English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
division check U ازمایش تقسیم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
use testing U ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
pilot method U عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
tryout U ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
assays U محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assay U محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
divisor U عملوندی که برای تقسیم مقسوم علیه در عمل تقسیم به کار می روند
test element U دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
continous immersion test U ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
flight test U ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
fissiparous U تولیدکننده سلولهای جدیدبوسیله تقسیم سلولی یاشکاف تقسیم شونده
vernier U درجه یا تقسیم بندی فرعی تقسیم بدرجات جزء
soil examination U بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
insulation test U ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
baseband U 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
base band U 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
service test U ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
trellis coding U روش تقسیم سیگنال که از تقسیم فرکانس و فاز استفاده میکند تا خروجی بیشتر و نرخ خطای کمتر برای سرعت ارسال داده بر حسب بیت در ثانیه ایجاد کند
subdivided U بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdividing U بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivides U بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivide U بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
sectors U کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sector U کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
flight test U ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
confident test U ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
creep test U ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
environmental test U ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
tube tester U دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
experimentation U ازمایش
experiment U ازمایش
shy U ازمایش
shies U ازمایش
shied U ازمایش
trial U ازمایش
examen U ازمایش
assay U ازمایش
testing U ازمایش
checking U ازمایش
vetting U ازمایش
screening U ازمایش
g U ازمایش
shying U ازمایش
shyest U ازمایش
assays U ازمایش
shyer U ازمایش
experiments U ازمایش
experimenting U ازمایش
trials U ازمایش
tested U ازمایش
experimented U ازمایش
tests U ازمایش
psychometry U ازمایش هوش
program testing U ازمایش برنامه
shop test U ازمایش کارگاهی
probational U ازمایش امتحان
stripping test U ازمایش زدودن
probationership U ازمایش کاری
quiz U ازمایش کردن
quizzes U ازمایش کردن
tally plate U برچسب ازمایش
spot test U ازمایش فوری
system testing U ازمایش سیستم
stripping test U ازمایش زدودگی
examining U ازمایش کردن
examines U ازمایش کردن
gauged U ازمایش کردن
shear test U ازمایش برشی
gauge U ازمایش کردن
regression testing U ازمایش رگرسیون
saturation testing U ازمایش اشباعی
sedimentation test U ازمایش تهنشینی
self test U ازمایش خودکار
rattler test U ازمایش تورق
gauges U ازمایش کردن
examined U ازمایش کردن
examine U ازمایش کردن
try U سنجیدن ازمایش
tries U سنجیدن ازمایش
random test U ازمایش نامنظم
random test U ازمایش پیشامدی
rattler test U ازمایش تردی
teasthole U گمانه ازمایش
gaff U ازمایش سخت
hydraulic pressure test U ازمایش فشار اب
deep drawing test U ازمایش کاسگری
automatic testing U ازمایش خودکار
automatic check U ازمایش خودکار
alpha testing U ازمایش الفا
doubling test U ازمایش تا شویی
absorption test U ازمایش جذب
drift test U ازمایش رانش
drop test U ازمایش سقوطی
drop test U ازمایش ضربهای
furnaces U بوته ازمایش
furnace U بوته ازمایش
evaluation score U نمره ازمایش
examination of the soil U ازمایش خاک
experimental design U طرح ازمایش
cup test U ازمایش قاشقی
beta test U ازمایش بتا
beta testing U ازمایش بتا
comparison test U ازمایش مقایسهای
check point U نقطه ازمایش
chalktest U ازمایش اب ناپذیری با گچ
compressive test U ازمایش تحکیم
consolidation test U ازمایش تحکیم
cadmium test U ازمایش با کادمیم
buzzer test U ازمایش بیرز
burn in U ازمایش روشن
bulging test U ازمایش برامدگی
buckling test U ازمایش خمشی
break proof U ازمایش شکست
blank experiment U ازمایش مچ گیری
crippling test U ازمایش لهیدگی
cupping test U ازمایش فنجانی
experimentalist U اهل ازمایش
explosion proof U ازمایش- انفجار
approve U ازمایش کردن
intelligence test U ازمایش هوش
izod test U ازمایش ایزود
line tester U ازمایش کننده خط
experiencing U تجربه ازمایش
experiences U تجربه ازمایش
experience U تجربه ازمایش
temptations U ازمایش امتحان
temptation U ازمایش امتحان
examinations U امتحان ازمایش
examination U امتحان ازمایش
load test U ازمایش بار
lucas test U ازمایش لوکاس
material testing U ازمایش مصالح
approves U ازمایش کردن
approving U ازمایش کردن
insulation voltage U فشار ازمایش
factorial design U ازمایش فاکتوریل
fatigue test U ازمایش خستگی
final test U ازمایش نهائی
flattening test U ازمایش توزیعی
cold water test pressure U ازمایش فشار اب
gage U ازمایش کردن
hammer test U ازمایش سقوطی
hanging test U ازمایش کشش
tension test U ازمایش کشش
hardness test U ازمایش سختی
image test U ازمایش تصویر
impact test U ازمایش ضربه
inspection test U ازمایش کار
preliminary test U ازمایش مقدماتی
tests U ازمایش کردن
test specimen U نمونه ی ازمایش
test equipment U وسایل ازمایش
triaxial shear test U ازمایش سه محوری
test case U قضیه در ازمایش
test element U وسیله ازمایش
trial and error U ازمایش ولغزش
test cases U قضیه در ازمایش
test course U مسافت ازمایش
trial and error U ازمایش و خطا
test tube U لوله ازمایش
test tubes U لوله ازمایش
assay U ازمایش سنجش
test U ازمایش کردن
test series U سری ازمایش
test room U اطاق ازمایش
test plan U طرح ازمایش
tested U ازمایش کردن
retrial U ازمایش مجدد
retrials U ازمایش مجدد
test set U دستگاه ازمایش
assays U ازمایش سنجش
test model U نمونه ی ازمایش
tester U ازمایش کننده
test specimen U نمونه ازمایش
test hole U چاه ازمایش
trial and erroe U ازمایش و خطا
triable U ازمایش کردنی
test piece U نمونه ازمایش
test bed U میز ازمایش
test bay U میدان ازمایش
triaxial test U ازمایش سه بعدی
testing stand U میز ازمایش
test bay U حوزه ازمایش
to bring to the proof U ازمایش کردن
test bar U میله ازمایش
testing time U زمان ازمایش
two stage experiment U ازمایش دو مرحلهای
turing's test U ازمایش تورینگ
testing stand U سکوی ازمایش
triers U ازمایش کننده
tensile test U ازمایش کشش
tensile test U ازمایش کششی
trier U ازمایش کننده
weathring test U ازمایش فرسایش
test announcement U نتیجه ازمایش
probation U ازمایش امتحان
testing of materials U ازمایش مصالح
trials U ازمایش امتحان
testing load U بار ازمایش
experimentally U از راه ازمایش
test clip U گیره ازمایش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com