Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cold water test pressure
U
ازمایش فشار اب
hydraulic pressure test
U
ازمایش فشار اب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
brinell ball hardness test
U
ازمایش فشار گلوله برینل
cone indentation test
U
ازمایش فشار مخروط
cone thrust test
U
ازمایش فشار مخروط
high potential test
U
ازمایش فشار قوی
high tension test
U
ازمایش فشار قوی
high tension bridge equipment
U
دستگاه ازمایش فشار قوی
high tension test bridge
U
پل ازمایش فشار قوی
impluse test
U
ازمایش فشار ضربهای
impluse voltage test
U
ازمایش فشار ضربهای
impluse voltage test technipue
U
روش ازمایش فشار ضربهای
impluse voltage testing plant
U
ازمایشگاه فشار ضربهای تاسیسات ازمایش فشارضربهای
insulation voltage
U
فشار ازمایش
triaxial compression test
U
ازمایش فشار سه محوری
unconfined compression test
U
ازمایش فشار ساده
Other Matches
use testing
U
ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
pilot method
U
عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
tryout
U
ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
assay
U
محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assays
U
محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
flight test
U
ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
test element
U
دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
continous immersion test
U
ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
soil examination
U
بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
insulation test
U
ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
service test
U
ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
cabin pressure
U
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
creep test
U
ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
confident test
U
ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
flight test
U
ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
pressurized cabin
U
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve
U
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system
U
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
U
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
environmental test
U
ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
tube tester
U
دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
cabin pressurization safety valve
U
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
U
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
U
دارای فشار یکسان خط هم فشار
low head plant
U
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric
U
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber
U
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
impluse level
U
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer
U
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
pitot pressure
U
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears
U
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
low voltage distribution system
U
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric
U
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
shyer
U
ازمایش
testing
U
ازمایش
shyest
U
ازمایش
shying
U
ازمایش
experiment
U
ازمایش
experimentation
U
ازمایش
checking
U
ازمایش
assays
U
ازمایش
assay
U
ازمایش
experiments
U
ازمایش
shied
U
ازمایش
screening
U
ازمایش
shies
U
ازمایش
experimented
U
ازمایش
shy
U
ازمایش
experimenting
U
ازمایش
vetting
U
ازمایش
examen
U
ازمایش
tested
U
ازمایش
tests
U
ازمایش
trials
U
ازمایش
g
U
ازمایش
trial
U
ازمایش
experimental design
U
طرح ازمایش
test equipment
U
وسایل ازمایش
test hole
U
چاه ازمایش
test bed
U
میز ازمایش
quiz
U
ازمایش کردن
gauges
U
ازمایش کردن
gauged
U
ازمایش کردن
test element
U
وسیله ازمایش
test course
U
مسافت ازمایش
test clip
U
گیره ازمایش
gaff
U
ازمایش سخت
test bed
U
صفحه ازمایش
gauge
U
ازمایش کردن
quizzes
U
ازمایش کردن
test plan
U
طرح ازمایش
test model
U
نمونه ی ازمایش
cadmium test
U
ازمایش با کادمیم
test specimen
U
نمونه ی ازمایش
load test
U
ازمایش بار
line tester
U
ازمایش کننده خط
chalktest
U
ازمایش اب ناپذیری با گچ
check point
U
نقطه ازمایش
izod test
U
ازمایش ایزود
tester
U
ازمایش کننده
tester
U
دستگاه ازمایش
testing load
U
بار ازمایش
intelligence test
U
ازمایش هوش
testing of materials
U
ازمایش مصالح
trier
U
ازمایش کننده
evaluation score
U
نمره ازمایش
test piece
U
نمونه ازمایش
triers
U
ازمایش کننده
test room
U
اطاق ازمایش
test series
U
سری ازمایش
test set
U
دستگاه ازمایش
break proof
U
ازمایش شکست
examination of the soil
U
ازمایش خاک
deep drawing test
U
ازمایش کاسگری
buckling test
U
ازمایش خمشی
test specimen
U
نمونه ازمایش
bulging test
U
ازمایش برامدگی
burn in
U
ازمایش روشن
buzzer test
U
ازمایش بیرز
testing of materials
U
ازمایش مواد
test bay
U
میدان ازمایش
preliminary test
U
ازمایش مقدماتی
rattler test
U
ازمایش تورق
rattler test
U
ازمایش تردی
regression testing
U
ازمایش رگرسیون
saturation testing
U
ازمایش اشباعی
sedimentation test
U
ازمایش تهنشینی
self test
U
ازمایش خودکار
fatigue test
U
ازمایش خستگی
approving
U
ازمایش کردن
approves
U
ازمایش کردن
approve
U
ازمایش کردن
shear test
U
ازمایش برشی
experiencing
U
تجربه ازمایش
comparison test
U
ازمایش مقایسهای
random test
U
ازمایش پیشامدی
automatic check
U
ازمایش خودکار
automatic testing
U
ازمایش خودکار
alpha testing
U
ازمایش الفا
flattening test
U
ازمایش توزیعی
absorption test
U
ازمایش جذب
final test
U
ازمایش نهائی
probational
U
ازمایش امتحان
probationership
U
ازمایش کاری
furnaces
U
بوته ازمایش
furnace
U
بوته ازمایش
program testing
U
ازمایش برنامه
psychometry
U
ازمایش هوش
random test
U
ازمایش نامنظم
experiences
U
تجربه ازمایش
experience
U
تجربه ازمایش
temptations
U
ازمایش امتحان
teasthole
U
گمانه ازمایش
examining
U
ازمایش کردن
examines
U
ازمایش کردن
examined
U
ازمایش کردن
examine
U
ازمایش کردن
try
U
سنجیدن ازمایش
tries
U
سنجیدن ازمایش
experimentalist
U
اهل ازمایش
tensile test
U
ازمایش کششی
tensile test
U
ازمایش کشش
gage
U
ازمایش کردن
test announcement
U
نتیجه ازمایش
test bar
U
میله ازمایش
tally plate
U
برچسب ازمایش
explosion proof
U
ازمایش- انفجار
temptation
U
ازمایش امتحان
examinations
U
امتحان ازمایش
examination
U
امتحان ازمایش
shop test
U
ازمایش کارگاهی
beta test
U
ازمایش بتا
beta testing
U
ازمایش بتا
spot test
U
ازمایش فوری
material testing
U
ازمایش مصالح
lucas test
U
ازمایش لوکاس
stripping test
U
ازمایش زدودن
stripping test
U
ازمایش زدودگی
system testing
U
ازمایش سیستم
factorial design
U
ازمایش فاکتوریل
test bay
U
حوزه ازمایش
impact test
U
ازمایش ضربه
torsion test
U
ازمایش پیچش
test tube
U
لوله ازمایش
turing's test
U
ازمایش تورینگ
test cases
U
قضیه در ازمایش
tests
U
ازمایش کردن
test case
U
قضیه در ازمایش
triable
U
ازمایش کردنی
trial and erroe
U
ازمایش و خطا
trial
U
ازمایش امتحان
crippling test
U
ازمایش لهیدگی
cup test
U
ازمایش قاشقی
trials
U
ازمایش امتحان
test tubes
U
لوله ازمایش
image test
U
ازمایش تصویر
two stage experiment
U
ازمایش دو مرحلهای
probation
U
ازمایش امتحان
drop test
U
ازمایش ضربهای
test
U
ازمایش کردن
experimentally
U
از راه ازمایش
division check
U
ازمایش تقسیم
hardness test
U
ازمایش سختی
tension test
U
ازمایش کشش
inspection test
U
ازمایش کار
cupping test
U
ازمایش فنجانی
trial and error
U
ازمایش و خطا
assay
U
ازمایش سنجش
retrials
U
ازمایش مجدد
testing time
U
زمان ازمایش
hanging test
U
ازمایش کشش
assays
U
ازمایش سنجش
doubling test
U
ازمایش تا شویی
hammer test
U
ازمایش سقوطی
weathring test
U
ازمایش فرسایش
consolidation test
U
ازمایش تحکیم
compressive test
U
ازمایش تحکیم
drift test
U
ازمایش رانش
testing stand
U
میز ازمایش
testing stand
U
سکوی ازمایش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com