |
 |
 |
idled U |
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده |
 |
 |
idle U |
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده |
 |
 |
to have connections U |
رابطه داشتن [با مردم برای هدفی] |
 |
 |
eat one's cake and have it too <idiom> U |
هم استفاده کردن وهم برای مبادا نگهداشتن |
 |
 |
quads U |
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند |
 |
 |
quad U |
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند |
 |
 |
composite demand U |
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی |
 |
 |
to push for an answer [in reference to something] U |
برای پاسخ فشار آوردن [در رابطه با چیزی] |
 |
 |
steal U |
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز |
 |
 |
throw one's weight around <idiom> U |
ازنفوذ کسی برای رسیدن به چیزی استفاده کردن |
 |
 |
steals U |
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز |
 |
 |
ieee U |
که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود |
 |
 |
duplex U |
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود |
 |
 |
duplexes U |
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود |
 |
 |
predigest U |
بزبان ساده وقابل فهم دراوردن برای استفاده اماده کردن |
 |
 |
I am a great believer in using natural things for cleaning. U |
من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم. |
 |
 |
asynchronous U |
ارتباطی که از hadshaking برای یکسان کردن ارسال داده استفاده می کنند |
 |
 |
PPP U |
که معمولا برای ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه Tcp/Ip استفاده میشود |
 |
 |
wimp U |
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند |
 |
 |
wimps U |
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند |
 |
 |
badminton U |
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان |
 |
 |
color code U |
روشی برای مشخص کردن یک جسم یا خواص ان با استفاده از ترکیبات مختلف رنگها |
 |
 |
ratioing U |
کوچک و بزرگ کردن عکس به مقیاس معین برای استفاده در موزاییکهای عکسی |
 |
 |
job U |
استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار |
 |
 |
jobs U |
استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار |
 |
 |
Hamming code U |
سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود |
 |
 |
c U |
استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع |
 |
 |
cats U |
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود |
 |
 |
doubled up U |
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن |
 |
 |
double U |
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن |
 |
 |
opened U |
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد |
 |
 |
doubled U |
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن |
 |
 |
cat U |
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود |
 |
 |
opens U |
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد |
 |
 |
open U |
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد |
 |
 |
aperture mask U |
استفاده در صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای قرمز و سبز و آبی |
 |
 |
straight line coding U |
برنامه نوشته شده برای جلوگیری از استفاده حلقه و انشعاب برای اجرای سریع تر |
 |
 |
precision U |
استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت |
 |
 |
executive information system U |
نرم افزار ساده برای استفاده حاوی اطلاعاتی برای مدیر یا خصوصیاتی از شرکت |
 |
 |
through the green U |
منطقه قابل استفاده در بازی گلف |
 |
 |
ciphers U |
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند. |
 |
 |
cyphers U |
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند. |
 |
 |
cipher U |
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند. |
 |
 |
multiple U |
استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت ممکن |
 |
 |
literacy U |
اصط لاحات مربوطه و قادر بودن برای استفاده از کامپیوتر برای برنامه نویسی و برنامههای کاربردی |
 |
 |
gert U |
technique review &evaluation graphicalروشی برای فرموله کردن وارزیابی سیستمها با استفاده از یک مشی شبکهای |
 |
 |
psychomancy U |
رابطه با روح رابطه ارواح باهم |
 |
 |
muff U |
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند |
 |
 |
muffed U |
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند |
 |
 |
muffing U |
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند |
 |
 |
muffs U |
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند |
 |
 |
pyrotechnic U |
مربوط به استفاده ازاتش درعلم وهنر اتش بازی |
 |
 |
authoring U |
ابزاری که برای توسعه برنامههای کاربردی چند منظوره استفاده می شوند. که شامل دستورات خاص برای کنترل درایو -CD ROM |
 |
 |
QBE U |
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود |
 |
 |
universal U |
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود |
 |
 |
misplay U |
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن |
 |
 |
Viewdata U |
سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود |
 |
 |
paperless U |
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند |
 |
 |
to make a trick U |
با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی] |
 |
 |
infra red link U |
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد |
 |
 |
c U |
استفاده از سیستم کامپیوتری برای اجازه دادن به کاربران برای ارسال و دریافت پیام از سایر کاربران |
 |
 |
cultivation U |
جلب محبت برای استفاده درکسب اطلاعات دانه پاشیدن تماس برای جلب و به دام انداختن افراد |
 |
 |
scans U |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
 |
 |
scan U |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
 |
 |
scanned U |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
 |
 |
hollerith code U |
سیستم کدگذاری که از سوراخ هایی در کارت بری نمایش حروف و نشانه ها استفاده میکند. این سیستم از دو مجموعه ردیف 12 تایی برای تامین محل کافی هر کد استفاده میکند |
 |
 |
TCP/IP U |
پروتکل ارسال داده در شبکه ها وسیستمهای ارتباطی . اغلب در شبکههای مبتنی برUnix استفاده میشود این پروتکل برای تمام ارتباط تحت کنترل مرکز استفاده میشود |
 |
 |
authentication U |
استفاده از کدهای خاص برای بیان کردن به فرستنده پیام که پیام درست و قابل تشخیص است |
 |
 |
algebra U |
استفاده از حروف در برخی عملیات محاسباتی مشخص برای جانشین کردن اعداد ناشناخته یا یک محدودهای از اعداد ممکن |
 |
 |
shares U |
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ |
 |
 |
share U |
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ |
 |
 |
shared U |
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ |
 |
 |
drive U |
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی |
 |
 |
drives U |
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی |
 |
 |
batch U |
یک پارتی |
 |
 |
batches U |
یک پارتی |
 |
 |
parthian U |
پارتی |
 |
 |
bituminous paint U |
رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود |
 |
 |
party U |
پارتی متخاصم |
 |
 |
garden party U |
گاردن پارتی |
 |
 |
garden parties U |
گاردن پارتی |
 |
 |
key |
استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند |
 |
 |
exploit U |
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن |
 |
 |
exploits U |
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن |
 |
 |
exploiting U |
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن |
 |
 |
equation of exchange U |
همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول |
 |
 |
One point for you. U |
یک درجه امتیاز [ بازی] برای تو. |
 |
 |
backbone U |
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود |
 |
 |
backbones U |
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود |
 |
 |
to make a connection U |
رابطه ای برقرار کردن |
 |
 |
break away U |
قطع رابطه کردن |
 |
 |
draught board U |
تخته شطرنجی برای بازی چکرز |
 |
 |
speculative demand for money U |
تقاضای سفته بازی برای پول |
 |
 |
for the benefit of U |
برای استفاده |
 |
 |
What is in it for me ? U |
برای من چه استفاده ای ؟ |
 |
 |
realises U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realizing U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realizing the palette U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realizes U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realize U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realising U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realised U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realized U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
to discontinue relations [with somone] U |
رابطه قطع کردن [با کسی] |
 |
 |
flippy U |
دیسک دو لبه که در درایو تک لبه استفاده شود. بنابراین برای خواندن طرف دیگر برای جابجا شود |
 |
 |
asynchronous U |
ارسال داده با استفاده از سیگنال hadshaking به جای سیگنال ساعت برای یکنواخت کردن باسهای داده |
 |
 |
air cooled oil cooler U |
نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند |
 |
 |
sit on a lead U |
بازی تاخیری برای حفظ مساوی یابرد |
 |
 |
sit on the ball U |
بازی تاخیری برای حفظ مساوی یابرد |
 |
 |
game U |
آنچه برای لذت و آرامش بازی شود |
 |
 |
ski run U |
سرازیری یا مسیر مناسب برای اسکی بازی |
 |
 |
log wood U |
درخت بقم [در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.] |
 |
 |
delivery leadtime U |
زمان تحویل اولین پارتی وسایل |
 |
 |
nexus U |
رابطه رابطه داخلی |
 |
 |
speculative demand for money U |
تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی |
 |
 |
par U |
حساب امتیاز استاندارد برای هر بخش از بازی گلف |
 |
 |
alpha beta technique U |
روشی در هوش مصنوعی برای حل بازی ها و مشکلات استراتژیک |
 |
 |
cutback U |
بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان |
 |
 |
cutbacks U |
بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان |
 |
 |
security blanket <idiom> U |
استفاده از چیزی برای راحتی |
 |
 |
office U |
مناسب برای استفاده در شرکت |
 |
 |
copy for private use U |
نسخه برای استفاده شخصی |
 |
 |
offices U |
مناسب برای استفاده در شرکت |
 |
 |
readied U |
مناسب برای استفاده از یا فروش . |
 |
 |
It's for my personal use. |
برای استفاده شخصی است. |
 |
 |
readying U |
مناسب برای استفاده از یا فروش . |
 |
 |
readies U |
مناسب برای استفاده از یا فروش . |
 |
 |
ready U |
مناسب برای استفاده از یا فروش . |
 |
 |
approval U |
توافق برای استفاده از چیزی |
 |
 |
structures U |
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود |
 |
 |
structuring U |
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود |
 |
 |
structure U |
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود |
 |
 |
best ball U |
بازی یک نفر درمقابل 2 یا 3نفر برای کسب بهترین امتیاز |
 |
 |
white slave U |
استفاده از زن برای فحشاء تجارت ناموس |
 |
 |
cat U |
استفاده از کامپیوتر برای یادگیری یک مهارت |
 |
 |
subreption U |
اختفای حقایق برای استفاده خود |
 |
 |
to store up something U |
انباشتن چیزی برای استفاده در آینده |
 |
 |
turn over <idiom> U |
به کسی برای مراقبت با استفاده سپردن |
 |
 |
cats U |
استفاده از کامپیوتر برای یادگیری یک مهارت |
 |
 |
peonage U |
استفاده از غلام برای کارهای بندگی |
 |
 |
cai U |
استفاده از کامپیوتر برای آموزش یک موضوع |
 |
 |
to make [commit] a faux pas U |
اشتباه اجتماعی کردن [در رابطه با رفتار بین مردم] |
 |
 |
beach balls U |
توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر |
 |
 |
lag U |
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی |
 |
 |
lagged U |
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی |
 |
 |
beach ball U |
توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر |
 |
 |
lags U |
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی |
 |
 |
defect skipping U |
روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است |
 |
 |
elegant U |
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند |
 |
 |
primary key |
[کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.] |
 |
 |
bug taper U |
ریسمان مناسب برای استفاده از طعمه زیر اب |
 |
 |
plant U |
ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا |
 |
 |
horn socket |
[وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود] |
 |
 |
angary U |
حق کشور متحارب برای استفاده از اموال کشوربیطرف |
 |
 |
plants U |
ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا |
 |
 |
patents U |
حق ثبت شده انحصاری برای استفاده از اختراعی |
 |
 |
registers U |
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود |
 |
 |
patented U |
حق ثبت شده انحصاری برای استفاده از اختراعی |
 |
 |
patent U |
حق ثبت شده انحصاری برای استفاده از اختراعی |
 |
 |
turbo porolog U |
POROLO برای استفاده روی کامپیوتر شخصی |
 |
 |
patenting U |
حق ثبت شده انحصاری برای استفاده از اختراعی |
 |
 |
batteries U |
استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار |
 |
 |
alternated U |
برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره |
 |
 |
battery U |
استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار |
 |
 |
register U |
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود |
 |
 |
alternate U |
برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره |
 |
 |
registering U |
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود |
 |
 |
alternates U |
برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره |
 |
 |
tees U |
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا |
 |
 |
teeing U |
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا |
 |
 |
teed U |
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا |
 |
 |
tee U |
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا |
 |