Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
progressive relaxation
U
ارمیدگی تدریجی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
relaxation
U
ارمیدگی
roll back
U
به عقب راندن تدریجی مواضع دفاعی دشمن در هم نوردیدن تدریجی دفاع دشمن
phases
U
معرفی تدریجی چیزی یا کاهش تدریجی چیزی
phased
U
معرفی تدریجی چیزی یا کاهش تدریجی چیزی
phase
U
معرفی تدریجی چیزی یا کاهش تدریجی چیزی
slowest
U
تدریجی
imperceptible
U
تدریجی
progressive
U
تدریجی
step by step
U
تدریجی
gradatory
U
تدریجی
slow
U
تدریجی
gradational
U
تدریجی
slows
U
تدریجی
slower
U
تدریجی
slowed
U
تدریجی
slowing
U
تدریجی
step-by-step
U
تدریجی
step wise
U
تدریجی
gradual
U
تدریجی
piecemeal
U
تدریجی
delelopment
U
تکامل تدریجی
evanescence
U
زوال تدریجی
fail softly
U
با خرابی تدریجی
fail soft
U
با خرابی تدریجی
progressive burning
U
سوزش تدریجی
fail soft
U
تخریب تدریجی
graduality
U
تدریجی بودن
living death
U
مرگ تدریجی
step by step excitation
U
تحریک تدریجی
scale down
U
کاهش تدریجی
quantizer
U
تدریجی کننده
quantize
U
تدریجی کردن
progressive paralysis
U
فلج تدریجی
progressive assambly
U
نصب تدریجی
partial shipment
U
حمل تدریجی
instillation
U
ریزش تدریجی
progress payments
U
پرداخت تدریجی
insti
U
تلقین تدریجی
insti
U
ریزش تدریجی
gradations
U
انتقال تدریجی
gradualness
U
تدریجی بودن
glaucoma
U
کوری تدریجی
piecemeal
U
بطور تدریجی
corrosion
U
فساد تدریجی
piecemeal
U
بتدریج تدریجی
gradation
U
انتقال تدریجی
erosion
U
تحلیل تدریجی
evolution
U
تکامل تدریجی
instilment
U
ریزش و تلقین تدریجی
intergradation
U
محو سازی تدریجی
evanescence
U
فقدان تدریجی ناپایداری
progressional
U
دارای پیشرفت تدریجی
progressive burning
U
سوختن تدریجی خرج
graduating
U
تغییر تدریجی کردن
graduates
U
تغییر تدریجی کردن
graduate
U
تغییر تدریجی کردن
evolution
U
تحول تکامل تدریجی
insinuation
U
نفوذ دخول تدریجی
process
U
پیشرفت تدریجی ومداوم
processes
U
پیشرفت تدریجی ومداوم
gas degeneration
U
فساد تدریجی گازی
gradual
U
شیب تدریجی واهسته
evolutionism
U
اصول ترقی و تکامل تدریجی
progressive cookery
U
پخت تدریجی غذای یکان
abklingen
U
محو شدن تدریجی احساس
lysis
U
سقوط وزوال تدریجی مرض
lysate
U
محصول زوال وفساد تدریجی سلول
atmospheric corrosion
U
فساد تدریجی در اثر مجاورت با هوا
striptease
U
رقص همراه با برهنگی تدریجی رقاصه
frequency drift
U
تغییر تدریجی فرکانس یک فرستنده یا اسلاتور
winder
U
گرم شدن تدریجی بدن و افزودن برسرعت
escalation
U
افزایش تدریجی شدت و وسعت میدان جنگ
lamb's tongue
U
[کاهش تدریجی نرده پله ها شبیه انتهای زبان]
accrual
U
افزایش تدریجی مقدار یا ارزش چیزی بخصوص پول
choke
U
از کف دادن خونسردی باریکتر شدن تدریجی لوله تفنگ نزدیک دهانه
scalogram
U
نمایش وارائه ارقام واشکال از صور ساده بصور مشکل تدریجی
scallywag
U
نمایش وارائه ارقام واشکال از صور ساده بصور مشکل تدریجی
choked
U
از کف دادن خونسردی باریکتر شدن تدریجی لوله تفنگ نزدیک دهانه
chokes
U
از کف دادن خونسردی باریکتر شدن تدریجی لوله تفنگ نزدیک دهانه
gum
U
رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
creeps
U
تغییر شکل تدریجی و کند ولی پیوسته یک ماده تحت تاثیرنیروی ثابت با تنش مداوم
gumming
U
رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
creep
U
تغییر شکل تدریجی و کند ولی پیوسته یک ماده تحت تاثیرنیروی ثابت با تنش مداوم
gums
U
رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
gummed
U
رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
light and heavy system
U
روش تمرین وزنه برداری بافزونی تدریجی وزنه
hangovers
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangover
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
skimming
U
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
degressive burning
U
اشتعال طولانی اشتعال تدریجی خرج
data processing
U
پبشرفت تدریجی داده ها فرایند داده ها روند داده ها
revisionism
U
روش فکری ادوارد برنشتاین المانی که ابتدا پیرو مارکس بود ولی بعدا" دکترین فوق را که مبتنی است بر اصلاح سیستم انقلابی مارکس و اعتقاد به این که سوسیالیسم از طریق تکامل تدریجی میتواندجهانگیر شود ابداع کرد
vignetting
U
سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
corrsion
U
فساد تدریجی فساد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com