English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
freedom of choice U ازادی انتخاب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
franchise U ازادی حق انتخاب امتیاز
franchises U ازادی حق انتخاب امتیاز
freedom to choose U ازادی در انتخاب
Other Matches
radio button U شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
emancipation proclamation U اعلامیه ازادی بردگان اعلامیهای که در اول ژانویه 3681 به وسیله ابراهام لینکلن رئیس جمهور امریکاصادر و به موجب ان به بردگان سیاهپوست امریکایی ازادی اعطا شد
target selector U دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree U روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
sophistication U نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility U عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
checked U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
menu item U یک انتخاب در فهرست انتخاب
liberal U ازادی
looseness U ازادی
immunity U ازادی
manumission U ازادی
release U ازادی
released U ازادی
releases U ازادی
liberties U ازادی
liberals U ازادی
option U ازادی
options U ازادی
independence U ازادی
liberticide U ازادی کش
emancipation U ازادی
enfranchisement U ازادی
freedoms U ازادی
insubjection U ازادی
indpendence U ازادی
freedom U ازادی
freeness U ازادی
openness U ازادی
large n U ازادی
liberty U ازادی
liberation U ازادی
laissez-faire U ازادی تجارت
free enterprise U ازادی اقتصادی
probation U ازادی بقیدالتزام
advantages accruning from U ازادی مطبوعات
probation U ازادی مشروط
catholicity U ازادی فکر
emancipatory U ازادی بخش
the champion of liberty U مدافع ازادی
statue of liberty U مجسمه ازادی
freehand U ازادی در تصمیم
freedom of trade U ازادی تجارت
liberators U ازادی بخش
liberator U ازادی بخش
liberty party U حزب ازادی
liberty of the press U ازادی مطبوعات
freedom of experssion U ازادی بیان
civil liberty U ازادی مدنی
toleration U ازادی ازادگی
liberally U ازادی خواهانه
freedom of seas U ازادی دریاها
freedom of the press U ازادی مطبوعات
freedom of the press U ازادی نگارش
freedom of enterprise U ازادی تجارت
manumission U ازادی برده
freehand U ازادی عمل
market freedom U ازادی تجاری
probational U ازادی بقیدالتزام
free will U ازادی اراده
freedom of belief U ازادی عقیده
paroling U ازادی مشروط
paroles U ازادی مشروط
paroled U ازادی مشروط
parole U ازادی مشروط
medal of freedom U مدال ازادی
market freedom U ازادی بازار
manumit U ازادی بخشیدن
civil liberties U ازادی مدنی
elbowroom U ازادی عمل
economic freedom U ازادی اقتصادی
degrees of freedom U درجات ازادی
elbow room U ازادی عمل
edict of emancipation U منشور ازادی
relief U فراغت ازادی
conditional discharge U ازادی مشروط
degree of freedom U درجه ازادی
habeas corpus U حکم ازادی
free movement of capital U ازادی جابجایی سرمایه
liberal school U مکتب ازادی اقتصادی
liberals U ازادی خواه زیاد
liberal U ازادی خواه زیاد
liberty of conscience U ازادی عقیده یا فکر
nurse of liberty U پرورشگاه یا مهد ازادی
libertarianism U طرفداری از ازادی فردی
freedom of entry and exit U ازادی ورود و خروج
free thought U ازادی فکر لامذهب
laissez faire U ازادی مطلق اقتصادی
overindulgence U ازادی بیش از حد دادن
free thinking U ازادی از قیود مذهب
libertarian U طرفدار ازادی اراده
probationary period U دوره ازادی مشروط
laissez-faire U ازادی صادرات وواردات
the champion of liberty U سنگ بسینه زن ازادی
declaration of indulgence U اعلام ازادی دینی
laissez-faire U ازادی کسب و کار
latitudes U ازادی عمل وسعت
latitude U ازادی عمل وسعت
libertarians U طرفدار ازادی اراده
liberalism U اصول ازادی خواهی
nationalist U ازادی خواه واستقلال طلب
four freedoms U ازادی در نطق و بیان عقیده
the liberal party U حزب یا دسته ازادی خواه
nationalists U ملی گرا ازادی طلب
nationalists U ازادی خواه واستقلال طلب
illiberal U متعصب مخالف اصول ازادی
scope U میدان دید ازادی عمل
nationalist U ملی گرا ازادی طلب
edict of emancipation U ازادی بی قید و شرط اعطا شد
jubilee U روز ازادی سال ویژه
jubilees U روز ازادی سال ویژه
freewheel U با ازادی حرکت وجنبش کردن
disestablishing U کلیسا را از ازادی محروم کردن
ransom U ازادی کسی یاچیزی راخریدن
Soc U ازادی دراخذ تصمیم قضایی
ransoms U ازادی کسی یاچیزی راخریدن
disestablishes U کلیسا را از ازادی محروم کردن
freewheels U با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheeled U با ازادی حرکت وجنبش کردن
disestablished U کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablish U کلیسا را از ازادی محروم کردن
gold palm U نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
piscary U ازادی ماهیگیری در ابهای متعلق به غیر
liberalism U اعتقاد به ازادی ازلی و ابدی انسان
manchester school U مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
individualism U اصول ازادی فردی در سیاست واقتصاد
rollover U صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
four freedoms U دین رهایی از احتیاج و بالاخره ازادی از ترس
parole U ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
paroles U ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
the open door U ازادی ورود بیگانگان به کشوری برای بازرگانی
paroled U ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
paroling U ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
controlled reprisal U انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
mr. and mrs billiards U بیلیارد کیسه دار بین زن ومرد که زن ازادی ضربه دارد
convertibility U قابلیت تبدیل پول و اسعار ازادی خرید و فروش ارز درممالک مختلف
ticket of leave U سند ازادی مشروط زندانی محکوم به حبس ابد که ازطرف وزارت کشور صادر میشود
necessity U درCL به حالاتی اطلاق میشودکه عامل عمل به علت عدم ازادی اراده مسئول اعمال خود نیست
serfs U درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
serf U درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
options U حق انتخاب
selections U انتخاب
choice U انتخاب
franchises U حق انتخاب
options U انتخاب
option U حق انتخاب
election U انتخاب
option U انتخاب
suffrage U حق انتخاب
choicer U انتخاب
franchise U حق انتخاب
choicest U انتخاب
delegacy U انتخاب
excerption U انتخاب
selecting U انتخاب
draft U انتخاب
drafted U انتخاب
selection U انتخاب
choices U انتخاب
franc U حق انتخاب
francs U حق انتخاب
drafts U انتخاب
front de liberation national U جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
phyrgian cap U یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
sifts U انتخاب کردن
icons U راهنمای انتخاب
opted U انتخاب کردن
sifted U انتخاب کردن
screening, screenings U انتخاب کردن
to make a choice of U انتخاب کردن
self service U با انتخاب ازاد
screened U انتخاب کردن
sift U انتخاب کردن
screens U انتخاب کردن
ikons U راهنمای انتخاب
natural selection U انتخاب طبیعی
opts U انتخاب کردن
opting U انتخاب کردن
opt U انتخاب کردن
economic choice U انتخاب اقتصادی
re election U تجدید انتخاب
re-election U انتخاب مجدد
re-election U تجدید انتخاب
direct selection U انتخاب مستقیم
elect U انتخاب کردن
electing U انتخاب کردن
re election U انتخاب مجدد
picked U انتخاب شده
get in U انتخاب شدن
impluse action U انتخاب شماره
impluse stepping U انتخاب شماره
impluse selection U انتخاب ایمپولز
electives U دارای حق انتخاب
elective U دارای حق انتخاب
chose U انتخاب کرده
elects U انتخاب کردن
selective U مبنی بر انتخاب
selective U انتخاب کننده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com