English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
chock U از حرکت بازداشتن
trig U از حرکت بازداشتن
pin down <idiom> U از حرکت بازداشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
choking U مسدود کردن از حرکت بازداشتن
stall U به اخور بستن از حرکت بازداشتن
stalling U به اخور بستن از حرکت بازداشتن
Other Matches
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
debarred U بازداشتن
debar U بازداشتن
debars U بازداشتن
hinder U بازداشتن
debarring U بازداشتن
proscribing U بازداشتن از
prevented U بازداشتن
hindered U بازداشتن
hindering U بازداشتن
hinders U بازداشتن
proscribe U بازداشتن از
proscribed U بازداشتن از
proscribes U بازداشتن از
prevent U بازداشتن
contains U بازداشتن
detains U بازداشتن
to set back U بازداشتن
to keep back U بازداشتن
impedes U بازداشتن
stows U بازداشتن
stowing U بازداشتن
stowed U بازداشتن
stow U بازداشتن
impede U بازداشتن
impeded U بازداشتن
containment U بازداشتن
detain U بازداشتن
detained U بازداشتن
detaining U بازداشتن
contain U بازداشتن
contained U بازداشتن
preventing U بازداشتن
prevents U بازداشتن
overslaugh U بازداشتن
deterred U بازداشتن
deters U بازداشتن
interdict U بازداشتن
deter U بازداشتن
emcumber U بازداشتن
stayed U بازداشتن
stay U بازداشتن
hamper U از کار بازداشتن
skids U از سریدن بازداشتن
skidding U از سریدن بازداشتن
hampering U از کار بازداشتن
becalms U از پیشرفت بازداشتن
hampered U از کار بازداشتن
becalmed U از پیشرفت بازداشتن
becalm U از پیشرفت بازداشتن
hampers U از کار بازداشتن
becalming U از پیشرفت بازداشتن
to cop somebody U کسی را بازداشتن
suppresses U بازداشتن ازعملیات
suppressing U بازداشتن ازعملیات
to keep up U ازتنزل بازداشتن
to keep open house U درخانه بازداشتن
suppress U بازداشتن ازعملیات
skid U از سریدن بازداشتن
skidded U از سریدن بازداشتن
arrests U توقیف کردن بازداشتن
arrested U توقیف کردن بازداشتن
bars U بازداشتن ممنوع کردن
keep U توقیف کردن بازداشتن
arrest U توقیف کردن بازداشتن
keeps U توقیف کردن بازداشتن
to bar one from his action U بازداشتن کسی از کاری
bar U بازداشتن ممنوع کردن
to exelude any one from the p U کسیرا ازرای بازداشتن
bloc U مانع شدن از بازداشتن
dissuading U منصرف کردن بازداشتن
blocks U مانع شدن از بازداشتن
dissuade U منصرف کردن بازداشتن
blocked U مانع شدن از بازداشتن
block U مانع شدن از بازداشتن
forbid U منع کردن بازداشتن
blocs U مانع شدن از بازداشتن
forbids U منع کردن بازداشتن
dissuaded U منصرف کردن بازداشتن
dissuades U منصرف کردن بازداشتن
inoxidize U از زنگ زدن بازداشتن
baffle U صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
baffled U صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
baffling U صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
baffles U صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
injunctive U وابسته به نهی و بازداشتن تاکیدی
withold U دریغ داشتن مضایقه کردن بازداشتن
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order U ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball U وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroking U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing U حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tapes U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball U حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
compound motion U حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfers U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise U حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses U وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse U وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative U که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum U سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression U میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skull U حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens U مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skulls U حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch U راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
node U ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes U ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch U حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding U سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile U بدون حرکت بی حرکت
aerodynamics U مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
angular momentum U اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
moment of momentum U اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march U سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
convoy schedule U برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion U معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
convoy route U مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
power traverse U مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
k day U روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
move on U ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
motion U حرکت
inert U بی حرکت
traversing U حرکت
motions U حرکت
ambulation U حرکت
vapid U بی حرکت
departure U حرکت
travel U حرکت
running U در حرکت
traverses U حرکت
haviour U حرکت
stationary U بی حرکت
geste U حرکت
traversed U حرکت
gest U حرکت
traverse U حرکت
progressing U حرکت
motioned U حرکت
behaviuor U حرکت
gestured U حرکت
afloat U در حرکت
agog U در حرکت
agoing U در حرکت
frozen U بی حرکت
motioning U حرکت
gesture U حرکت
progress U حرکت
progressed U حرکت
progresses U حرکت
behavior U حرکت
departures U حرکت
stock-still U بی حرکت
as you were U حرکت از نو
traveled U حرکت
travels U حرکت
behaviour U حرکت
moveless U بی حرکت
demeanor U حرکت
demeanour U حرکت
shift U حرکت
motionless U بی حرکت
shifted U حرکت
animations U حرکت
gesturing U حرکت
vowel point U حرکت
animation U حرکت
animals U حس و حرکت
animal U حس و حرکت
immobile U بی حرکت
stock still U بی حرکت
stirabout U حرکت
statist U بی حرکت
scrolling U حرکت
shifts U حرکت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com