Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 167 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
advantages accruning from
U
ازادی مطبوعات
freedom of the press
U
ازادی مطبوعات
liberty of the press
U
ازادی مطبوعات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
emancipation proclamation
U
اعلامیه ازادی بردگان اعلامیهای که در اول ژانویه 3681 به وسیله ابراهام لینکلن رئیس جمهور امریکاصادر و به موجب ان به بردگان سیاهپوست امریکایی ازادی اعطا شد
Fleet Street
U
مطبوعات
presses
U
مطبوعات
printed matter
U
مطبوعات
press
U
مطبوعات
press gallery
U
لژ نمایندگان مطبوعات
press law
U
قانون مطبوعات
fourth estate
U
مطبوعات عمومی
dipartment of publications
U
اداره مطبوعات
literature
U
مطبوعات نوشتجات
presses
U
مطبوعات جراید
yellow press
U
مطبوعات جنجالی
press
U
مطبوعات جراید
censor
U
بازرس مطبوعات و نمایشها
censoring
U
بازرس مطبوعات و نمایشها
censorial
U
مبنی بر بازرسی مطبوعات و
censors
U
بازرس مطبوعات و نمایشها
censored
U
بازرس مطبوعات و نمایشها
Free pree (trade,port).
U
مطبوعات ( تجارت ،بندر ) آزاد
special handling
U
ارسال مطبوعات واوراق چاپی بوسیله پست سریع السیر
liberty
U
ازادی
liberties
U
ازادی
liberation
U
ازادی
enfranchisement
U
ازادی
manumission
U
ازادی
looseness
U
ازادی
liberticide
U
ازادی کش
large n
U
ازادی
indpendence
U
ازادی
freeness
U
ازادی
liberals
U
ازادی
liberal
U
ازادی
insubjection
U
ازادی
emancipation
U
ازادی
openness
U
ازادی
freedom
U
ازادی
options
U
ازادی
option
U
ازادی
release
U
ازادی
independence
U
ازادی
freedoms
U
ازادی
released
U
ازادی
releases
U
ازادی
immunity
U
ازادی
conditional discharge
U
ازادی مشروط
probation
U
ازادی بقیدالتزام
catholicity
U
ازادی فکر
freedom of enterprise
U
ازادی تجارت
civil liberty
U
ازادی مدنی
freedom of choice
U
ازادی انتخاب
freedom of belief
U
ازادی عقیده
paroling
U
ازادی مشروط
paroles
U
ازادی مشروط
probation
U
ازادی مشروط
freedom to choose
U
ازادی در انتخاب
degree of freedom
U
درجه ازادی
freedom of seas
U
ازادی دریاها
freedom of experssion
U
ازادی بیان
emancipatory
U
ازادی بخش
economic freedom
U
ازادی اقتصادی
freedom of the press
U
ازادی نگارش
degrees of freedom
U
درجات ازادی
freedom of trade
U
ازادی تجارت
edict of emancipation
U
منشور ازادی
paroled
U
ازادی مشروط
relief
U
فراغت ازادی
elbow room
U
ازادی عمل
toleration
U
ازادی ازادگی
liberators
U
ازادی بخش
freehand
U
ازادی در تصمیم
freehand
U
ازادی عمل
free will
U
ازادی اراده
laissez-faire
U
ازادی تجارت
probational
U
ازادی بقیدالتزام
statue of liberty
U
مجسمه ازادی
the champion of liberty
U
مدافع ازادی
elbowroom
U
ازادی عمل
habeas corpus
U
حکم ازادی
liberally
U
ازادی خواهانه
liberator
U
ازادی بخش
parole
U
ازادی مشروط
manumission
U
ازادی برده
liberty party
U
حزب ازادی
free enterprise
U
ازادی اقتصادی
manumit
U
ازادی بخشیدن
market freedom
U
ازادی بازار
civil liberties
U
ازادی مدنی
market freedom
U
ازادی تجاری
medal of freedom
U
مدال ازادی
liberty of conscience
U
ازادی عقیده یا فکر
the champion of liberty
U
سنگ بسینه زن ازادی
freedom of entry and exit
U
ازادی ورود و خروج
nurse of liberty
U
پرورشگاه یا مهد ازادی
laissez-faire
U
ازادی کسب و کار
libertarianism
U
طرفداری از ازادی فردی
liberal school
U
مکتب ازادی اقتصادی
laissez-faire
U
ازادی صادرات وواردات
laissez faire
U
ازادی مطلق اقتصادی
overindulgence
U
ازادی بیش از حد دادن
free thought
U
ازادی فکر لامذهب
liberal
U
ازادی خواه زیاد
libertarian
U
طرفدار ازادی اراده
liberals
U
ازادی خواه زیاد
libertarians
U
طرفدار ازادی اراده
latitude
U
ازادی عمل وسعت
franchises
U
ازادی حق انتخاب امتیاز
franchise
U
ازادی حق انتخاب امتیاز
declaration of indulgence
U
اعلام ازادی دینی
latitudes
U
ازادی عمل وسعت
liberalism
U
اصول ازادی خواهی
free thinking
U
ازادی از قیود مذهب
free movement of capital
U
ازادی جابجایی سرمایه
probationary period
U
دوره ازادی مشروط
disestablished
U
کلیسا را از ازادی محروم کردن
freewheels
U
با ازادی حرکت وجنبش کردن
Soc
U
ازادی دراخذ تصمیم قضایی
disestablishes
U
کلیسا را از ازادی محروم کردن
jubilees
U
روز ازادی سال ویژه
freewheeled
U
با ازادی حرکت وجنبش کردن
illiberal
U
متعصب مخالف اصول ازادی
freewheel
U
با ازادی حرکت وجنبش کردن
the liberal party
U
حزب یا دسته ازادی خواه
disestablish
U
کلیسا را از ازادی محروم کردن
jubilee
U
روز ازادی سال ویژه
ransom
U
ازادی کسی یاچیزی راخریدن
edict of emancipation
U
ازادی بی قید و شرط اعطا شد
ransoms
U
ازادی کسی یاچیزی راخریدن
scope
U
میدان دید ازادی عمل
nationalist
U
ملی گرا ازادی طلب
disestablishing
U
کلیسا را از ازادی محروم کردن
four freedoms
U
ازادی در نطق و بیان عقیده
nationalist
U
ازادی خواه واستقلال طلب
nationalists
U
ملی گرا ازادی طلب
nationalists
U
ازادی خواه واستقلال طلب
piscary
U
ازادی ماهیگیری در ابهای متعلق به غیر
individualism
U
اصول ازادی فردی در سیاست واقتصاد
liberalism
U
اعتقاد به ازادی ازلی و ابدی انسان
manchester school
U
مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
gold palm
U
نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
paroling
U
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
four freedoms
U
دین رهایی از احتیاج و بالاخره ازادی از ترس
paroled
U
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
parole
U
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
paroles
U
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
the open door
U
ازادی ورود بیگانگان به کشوری برای بازرگانی
mr. and mrs billiards
U
بیلیارد کیسه دار بین زن ومرد که زن ازادی ضربه دارد
convertibility
U
قابلیت تبدیل پول و اسعار ازادی خرید و فروش ارز درممالک مختلف
ticket of leave
U
سند ازادی مشروط زندانی محکوم به حبس ابد که ازطرف وزارت کشور صادر میشود
necessity
U
درCL به حالاتی اطلاق میشودکه عامل عمل به علت عدم ازادی اراده مسئول اعمال خود نیست
serfs
U
درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
serf
U
درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
front de liberation national
U
جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
phyrgian cap
U
یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
rate integration gyro
U
ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
magna carta
U
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna charta
U
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
resistance force
U
جنبش مقاومت یا جنبش ازادی بخش انقلابی
freedom of seas
U
ازادی رفت وامد کشتی ها در خارج ازابهای ساحلی کشور مجاوردر زمان صلح بدون اینکه کسی بتواند به نحوی از انحامعترض انها بشود
economic liberalism
U
مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
liberalparty
U
حزب ازادی خواه یا ترقی خواه
individualism
U
فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
optional claiming race
U
مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
authoritarainism
U
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
guild socialism
U
سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com