Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
standard penetration
U
ازمایش نفوذی استاندارد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ieee
U
سیستم استاندارد شبکه Token Ring که توسط IBM به صورت استاندارد بیان شده
use testing
U
ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
pilot method
U
عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
tryout
U
ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
assay
U
محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assays
U
محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
documented
U
روش استاندارد برای ارسال و ذخیره سازی متن ها و تصاویر روی شبکه بخشی از استاندارد IBM SNA
document
U
روش استاندارد برای ارسال و ذخیره سازی متن ها و تصاویر روی شبکه بخشی از استاندارد IBM SNA
documenting
U
روش استاندارد برای ارسال و ذخیره سازی متن ها و تصاویر روی شبکه بخشی از استاندارد IBM SNA
continous immersion test
U
ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
flight test
U
ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
test element
U
دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
thrust line
U
خط تک نفوذی
infiltrator
U
نفوذی
bitumen gronted construction
U
اسفالت نفوذی
intrusive rocks
U
سنگهای نفوذی
infiltration
U
عملیات نفوذی
blitzer
U
مدافع نفوذی
prime coat
U
اندود نفوذی
raided
U
تک نفوذی سریع
penetration method
U
روش نفوذی
raid
U
تک نفوذی سریع
grouted macadam
U
ماکادام نفوذی
raiding
U
تک نفوذی سریع
raids
U
تک نفوذی سریع
backfield
U
دفاع نفوذی
insulation test
U
ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
soil examination
U
بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
long thrust
U
تک نفوذی طولانی یادوردست
penetration macadam
U
اسفالت ماکادام نفوذی
outposts
U
پایگاه نفوذی شطرنج
covered approach
U
راه نفوذی پوشیده
jireugi
U
ضربه با دست نفوذی
outpost
U
پایگاه نفوذی شطرنج
avenues of approach
U
راههای نفوذی مسیرهای تقرب
international standards organization
U
طرح شبکه استاندارد ISO که به صورت لایهای است و هر لایه کار مخصوصی دارد و به سیستمهای مختلف امکان ارتباط میدهد البته در صورتی که مط ابق با استاندارد باشند
extends
U
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
extending
U
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
extend
U
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
POSIX
U
استاندارد که یک سری سرویس سیستم عامل را شامل میشود. نرم افزاری که با استاندارد DOSIX کار میکند و بین سخت افزارها ارسال میشود
PHIGS
U
برنامه واسط استاندارد بین نرم افزار و آداپتور گرافیکی که از مجموعهای از دستورات استاندارد برای رسم و تغییر تصاویر دو بعدی و سه بعدی تشکیل شده است
service test
U
ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
source
U
استاندارد IEEE , IBM وغیره IBM و غیر IBM نوع Taken Ring امکان استاندارد bridge می دهند تا داده را ردو بدل کنند
creep test
U
ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
confident test
U
ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
flight test
U
ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
environmental test
U
ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
tube tester
U
دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
ODI
U
واسط استاندارد معرفی شده توسط Novell برای کارت واسط شبکه که به کاربران امکان میدهد فقط یک درایور شبکه داشته باشند که با تمام کارتهای واسط شبکه کار میکند. استاندارد پیش از یک پروتکل را پشتیبانی میکند. مثل IPX و NetBEUI
breaching
U
رخنه درمیدان مین رخنه نفوذی مواجه شدن با دشمن درگیری با دشمن
modulus
U
استاندارد
standards
U
استاندارد
high and dry
<idiom>
U
استاندارد
canonical
U
استاندارد
standard
U
استاندارد
testing
U
ازمایش
experiment
U
ازمایش
experiments
U
ازمایش
assays
U
ازمایش
assay
U
ازمایش
experimented
U
ازمایش
experimenting
U
ازمایش
trial
U
ازمایش
experimentation
U
ازمایش
tested
U
ازمایش
checking
U
ازمایش
shies
U
ازمایش
shy
U
ازمایش
shyest
U
ازمایش
trials
U
ازمایش
shyer
U
ازمایش
vetting
U
ازمایش
tests
U
ازمایش
shying
U
ازمایش
screening
U
ازمایش
g
U
ازمایش
examen
U
ازمایش
shied
U
ازمایش
standard cell
U
پیل استاندارد
standard candle
U
شمع استاندارد
standard
U
استاندارد همگون
standard condition
U
شرایط استاندارد
standard bar
U
میله استاندارد
frequency standard
U
استاندارد فرکانس
standards
U
استاندارد همگون
basic standard cost
U
قیمت استاندارد
standard atmosphere
U
اتمسفر استاندارد
basic standard
U
استاندارد اولیه
standardized
U
استاندارد شده
standard of living
U
استاندارد زندگی
standards of living
U
استاندارد زندگی
silver standard
U
استاندارد نقره
primary standard
U
استاندارد اولیه
nonstandard
U
غیر استاندارد
standardises
U
استاندارد نمودن
dialects
U
ی در زبان استاندارد
dialect
U
ی در زبان استاندارد
standard temperature and pressure
U
شرایط استاندارد
standardising
U
استاندارد نمودن
resistance standard
U
مقاومت استاندارد
standard resistor
U
مقاومت استاندارد
magnetic standard
U
اهنربای استاندارد
boilerplate
U
متن استاندارد
secondary standard
U
استاندارد ثانویه
standardize
U
استاندارد نمودن
standardizes
U
استاندارد نمودن
standardizing
U
استاندارد نمودن
standardised
U
استاندارد نمودن
standard ohm
U
اهم استاندارد
normal temperature and pressure
U
شرایط استاندارد
standardization
U
استاندارد سازی
standard class
U
درجه استاندارد
standard interface
U
واسطه استاندارد
standard interface
U
رابط استاندارد
standard measure
U
اندازه استاندارد
traditional chess
U
شطرنج استاندارد
standard pascal
U
پاسکال استاندارد
substandard
U
زیر استاندارد
atmosphere
U
اتمسفر استاندارد جو
standard rate
U
نرخ استاندارد
standard section
U
پروفیل استاندارد
standard solution
U
محلول استاندارد
table lamp
U
لامپ استاندارد
atmospheres
U
اتمسفر استاندارد جو
standard specification
U
مقررات استاندارد
standard pitch
U
گام استاندارد
standard function
U
تابع استاندارد
standard specification
U
دستورات استاندارد
standard error
U
خطای استاندارد
standard costs
U
هزینههای استاندارد
standard price
U
قیمت استاندارد
testing of materials
U
ازمایش مصالح
comparison test
U
ازمایش مقایسهای
testing time
U
زمان ازمایش
triable
U
ازمایش کردنی
trial and erroe
U
ازمایش و خطا
testing of materials
U
ازمایش مواد
experiencing
U
تجربه ازمایش
testing stand
U
سکوی ازمایش
to bring to the proof
U
ازمایش کردن
examination
U
امتحان ازمایش
examinations
U
امتحان ازمایش
temptation
U
ازمایش امتحان
temptations
U
ازمایش امتحان
torsion test
U
ازمایش پیچش
consolidation test
U
ازمایش تحکیم
drift test
U
ازمایش رانش
experience
U
تجربه ازمایش
compressive test
U
ازمایش تحکیم
experiences
U
تجربه ازمایش
testing load
U
بار ازمایش
line tester
U
ازمایش کننده خط
examines
U
ازمایش کردن
examined
U
ازمایش کردن
examine
U
ازمایش کردن
try
U
سنجیدن ازمایش
tries
U
سنجیدن ازمایش
test
U
ازمایش کردن
lucas test
U
ازمایش لوکاس
test set
U
دستگاه ازمایش
test series
U
سری ازمایش
examining
U
ازمایش کردن
division check
U
ازمایش تقسیم
test specimen
U
نمونه ازمایش
tester
U
دستگاه ازمایش
trial
U
ازمایش امتحان
doubling test
U
ازمایش تا شویی
load test
U
ازمایش بار
trials
U
ازمایش امتحان
tester
U
ازمایش کننده
intelligence test
U
ازمایش هوش
testing stand
U
میز ازمایش
test specimen
U
نمونه ی ازمایش
tested
U
ازمایش کردن
examination of the soil
U
ازمایش خاک
furnace
U
بوته ازمایش
gage
U
ازمایش کردن
flattening test
U
ازمایش توزیعی
hammer test
U
ازمایش سقوطی
weathring test
U
ازمایش فرسایش
hanging test
U
ازمایش کشش
tension test
U
ازمایش کشش
hardness test
U
ازمایش سختی
drop test
U
ازمایش ضربهای
furnaces
U
بوته ازمایش
absorption test
U
ازمایش جذب
triers
U
ازمایش کننده
experimental design
U
طرح ازمایش
experimentalist
U
اهل ازمایش
explosion proof
U
ازمایش- انفجار
factorial design
U
ازمایش فاکتوریل
evaluation score
U
نمره ازمایش
alpha testing
U
ازمایش الفا
fatigue test
U
ازمایش خستگی
final test
U
ازمایش نهائی
automatic check
U
ازمایش خودکار
check point
U
نقطه ازمایش
chalktest
U
ازمایش اب ناپذیری با گچ
insulation voltage
U
فشار ازمایش
trial and error
U
ازمایش ولغزش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com