Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
work limit test
U
ازمون سرعت کار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
minnesota rate of manipulation test
U
ازمون سرعت دستکاری مینه سوتا
Other Matches
army classification battery test
U
ازمون کارایی پرسنلی ازمون قابلیت انفرادی
combined speed indicator
U
عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
speed ring
U
طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
inflow ratio
U
نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
shear box test
U
ازمون برشی با جعبه ازمون برشی جعبهای
indicated airspeed
U
سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
burning rate
U
سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
dragged
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drag
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
true air speed
U
سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
machine number
U
عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
tachometer
U
اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
rate of flame propagation
U
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
variable ratio
U
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
rate of pouring
U
سرعت سیلان سرعت جاری شدن
muzzle velocity
U
سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
input
U
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
inputted
U
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
support
U
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle
U
خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
accelerate
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerated
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerates
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerating
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
subsonic
U
با سرعت کمتر از سرعت صوت
mach hold
U
بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger
U
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
zero wait state
U
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
transonic
U
سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
air plot wind velocity
U
سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
cut off velocity
U
سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
fasts
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fastest
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
airspeed
U
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
declared speed
U
سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
airspeeds
U
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
supersonic
U
هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
command speed
U
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
ground speed
U
سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
aircraft block speed
U
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
sustained rate
U
سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
dragstrip
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
post test
U
پس ازمون
chi square test
U
ازمون "چی دو "
f test
U
ازمون اف
t test
U
ازمون تی
examinations
U
ازمون
tested
U
ازمون
u test
U
ازمون یو
experiencing
U
ازمون
experiences
U
ازمون
shibboleth
U
ازمون
shibboleths
U
ازمون
experience
U
ازمون
examination
U
ازمون
z test
U
ازمون " زی "
tests
U
ازمون
progressive education
U
ازمون پیشرو
paper pencil test
U
ازمون نوشتاری
cancellation test
U
ازمون حذف
behn rorschach test
U
ازمون بن- رورشاخ
bartlett test
U
ازمون بارتلت
power test
U
ازمون قدرت
oseretsky test
U
ازمون اوزرتسکی
checkout test
U
ازمون وارسی
holmgren test
U
ازمون هولمگرن
oral test
U
ازمون شفاهی
one tailed test
U
ازمون یک دامنه
friedman test
U
ازمون فریدمن
geophysical test
U
ازمون ژئوفیزیک
performance test
U
ازمون عملکردی
field-testing
U
ازمون پایکار
pretest
U
پیش ازمون
bending test
U
ازمون خمش
bending test
U
ازمون تاشوندگی
benton test
U
ازمون بنتون
sample
U
الگو ازمون
sampled
U
الگو ازمون
personality test
U
ازمون شخصیت
field-tests
U
ازمون پایکار
field-test
U
ازمون پایکار
field-tested
U
ازمون پایکار
performance test
U
ازمون عملی
one sided test
U
ازمون یکسویه
omnibus test
U
ازمون مختلط
matching test
U
ازمون همتایابی
marginal test
U
ازمون مرزی
dexterity test
U
ازمون چالاکی
diagnostic test
U
ازمون تشخیصی
directions test
U
ازمون دستورها
literacy test
U
ازمون سواد
liquid limit test
U
ازمون حد روانی
life test
U
ازمون حیات
duncan test
U
ازمون دانکن
information test
U
ازمون معلومات
dynamic test
U
ازمون پویا
fatigue test
U
ازمون خستگی
ishihara test
U
ازمون ایشیهارا
mental test
U
ازمون روانی
psychological test
U
ازمون روانی
copying test
U
ازمون رونویسی
identification test
U
ازمون شناسایی
occupational test
U
ازمون شغلی
objective test
U
ازمون عینی
pegboard test
U
ازمون جااندازی
coding test
U
ازمون رمزگردانی
nonverbal test
U
ازمون غیرکلامی
draw a man test
U
ازمون گودایناف
formboard test
U
ازمون جااندازی
float test
U
ازمون شناور
mosaic test
U
ازمون موزائیکها
informal test
U
ازمون غیررسمی
completion test
U
ازمون تکمیلی
impact test
U
ازمون برخورد
group test
U
ازمون گروهی
intelligence test
U
ازمون هوش
proofer
U
ازمون کننده
szondi test
U
ازمون زوندی
test of significance
U
ازمون معناداری
test paper
U
ازمون برگ
test profile
U
نیمرخ ازمون
test reliability
U
پایایی ازمون
test score
U
نمره ازمون
test value
U
نمره ازمون
test validity
U
اعتبار ازمون
test wise
U
ازمون اشنا
testable
U
ازمون پذیر
test of independence
U
ازمون ناوابستگی
test norm
U
هنجار ازمون
t data
U
دادههای ازمون
acrolein test
U
ازمون اکرولئین
tensile test
U
ازمون کششی
test battery
U
مجموعه ازمون
test bias
U
سوداری ازمون
test construction
U
ازمون سازی
test economy
U
اقتصاد ازمون
test item
U
ماده ازمون
testing load
U
بار ازمون
testing time
U
دوره ازمون
tollen's test
U
ازمون تولن
walsh test
U
ازمون والش
war game
U
جنگ ازمون
wassermann test
U
ازمون واسرمان
whisper test
U
ازمون نجوا
wilcoxon test
U
ازمون ویلکاکسن
aptitude test
U
ازمون استعداد
aptitude test
U
ازمون شایستگی
aptitude tests
U
ازمون استعداد
world test
U
ازمون جهان
vocabulary test
U
ازمون واژگان
vision test
U
ازمون بینایی
total test variance
U
پراکنش کل ازمون
trial and error
U
ازمون و خطا
watch test
U
ازمون ساعت
triaxial test
U
ازمون سه اسهای
field test
U
ازمون پایکار
two tailed test
U
ازمون دو دامنه
two tailes test
U
ازمون دو دامنهای
vigotsky test
U
ازمون ویگوتسکی
aptitude tests
U
ازمون شایستگی
responsions
U
ازمون مقدماتی
sign test
U
ازمون علامتها
similarities test
U
ازمون شباهتها
tries
U
ازمون کوشش
recall test
U
ازمون یاداوری
examine
U
ازمون کردن
shearing test
U
ازمون برشی
spiral test
U
ازمون مارپیچ
examined
U
ازمون کردن
shareware
U
ازمون- افزار
rorschach test
U
ازمون رورشاخ
try
U
ازمون کوشش
verbal test
U
ازمون کلامی
sampling test
U
ازمون نمونهای
association test
U
ازمون تداعی
repeated test
U
ازمون دوباره
attitude test
U
ازمون نگرش
recognition test
U
ازمون بازشناسی
reasoning test
U
ازمون استدلال
examines
U
ازمون کردن
alternate response test
U
ازمون دو گزینهای
alpha test
U
ازمون الفا
barany test
U
ازمون بارانی
symbol arrangement test
U
ازمون نمادارایی
subtest
U
خرده ازمون
ball test
U
ازمون ساچمهای
analogies test
U
ازمون قیاسها
subjective test
U
ازمون غیرعینی
baeyer test
U
ازمون بایر
examining
U
ازمون کردن
stilling test
U
ازمون استیلینگ
system test
U
ازمون سیستم
ball and field test
U
ازمون توپ و میدان
compression test specimen
U
نمونه ازمون فشاری
four pictures test
U
ازمون چهار تصویر
block counting test
U
ازمون مهره شماری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com