Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
evaluation
U
ارزیابی کردن تقویم اخبار
evaluations
U
ارزیابی کردن تقویم اخبار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
appraisal
U
تقویم ارزیابی کردن
appraisals
U
تقویم ارزیابی کردن
information processing
U
تقویم اخبار
syntheses
U
استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
synthesis
U
استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
evaluation
U
ارزیابی اخبار رسیده
evaluations
U
ارزیابی اخبار رسیده
assessable
U
قابل ارزیابی یا تقویم
appraisement
U
تقویم و ارزیابی مال
assessment
U
تقویم ارزیابی به منظور تعیین مالیات
assessments
U
تقویم ارزیابی به منظور تعیین مالیات
cross tell
U
پخش اخبار به طور عرضی توزیع اخبار دریک سطح فرماندهی
gregorian calendar
U
تقویم یا گاهنامه گریگوری تقویم مسیحی
almanac
U
تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanacks
U
تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanacs
U
تقویم سالیانه تقویم نجومی
to break news
U
فاش کردن اخبار
monitoring
U
رله کردن اخبار و پیامها
ring
U
احاطه کردن زنگ اخبار
disseminating
U
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminates
U
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminate
U
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminated
U
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
evaluates
U
تقویم کردن
apprising
U
تقویم کردن
value
U
تقویم کردن
evaluating
U
تقویم کردن
values
U
تقویم کردن
assessing
U
تقویم کردن
apprises
U
تقویم کردن
evaluated
U
تقویم کردن
assess
U
تقویم کردن
assessed
U
تقویم کردن
evaluate
U
تقویم کردن
valuing
U
تقویم کردن
assesses
U
تقویم کردن
apprise
U
تقویم کردن
misvalue
U
اشتباها تقویم کردن
misestimate
U
بناحق تقویم کردن
appraises
U
تقویم کردن تخمین زدن
appraise
U
تقویم کردن تخمین زدن
appraised
U
تقویم کردن تخمین زدن
appraising
U
تقویم کردن تخمین زدن
collection activity
عملیات جمع آوری اخبار سازمان جمع آوری اخبار
appraising
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraised
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraise
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraises
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
assesses
U
ارزیابی کردن
rates
U
ارزیابی کردن
rate
U
ارزیابی کردن
assessing
U
ارزیابی کردن
assessed
U
ارزیابی کردن
surveyed
U
ارزیابی کردن
survey
U
ارزیابی کردن
assess
U
ارزیابی کردن
examine
U
ارزیابی کردن
explore
U
ارزیابی کردن
inspect
U
ارزیابی کردن
investigate
U
ارزیابی کردن
look into
U
ارزیابی کردن
scrutinize
U
ارزیابی کردن
survey
U
ارزیابی کردن
evaluate
U
ارزیابی کردن
evaluated
U
ارزیابی کردن
enquire into
U
ارزیابی کردن
determine
U
ارزیابی کردن
check
U
ارزیابی کردن
make an evaluation
U
ارزیابی کردن
analyse
[British]
U
ارزیابی کردن
analyze
[American]
U
ارزیابی کردن
assay
U
ارزیابی کردن
evaluating
U
ارزیابی کردن
dissect
[analyse]
U
ارزیابی کردن
study
U
ارزیابی کردن
evaluate
U
ارزیابی کردن
bolt
[examine]
U
ارزیابی کردن
evaluates
U
ارزیابی کردن
appraises
U
ارزیابی کردن
surveys
U
ارزیابی کردن
appraise
U
ارزیابی کردن
appraising
U
ارزیابی کردن
appraised
U
ارزیابی کردن
evaluate
U
تقویم کردن قیمت کردن
evaluating
U
تقویم کردن قیمت کردن
processes
U
تقویم کردن تولید کردن
process
U
تقویم کردن تولید کردن
evaluated
U
تقویم کردن قیمت کردن
evaluates
U
تقویم کردن قیمت کردن
aims
U
ارزیابی کردن شمردن
assess
U
جریمه کردن ارزیابی
aimed
U
ارزیابی کردن شمردن
aim
U
ارزیابی کردن شمردن
reappraising
U
دوباره ارزیابی کردن
assessed
U
جریمه کردن ارزیابی
reappraises
U
دوباره ارزیابی کردن
reappraised
U
دوباره ارزیابی کردن
reappraise
U
دوباره ارزیابی کردن
assesses
U
جریمه کردن ارزیابی
revalue
U
دوباره ارزیابی کردن
rates
U
سرعت ارزیابی کردن
revaluing
U
دوباره ارزیابی کردن
rate
U
سرعت ارزیابی کردن
revalues
U
دوباره ارزیابی کردن
revalued
U
دوباره ارزیابی کردن
assessing
U
جریمه کردن ارزیابی
valuate
U
ارزش چیزی رامعین کردن ارزیابی کردن
estimating
U
تخمین زدن ارزیابی کردن
estimates
U
تخمین زدن ارزیابی کردن
estimate
U
تخمین زدن ارزیابی کردن
estimated
U
تخمین زدن ارزیابی کردن
interpretation
U
تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
interpretations
U
تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
rate
U
مشمول مالیات کردن ارزیابی کردن
rates
U
مشمول مالیات کردن ارزیابی کردن
pert
U
Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
overrating
U
بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrated
U
بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrates
U
بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrate
U
بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
traditions
U
اخبار
newsreader
U
اخبار
communication
U
اخبار
assertion
U
اخبار
news
U
اخبار
information
U
اخبار
broadcasts
U
پخش اخبار
annals
U
اخبار سال
ruise
U
اخبار دروغ
electric bell
U
زنگ اخبار
shocker
U
اخبار موحش
shockers
U
اخبار موحش
buzzers
U
زنگ اخبار
broadcast
U
پخش اخبار
life blood
U
جنبش بی اخبار
buzzer
U
زنگ اخبار
pony
U
پرداختن خلاصه اخبار
collection
U
جمع اوری اخبار
bell ringing transformer
U
مبدل زنگ اخبار
action information center
U
مرکز اخبار تاکتیکی
newsmen
U
خبرنگار گوینده اخبار
newsman
U
خبرنگار گوینده اخبار
forebedement
U
اخبار قبلی پیشگویی
ponies
U
پرداختن خلاصه اخبار
poney
U
پرداختن خلاصه اخبار
collections
U
جمع اوری اخبار
sound bow
U
کاسه زنگ اخبار
locals
U
داخلی اخبار محلی
push botton
U
دکمه زنگ اخبار
local
U
داخلی اخبار محلی
bell wire
U
سیم زنگ اخبار
essential elements of information
U
عناصر اصلی اخبار
bell transformer
U
ترانسفورماتور زنگ اخبار
newsy
U
دارای اخبار زیاد
civil damage assessment
U
ارزیابی خسارات غیرنظامی ارزیابی کل خسارات وارده به موسسات غیرنظامی
area assessment
U
ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
newsreel
U
فیلم اخبار جاری روز
newsreels
U
فیلم اخبار جاری روز
What is the latest news?
U
آخرین خبرها ( اخبار ) چیست ؟
collection agency
U
عامل جمع اوری اخبار
collection plan
U
طرح جمع اوری اخبار
magneto bell
U
زنگ اخبار جریان متناوب
collective
U
جمعی پخش یکجای اخبار هواشناسی
valuation
U
تقویم
appraisals
U
تقویم
desktop
U
تقویم
calender
U
تقویم
calendar
U
تقویم
evaluations
U
تقویم
calendars
U
تقویم
rating
U
تقویم
appraisal
U
تقویم
valuations
U
تقویم
ratings
U
تقویم
evaluation
U
تقویم
ephemeris
U
تقویم نجومی
calendar
U
تقویم ورزشی
calendars
U
تقویم ورزشی
assessment
U
تقویم براورد
ephermeris
U
تقویم نجومی
julain date
U
تقویم ژولین
estimates
U
تخمین تقویم
assessments
U
تقویم براورد
estimating
U
تخمین تقویم
estimate
U
تخمین تقویم
estimated
U
تخمین تقویم
air almanac
U
تقویم هوانوردی
appraisable
U
قابل تقویم
address calendar
U
تقویم نجومی
almanach
U
تقویم نجومی
appraiser
U
تقویم کننده
estimations
U
پیش بینی تقویم
clock calendar board
U
تخته ساعت / تقویم
estimation
U
پیش بینی تقویم
anno hegirae
U
مطابق تقویم هجری
kalendar
U
تقویم گاه نما
September
U
نهمین ماه تقویم مسیحی
the house was highly rated
U
خانه رازیاد تقویم کردند
ratable
U
مشمول مالیات قابل تقویم
ratable
U
قابل تقویم مشمول مالیات
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com